|
آهای بچه شاه عبدالعظیم! چه سلامی، چه علیکی، چه کشکی، چه پشمی! 8ماه حبسی که برایت بریده اند و «قطعی» هم بریده اند، هشتش، مرا یاد 8سال دفاع مقدس انداخت که جسم تو علی الدوام در آنجا حبس بود و از آن «حبس قشنگ» که خودخواسته بود، کم می شد دل بکنی و بروی مرخصی! اما آن 50ضربه شلاق، سوزشش، مرا یاد سوز سرمای زمستان والفجر 8 انداخت که هنوز به شدت سالگردش است! 50یا 100یا اصلا 3هزار میلیارد ضربه شلاق را، تو بگو که حتما و قطعا، راحت تر می شود تحمل کرد تا شلاق رد شدن از عرض اروند که آب وحشی اش، موج نداشت! لاکردار رسما موجی بود!! یادت هست؛ امواج موجی اروند وحشی، چه شلاقی می زد روی صورت بچه هایی که خیلی هاشان تا برسند آن طرف اروند، دیگر به کاروان شهدا پیوسته بودند؟! چه شلاقی بودها!! لیاقت شهادت داشتی، حالا شلاق نمی خوردی از روزگار. همین زنده ماندن تو، بدترین شلاق هاست که شلاق قوه قضائیه جمهوری اسلامی، هیچ است پیشش!! شلاق زنده ماندن بعد از «جبهه والفجر» و شلاق مشاهده این همه جبهه که توش، کت شلواری زیاد پیدا می شود، اما لباس خاکی، نه! اختلاس شاید، اما اخلاص، نه! آهای بچه شاه عبدالعظیم! |
«طنز سرگشاده» حسین قدیانی به سعید تاجیک + عکس!! + مکث!!»
4/12/90 9:44 ع
من نگران اصل اصولگرایی ام…»
2/12/90 5:17 ع
گاهی یک رفتار و یک گفتار، در نگاه اول، شاید خیلی کار خارق العاده ای به نظر نرسد، اما خوب که دقیق و عمیق می شوی، می بینی که تلطیف می کند فضای عمومی جامعه را و مهربان می کند سپهر ملی میهن را. چیزی که این روزها و در این فضای سیاست زده، بسی به آن محتاجیم. با همین چند کلمه، جا دارد قدر بدانیم کار ماندگار پرویز شیخ طادی را که از جایزه سینمایی خود گذشت و آن را تقدیم کرد به ابالقاسم طالبی، و البته کارگردان «قلاده های طلا» نشان داد که به شدت، لایق این بذل و بخشش شیخ طادی بوده؛ آنجا که خود در این «تسلسل عاشقی»، علیرضا احمدی روشن را در آغوش گرفت و این جایزه را از همان روی دوش، تقدیم فرزند شهید هسته ای کشور کرد. این جایزه گشت و گشت و گشت، آخر سر به خوب جایی رسید. به به از این تصاویر! به به از این تمثال! به قول یکی از بچه های وبلاگم، کارهایی از این دست، و گشت هایی از این گشت، والفجر هشتی می کند فضای روحی و روانی کشور را. یعنی که جبهه ای و خالصانه می کند قلوب را. بهتر از این چه کار؟! و زیباتر از این چه ابتکار؟! |


























