سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث




آلا توحیدی - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3   4   5   >>   >

سالها پیش، در کافه ای در یکی از کشورهای اروپایی، به دختری که روبرویم بود گفتم ایرانیم، با لحنی حاکی از شوخی پرسید: بمب های خودت رو کجا قایم کردی؟ طی سالهای بعد، به اندازه کافی از این قضاوتهای شوخی و جدی شنیدم که شنیدن آنها دیگر مرا به اندازه نخستین روز شگفت زده نکند.

 


 یک سیاه پوست که هم اکنون در آستانه شصت سالگی است، تعریف میکرد که جوانی خود را در دهه هفتاد، زمانی گذراند که نگرش به سیاه پوستان بسیار سخت گیرانه بود. او زمانی که شبها از کنار هایدپارک در شیکاگو عبور میکرد، دختران و پسرانی را میدید که با دیدن او دست یکدیگر را محکمتر میگیرند، سکوت میکنند، خیره به روبرو از کنار او عبور میکنند و حتی اگر بتوانند مسیر حرکت خود را به سمت دیگر خیابان تغییر میدهند.

 


در کشور خودمان نیز، شمالی ها، آذری ها، یزدی ها، اصفهانی ها، جنوبی ها و ... هر یک قربانی تصویری هستند که از آنها و از مردم شهرشان ساخته شده و بر همین اساس مورد قضاوت قرار میگیرند.

 


این پدیده ای است که در روانشناسی استریوتایپ نامیده میشود. قضاوت بر روی انسانها بر اساس گروه یا جامعه ای که به آن تعلق دارند. زنان به جرم زن بودن و مردان به دلیل مرد بودن، قربانی چنین قضاوتهایی هستند.

 


آیا خطای استریوتایپ صرفاً یک خطای ذهنی بی دلیل است؟ واقعیت این است که چنین نیست. نیاکان ما در طول تکامل خویش در اثر توانایی تعمیم در تنازع برای بقا زنده مانده اند. آنها آموختند که از تمام جانوران خزنده بگریزند. از حیواناتی که دندان خویش را نشان میدهند فرار کنند و خود نیز چون آنان، برای تهدید دیگران دندانهای خود را نشان دهند. در جنگهای مذهبی، مسلمان بودن یا مسیحی بودن برای دشمن بودن کافی بود.

 


زندگی جمعی و به تعبیر جامعه شناسان Collectivistic زمینه را برای قضاوت جمعی فراهم میکرد. مردم فلان شهر خسیس بودند. مردم شهر دیگر ساده لوح. مردم شهر دیگر مذهبی و ...

 


اما زندگی جمعی رو به زوال است. زندگی فردی به خانه ها و خانواده ها رو آورده است. جوانانی که نه با پدر و مادر خود، بلکه با صفحه LCD موبایل خود زندگی میکنند. دختران و پسرانی که نخستین تجربیات  خود را نه با همسایه و خویشاوند خود که با مرد و زنی از دیاری دیگر در فضای مجازی آغاز میکنند.

 


و رسانه های ملی که دیگر ملت ها به دقت همیشه به آنها گوش نمیدهند و قدرت فرهنگ سازی آنها رو به کاهش است.

 


این چنین است که قدرت قضاوت جمعی - که شاید زمانی ابزاری قدرتمند بود - هر روز بیشتر از پیش کاهش می یابد و استریوتایپ که زمانی ابزاری برای زندگی بود، به عنوان شاخصی برای سنجش عقب ماندگی ذهنی و فرهنگی شمرده میشود.

 


چقدر در زندگی خود از استریوتایپها استفاده میکنید؟ زن، مرد، ترک، عرب، رشتی، قزوینی، متولد ماه مهر، متولد ماه اردیبهشت، کوتاه قد، چاق، اروپایی، شرقی، غربی، خارجی، ایرانی و ...

 


بیایید کمی بیشتر فکر کنیم





  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :آلا توحیدی::نظرات دیگران [ نظر]

    سلام دیروز اختتامیه بیست و چندمین جشنواره غیر بین المللی کودک و نوجوان در اصفهان بود و من متاسفانه حضور داشتم ،قصد داشتم امروز مقاله ای راجع به حاشیه های این اختتامیه  بنویسم که با وبگردیهای روزانه ام میان وبهای بچه های دانشگاهمون تغییر نظر دادم و این مقاله را موکول به بعد میکنم ،چون یکبار این اتفاق برای خودم افتاده بود و من هم راجع به این موضوعات مقاله هایی نوشتم که آدرس آنها را در پی نوشت قرار دادم،خواستم شما هم در جریان اوضاع فعلی دانشگاهها و بی اهمیتی مسئولین باشید!!کم کم دارم به این فکر میکنم که درس خواندن در بلاد کفر با چادر آسان تر از اینجاست!!


     


    * امروز امتحان شبکه های عصبی مصنوعی داشتیم که یک اتفاق خیلی جالب افتاد. استاد قبل از شروع امتحان بلند گفت خانم هایی چادر سرشون هست لطفا چادرهاشون را بردارند و چادر نپوشند. مراقب جلسه که اتفاقا قبلا هم رئیس انتظامات دانشگاه بود و من میشناختمش و الان در بخش دیگری از دانشگاه حضور دارند حسابی تعجب کرده بود. راستش خیلی جالب بود. این استاد ما از اون استادهای خیلی خیلی مقرارتی تشریف دارند و خیلی هم سخت گیر هست و از آنجایی که گاهی پیش میاد که بعضی از خانم ها فقط در زمان امتحانات چادر سر میکنند ( برای استفاده از شیوه های تقلب با چادر)، از همه خانم ها خواست تا چادرهاشون را بردارند و بعد امتحان را شروع کرد. (این هم ماجرای کشف حجاب بود در دانشگاه آزاد اسلامی)


     


    به نظر خودم که دلیلش اصلا قابل توجیه و پذیرفتنی نیست.


     


    * دوشنبه 30-1-90


     


    الان که مسنجر را باز کردم از طرف یکی که ID اش را هم نمیشناسم یک پیام داشتم که فکر کنم به این پست مربوط میشه. متن بسیار جالبی هست.


     


    سال دوم یک استاد داشتیم که گیر داده بود همه باید کراوات بزنند. سر امتحان، چمران کراوات نزد، استاد دو نمره ازش کم کرد. شد هجده، بالاترین نمره.”


     



    این متن از وبلاگ سید امیر است


     


    ..................................


     


    پی نوشت: 


     


    1-  چادری که بی حرمت شد


     


    2- عطر یاس چادرش...


     


    و اما این یکی که شرح حال خودم بود به سیاهی چادرم لبخند بزن استاد...






  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :آلا توحیدی::نظرات دیگران [ نظر]

    به مناسبت سالگرد انتخاب حضرت آیت‏الله العظمى خامنه‏اى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى ایران توسط مجلس خبرگان‏، برخی جملات و تعابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی نسبت به ایشان تقدیم مخاطبین عزیز می‌شود.

    حضرت امام خمینى(ره):
    آقاى خامنه‏اى، نعمتى است که خدا به ما داده و در بین متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشید، روشنى مى‏دهند

    آواى دعوت او در جهان طنین‏انداز است‏

    من آقاى خامنه‏اى را بزرگ کردم.(1) (او کسى است) که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‏انداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین سیاست.(3)

    چون خورشید روشنى مى‏دهند
    این‏جانب که از سال‏هاى قبل از انقلاب با (ایشان) ارتباط نزدیک داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاکنون باقى است، (ایشان) را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى که آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبدارى مى‏کنید، مى‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) که چون خورشید روشنى (مى‏دهند).(4)

    نعمتى است که خدا به ما داده است‏
    شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، (در بین) رئیس‏جمهورها و سلاطین و امثال این‏ها، (مى‏توانید) یک نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‏اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى‏کنید. من ایشان را سال‏هاى طولانى مى‏شناسم و در آن زمانى که اول نهضت بود، ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیام‏ها تشریف مى‏بردند و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) یک نعمتى (است که) خدا به ما داده (است).(5)

    در پناه خود حفظ فرماید
    ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیةالله ارواحنا فداه افتخار مى‏کنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شب‏ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزیز تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را که جز خدمت به اسلام نظرى ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.(7)

    1- صحیفه نور، ج 15، ص 139
    2- صحیفه نور، ج 15، ص 41
    3- صحیفه نور، ج 15، ص 179
    4- صحیفه نور، ج 15، ص 173
    5- صحیفه نور، ج 17، ص 170
    6- صحیفه نور، ج 15، ص 41
    7- صحیفه نور، ج 20، ص 171



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :آلا توحیدی::نظرات دیگران [ نظر]







    متن زیر بیانات مقام معظم رهبری پیرامون منافقین و عناد با ولایت است...

    یک نکته‏ى دیگرى که در دنباله‏ى آن مطالبه‏ى دانشجوئى عرض میکنم، این است که مطالبه کردن با دشمنى کردن فرق دارد. اینکه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‏ى با مسئولان کشور نشود - که الان هم همین را تأکید میکنیم؛ معارضه نباید بشود - این به معناى انتقاد نکردن نیست؛ به معناى مطالبه نکردن نیست؛ در باره رهبرى هم همینجور است. این برادر عزیزمان میگوید «ضد ولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم؛ ممکن است کسى معتقد به کسى نیست. البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست، آیه‏ى مُنزل از آسمان نیست که بگوئیم باید حدود این کلمه را درست معین کرد؛ به هر حال یک عرفى است. اعتراض به سیاستهاى اصل 44، ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد. دو نفر طلبه کنار همدیگر مى‏نشینند؛ خیلى هم با هم رفیقند، خیلى هم با هم باصفایند، همدرس هستند، مباحثه میکنند، حرف همدیگر را رد میکنند؛ این حرف او را رد میکند، آن حرف این را رد میکند. ردکردن حرف، به معناى مخالفت کردن، به معناى ضدیت کردن نیست؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد.


    (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران کنکور و فعالان تشکلهاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها‏.17/7/86)


    مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت کنید. من تأکیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این کشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزه‌ها با شدت، با قوّت، با ایمان کامل، با امید کامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.


    (بیانات در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور.4/9/88)


    بدون تحقیق نبایستى افراد را متهم کرد. به ظواهرِ خیلى ابتدایى نبایستى نسبت به وجود جرمى در کسى حکم کرد؛ مثلاً الان رایج شده که بعضیها را به اندک چیزى «ضد ولایت فقیه» مى‏گویند! معلوم نیست اگر کسى یک وقت در جایى یک کلمه حرفى زد، این ضدیت با ولایت فقیه باشد. البته ضدیت با ولایت فقیه، یعنى ضدیت با اصیل‏ترین و رکین‏ترین اصول و ارکان نظام جمهورى اسلامى - شکى نیست - منتها ضدیت معنایى دارد. مثلاً یک نفر هست که علیه این معانى مى‏نویسد یا حرف مى‏زند، یا با موقفها و مواضعى که از طرف دستگاه رهبرى یا از طرف رهبرى گرفته مى‏شود و طبق قانون اساسى سیاستهاى اصلى نظام را تشکیل مى‏دهد، صریحاً و غالباً - ولو نه دایماً - مخالفت مى‏کند، یا در مواقع حساس مخالفت مى‏کند؛ اینها ضدیت است؛ لیکن آن کسى که حالا یک وقت در جایى یک کلمه حرفى زده، یا مثلاً نسبت به چیزى عکس‏العملى نشان داده، این ضدیت محسوب نمى‏شود.


    ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطى دارد


    در زمان امام(رضوان‏اللَّه‏علیه) ما مى‏دیدیم که ایشان مطلبى را مى‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأى نمى‏دادند؛ نمى‏شود گفت اینها ضد ولایت فقیه‏اند. من یادم هست که یک وقت راجع به رادیو و تلویزیون یک نظر این بود که رؤساى سه قوه، شوراى عالى رادیو و تلویزیون باشند؛ همان شوراى سرپرستى‏یى که سابق بود. بنده خودم با ایشان صحبت کرده بودم و مى‏دانستم که نظرشان این است که رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه‏ى قضاییه، اعضاى شوراى سرپرستى را تشکیل بدهند. قاعده‏اش هم همین بود که وقتى مى‏گویند سه قوه نظارت کنند - که در قانون اساسى قبلى، تعبیر این‏گونه بود - باید شورایى با این ترکیب تشکیل شود؛ آسانترین وجهش این است. وقتى این پیشنهاد به مجلس آمد، آقاى هاشمى آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعى رد شد! با این‏که ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عده‏ى معدودى به آن رأى دادند! واقعاً نمى‏شود به آن اکثریت گفت که شما ضد ولایت فقیه هستید؛ نه، همه‏شان هم فدایى امام و علاقه‏مند به امام و مخلص امام بودند؛ خیلیهایشان هم جبهه‏برو بودند؛ اما این حرف را قبول نداشتند؛ بنابراین باید واقعاً این چیزها از هم تفکیک بشود. در همان وقت ما کسانى را مى‏شناختیم که به فلان مرکز مى‏رفتند و صحبت مى‏کردند و در اصلِ اعتبار نظر ولایت فقیه خدشه مى‏کردند! این حرفها مربوط به امروز نیست که حالا کسى خیال کند بعضیها امروز این حرفها را مى‏زنند؛ نه، همان زمان مى‏زدند؛ ما در جریان بودیم و افرادش را مى‏شناختیم؛ الان هم یقیناً آثار و نوارها و حرفهایشان هست. غرض، رمى به «ضدیت با ولایت فقیه» چیز آسانى نیست که ما تا اندک چیزى از کسى دیدیم، فوراً این مُهر را به پیشانى او بزنیم؛ ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطى دارد.


    على‏اىّ‏حال، این جهات اخلاقى باید خیلى با دقت رعایت بشود.


    (بیانات در دیدار با اعضاى هیأت مرکزى نظارت بر انتخابات چهارمین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى‏.4/12/70) 



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :آلا توحیدی::نظرات دیگران [ نظر]

    شهر تمام شد.


     


    اینجا هر قطعه ای یک منطقه است و هر منطقه یک ایستگاه بهشتی.


     


    یادمان باشد فرصتمان کوتاه است .تا بازگشتن فاصله چندانی نیست.اگر بخواهیم پیش از آنکه برگردیم ،از هر آنچه بوده ایم برگردیم،باید خیلی حواسمان را جمع کنیم.شاید سالهاست که خیلی هایمان دنبال بهانه ای برای خوب شدن هستیم،حالا وقتش رسیده !


     


    نفسی تازه کنیم ،اشکی بر دامان طبیعت بیفشانیم و رذیلتها را دمی به خاک بسپاریم.نیرو بگیریم،تازه تر شویم بلکه پیش از بازگشت به میان مردم شهر بوی عطر خوبیها را به ارمغان بیاوریم و از این تجربه زیبا ،برای گذار از میان آهنها و سختیهای هوس مدد بگیریم.


     


    منطقه محلی است که یادآور شهداست.جایی که انان با تحمل سختیها و فشارها،نفس سرکش را آرام مینمودند و برای پرواز به سوی بینهایت مهیا میگشتند.برای همین بود که بی تاب میشدند.شبها گریه می کردند و دیگر دوست نداشتند به شهر برگردند.اکنون که بار سنگین حفظ دین و انقلاب بر دوش ماست ،حالا که ما،مانده ایم و انها رفته اند ،چه خوب است که اخلاق ورفتار خود را مانند انان کنیم.بیاییم در طول این سفر کوتاه و مقدس با وضو باشیم،از لغویات و سخنان بیهوده،چه رسد به گناهان!بپرهیزیم.زمان اقامه نماز ،وقت خواندن قرآن و مخصوصا هنگام عزاداری ،به حقیقت هستی توجه پیدا کنیم و از ائمه اطهار (ع) و شهدا مدد جوییم.


     


    هر چند دروازه های عظیم  شهادت به معبری تنگ و باریک مبدل شده و ما را به ان مراتب راه نمیدهند ،اما می توان با خلوص نیت بر سر این راه نشست و کاروان سالار را صدا زد.


     


    شاید از این کوچه کسی گذر کند !شاید همین آرزوی جهاد بتواند درهای شهادت را بگشاید.


     


    شاید همین مسافرت بتواند رفاقت با شهیدان را به ارمغان بیاورد.


     



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :آلا توحیدی::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3   4   5   >>   >