سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان




ارشیو یاسین رضوی پور - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3   4   5   >>   >

بسیاری از حوادث و جریاناتی که در فضای مجازی اتفاق می افتند مطلوب ما نیستند. بسیاری را نمیپسندیم و تائید نمی کنیم، از بعضی بیزاریم و با برخی نیز مخالفیم. اما یکی از جریانات ایجاد شده در فضای مجازی، که موجب انزجار من و بسیاری از کاربران اینترنتی را فراهم آورد، جریان توهین به مقدسات شیعه علی الخصوص توهین و تمسخر شخص حضرت امام هادی علی النقی صلوات الله و سلامه علیه بود.


جریانی که بیش از یک سال است سوهان روح بچه شیعه‌هاست، پدیده‌ای که آشکار و نهان از سوی مجامع صهیونیستی و ضد دین مورد حمایت قرار گرفته و حتی به شکل واضحی تعدادی کاربر ثابت و شبانه‌روزی شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و گوگل پلاس به ترویج آن و فعال نمودن مجدد آن مشغول هستند.


حالا پس از گذشت حدود یک سال، برخی از دوستان حاضر در شبکه‌های اجتماعی تصمیم گرفته اند با ایجاد صفحات و ارسال مطالب روزانه و بازنشر آن در پروفایل‌های شخصی خود، دهه‌ای را به بزرگداشت آن امام همام اختصاص دهند و از مناقب و کرامات حضرتش گفته و از این ظلمی که به ائمه هدات و سبل نجات می‌رود بکاهند.


برای ارتباط با این دوستان به صفحه امام هادی در شبکه اجتماعی افسران، صفحه بزرگداشت امام هادی در گوگل پلاس، و یا صفحه بزرگداشت امام هادی در فیس بوک مراجعه فرمائید.


شما نیز اگر کاربر شبکه‌های اجتماعی هستید و یا وبلاگ و یا هر رسانه‌ای دارید در بازنشر این گونه مطالب و بیان کرامات حضرت هادی علیه السلام بکوشید که کوتاهی در این امر خطیر موجب تقویت مجدد جریان توهین به ائمه خواهد شد.


میعاد ما از 23 الی 31 فروردین در سراسر فضای مجازی... می خواهیم کاری کنیم که فضای مجازی بچه‌شیعه‌ها را با نام امام هادی بشناسد...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سید حسین رضوی پور::نظرات دیگران [ نظر]

    چندی پیش فیلم وسترنی دیده بودم که برای من مضمون جالبی داشت. اسم فیلم خاطرم نیست. اما داستانش راجع به اهالی منطقه‌ای بود که راه‌آهن قرار بود از آن عبور کند. یکی از سرمایه‌داران بزرگ شهر، که افراد مسلح فراوانی را هم اجیر کرده بود و قدرت بلامنازع منطقه بود، سعی کرد زمین‌های اطراف مسیر راه‌آهن را از اهالی بخرد و اگر موافقت نمی‌کردند آن‌ها را به ترک زمینشان مجبور کند.



    نکته‌ی جالب فیلم در مورد خانواده‌ای بود که چند پسر جوان داشت. این پسرها در مقابل زورگویی اصحاب قدرت ایستادند و با او مقابله کردند. هزینه هم دادند. کشته هم دادند. آواره هم شدند. تمامی روزنامه‌ها که اجیر آن مرد ثروتمند بودند این جوانان را یاغی و شورشی خواندند و دستگاه قضایی هم که رشوه گرفته بود، این افراد را تحت تعقیب قرار داد.



    اما نتیجه‌ی مقاومت این چند نفر آن بود که سایر همسایه‌ها هم باور کردند که راهی غیر از پذیرش ظلم وجود دارد و می‌توان در مقابل زورگوها ایستاد. همین برای از پا افتادن فرد ظالم کافی بود. همین که هیمنه‌ی استکبار بشکند کافی است تا تمام مستضعفین با هم هم‌نوا شوند. نتیجه‌ی این فیلم برای من همین بود و بس.


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سید حسین رضوی پور::نظرات دیگران [ نظر]


    نمی‌بخشم کسانی را که یادمان دادند به تو بگوییم رهبر! همان‌هایی که گفتند ما بعد از امام دیگر به هیچ کس امام نمی‌گوییم. همان‌هایی که دانسته کوشیدند جایگاه امام ما را پایین بکشند. بکشندش تا حد یک رهبر، یعنی کسی مثل هیتلر، کسی مثل لنین، کسی مثل خودشان که برای دنیای ملّت خود می‌جنگد و نه برای آخرت امت خود...



    نمی‌بخشم کسانی را که به ما یاد دادند ملّت باشیم و کاری به کار امّت نداشته باشیم. یادمان دادند شهروند باشیم و نه امّت حزب الله. یادمان دادند به جای این که به دنبال آرمان‌هایمان برویم، درگیر روزمرگی‌های دنیایی باشیم، و خلاصه این که خواستند مثل خودشان باشیم.



    ببخشید که حرفم تلخ شروع شد. ببخشید که با گله و نارضایتی سخن آغاز کردم. اما این‌ها دردهایی بود، و بغض‌هایی که نمی‌توانستم نگویم. چرا گله نکنم از کسانی که یادشان رفت در قانون اساسی کشورمان حداقل چهار بار تصریح شده است که "ولی فقیه امام امت است". یعنی فراموش کرده بودند؟! باور نمی‌کنم. نخواستند که ولی فقیه واقعا جایگاه ولی فقیه را داشته باشد. نخواستند آن قدرت و جذبه‌ای که امام داشت،‌ آقای ما هم داشته باشند. ترسیدند منافع‌شان لطمه‌ای بخورد. ترسیدند دنیاشان به هم بریزد...



    البته همه این طور نبودند. بسیاری هم قصدشان عناد نبود. دنیاطلب نبودند. فقط غفلت کردند. یادشان رفت که فقط خودشان نیاز به امام نداشتند. آنقدر خودشان مجذوب در امام خود بودند که فراموش کردند ما هم امام می‌خواهیم. ما نسل‌سومی‌های انقلاب چه کردیم که باید محروم شویم از داشتن امام خودمان؟!


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سید حسین رضوی پور::نظرات دیگران [ نظر]

    خدا بیامرزد پدربزرگ مادری ما را. بنده‌ی خدا، قریب به هفتاد و چند سال به شغل شریف معماری مشغول بودند. تحصیلات آکادمیک نداشتند اما همه بهش می‌گفتند مهندس. نقشه‌های ساختمانیشان حرف نداشت. توی کار خودشان انصافاً ماهر بودند. خیلی از ساختمان‌های اداری، بیمارستانی، و دولتی کشور را پیش از انقلاب ایشان ساخته بودند؛ از جمله چندین بیمارستان و ساختمان‌های چندین استانداری و فرمانداری قدیم. سال 1360 که پدر و مادر بنده با هم ازدواج کردند، ایشان یک نقشه برای منزل‌شان کشیدند که حالا شده خانه‌ی پدری ما...

    نقشه، یک خانه‌ی دوبلکس بود با یک اطاق خواب و یک پارکینگ در همکف و دو خواب بزرگ در بالا. اما منزلی که الآن هست، سه اطاق خواب در پائین دارد، و راه پله‌ی طبقه بالا به طور مستقلی از بیرون راه گرفته، و آن را به یک واحد مسکونی نسبتاً مستقل تبدیل کرده است.
    چند وقت پیش که لابه‌لای وسایل قدیمی، دنبال چیزی می‌گشتم، نقشه‌های ساختمان تصادفاً نظرم را جلب کرد. برایم جالب بود. آن ساختمان داخل نقشه کجا و ساختمان امروز ما کجا! برایم این سوال پیش آمد که این همه تفاوت چطور به وجود آمده...
    بررسی که کردم دیدم وجود این همه تفاوت چندین دلیل می‌تواند داشته باشد. یکی تفاوت دیدگاه بنّاها با پدربزرگم، و حاکمیت هر چه بیشتر آنها بر سرنوشت ساختمان، در مرحله‌ی ساخت و سازش بود. یعنی فرقی نمی‌کرد پدربزرگم چه فکری داشته و یا پدرم چه می‌خواسته! بنّاها کار خودشان را کرده بودند. برای اطاق بزرگ منزل، لوله دودکش درنظر نگرفته بودند؛ کرسی ساختمان را آنقدر بالا آورده بودند که جایی که قرار بود پارکینگ باشد بالاجبار تبدیل به اطاق خواب شده بود، و بسیاری تفاوت‌های دیگر...


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :
  • جلسه چهارشنبه»
    21/6/90 12:47 ع

    مدتها بود که حرف‌هایی در زمینه‌ی عقود اسلامی و بانکداری داشتم که فرصتی برای بیانشون نبود. به خصوص وقتی رهبر انقلاب به دولت تاکید کردند که طرح تحول اقتصادی در نقدی شدن یارانه‌ها محدود نشه، و وقتی روی اصلاح بانکداری تاکید کردند، خیلی سعی کردم ببینم کجا دارن روی این موضوع کار می‌کنن تا باهاشون همکاری کنم، اما موفق نشدم.


    تا اینکه چند روز پیش یکی از دوستان بهم اطلاع داد که جلسه‌ای برای نقد بخشی از کتاب آقای سید عباس موسویان قرار است در پژوهشکده‌ی پولی و بانکی بانک مرکزی برگزار بشه. آقای موسویان که جزو روحانیون برجسته‌ی مسائل مربوط به عقود اسلامی هستند، و در شورای فقهی بانک‌ها، بورس، و بیمه‌ها بسیار تاثیرگذار بوده‌اند، در این بخش از کتابشون از برخی از حیله‌های ربا حمایت کرده‌اند.من هم مطالبی که در این زمینه داشتم رو نوشتم و برای دوستان ارسال کردم. امیدوارم تونسته باشم حرف حق رو بزنم. دوستان متن نقد من رو خوندند و طبق پیش‌بینی‌های ایشان، بحث احتمالاً بسیار چالش‌برانگیز خواهد بود. البته اگر فرصت ارائه به من بدهند!


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :
  •  


    در این دو سال اخیر، شاید راجع به هیچ کسی در این کشور به اندازه‌ی شخص آقای موسوی صحبت نشده. خیلی‌ها از او به عنوان یک "خائن" یاد کردند که از ابتدا هم در دلش خیانت پرورانده و حتی گاهی نسبت‌هایی به او دادند که به دور از انصاف بود. بعضی هم او را فردی مقدس، سالم، پاک و درستکار می‌شناختند. اما واقعیت از نظر من هیچ یک از این دو نیست.


    این مطلب را برای کسانی می‌نویسم که هنوز نمی‌دانند موسوی به چه دلیل محبوس شده است. برای کسانی که یا نمی‌دانند و یا نخواسته‌اند که بدانند که موسوی چه ضربه‌هایی به کشورش زده است. قطعاً نحوه‌ی بیان من حقوقی و قضایی نخواهد بود. چرا که من حقوق‌دان نیستم و بحث حقوقی هم بلد نیستم. به علاوه این که آقای موسوی مشاورین حقوقی زبده‌ای در کنار خود داشته که با زیرکی تمام،‌راهکارهای دور زدن قانون را به او آموخته بودند. اما آیا نزد خداوند، همین حقوق قراردادی نجاتش خواهد داد؟! آیا افکار عمومی، و اذهان مردم درباره‌ی او چگونه قضاوت خواهند کرد اگر بدانند که او با ایشان چه کرده است؟!


    ادامه مطلب را در حقیقت محض بخوانید



  • کلمات کلیدی :
  • و اکنون...خاتون!»
    14/6/90 2:5 ع

    دی‌ماه سال هشتاد و چهار بود. چند ماهی از روی کار آمدن دولت نهم می‌گذشت و هنوز عقبه‌ی دولت اصلاحات مشغول پارازیت انداختن بودند. از جمله‌ی مباحث داغ آن روزگار، بحثی بود که بین آقای مصباح یزدی و آقای عبدالکریم سروش بر سر ولایت فقیه باز شده بود. بحثی علمی که هر روز بیش از پیش رسانه‌ای می‌شد. در این میان، یکی از طرفین به مواضع و دیدگاه‌های شخص رهبر استناد کرده بود و همین موجب شده بود عده‌ای بحث را سیاسی ببینند. (دقت بفرمایید که فضای آن زمان مثل این روزها سیاست‌زده نشده بود!)


    دانشجویان دانشگاه امام صادق این توفیق را داشتند که روز عید غدیر، دیداری گرم و مهربانانه با پدر معنوی امّت، یعنی رهبر عزیزمان، امام سید علی آقای حسینی خامنه‌ای (که سایه‌ی طوبای ولایتش مستدام باد) داشته باشند. در این دیدار صمیمانه، نماینده‌ای از بسیج (عطاء‌الله بیگدلی) متنی از پیش تعیین شده را که از هفت هشت لایه نظارت درون دانشگاهی عبور کرده بود نزد رهبری قرائت کرد و در همین بحث به همان موضوع جدل بین طرفین اشاره نموده و از رهبری در مورد موضع ایشان سوال پرسیده بود.


    آقای خوبمان در میان سخنانشان این‌گونه پاسخ دادند که: "بنابراین این سؤال که ما چه بکنیم یا این سؤال که اگر نتیجه‏ تحقیقات ما با نظر رهبرى مخالف درآمد، چه کار کنیم این‌ها به نظر من سؤالات خیلى اصولى و منطقى نیست. شما مأمور به پژوهشید، شما مأمورید به این‏که فکر و کار کنید، نتیجه به دست آورید و آن نتیجه‏ شما را رهبرى و غیر رهبرى به عنوان دستاوردهاى علمى بگیرند و بر اساس آن، براى کشور برنامه‏ریزى کنند. تحقیق علمى، شأن و خصوصیتش، آزادى است؛ منتها عقلایى؛ بى‏انضباط نباشد."


    (متن بیانات حضرت آقا در آن دیدار را از اینجا بخوانید)


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :
  •    1   2   3   4   5   >>   >



    »
    هوا