سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن




رحیم زارع - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3      >

 



اگر ما دنبال مسایل خودمان رفتیم وبه فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم,دنبال تجملات وتشریفات رفتیم و در خرج کردن بیت المال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم... مگر اعتماد مردم باقی می ماند؟ مگر مردم کورند؟...نمی شود ما در زندگی مادی فرو رویم وبخواهیم مردم به شکل اسوه به ما نگاه کنند. مردمی که خیلی شان از اولیات محرومند.از خیلی ها باید گذشت در این راه نه فقط از شهوات حرام,از شهوات حلال باید گذشت...


سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام23/5/1370



مسئولان نظام در ایران اسلامی باید از لحاظ قناعت,زهد وبی رغبتی به زخارف دنیا سرمشق دیگران باشند وحد آن نیز ورع است.ترغیب جامعه به پرهیز از روحیه مصرف گرایی ورها شدن از مظاهر فرهنگ غربی موقوف به عمل ماست ومسئولان کشور باید بی رغبتی به تشریفات وتجملات زاید ودر یک کلمه بی توجهی به دنیا را در عمل به دیگران نشان دهند.


سخنرانی مقام معظم رهبری بامسئولان نظام 14/9/69



 




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    جوانها باید هوشیار باشند.جوانها باید بدانند آنچه از ورای مرزها به وسیله کسانی که هیچ به سر نوشت این ملت علاقه ندارند میرسد باید با آن به شکل احتیاط برخورد کرد.نمی شود بی قیدوشرط هرچه را که از سوی مرزها میفرستند پذیرفت-اعم از کالا به کالای فرهنگی وهمچنین امواج تبلیغی وفرهنگی-دشمن در کمین است



    مقام معظم رهبری 27/6/75


    سازندگی کشور بدون توجه به کار فرهنگی کار حکیمانه وعاقلانه ای نیست


    مقام معظم رهبری5/11/76




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    اگر کسی در باره مبنای فکری شبه ای دارد قانونش این است که آنرا در مراکز تخصص ومحافل علمی مطرح کند.یا باید شبهه را برطرف کند وازذهن خود زدود یا اگر شبهه اشکال واقعی است آنرا به یک نظریه تبدیل کرد وذهنهای اهل علم واهل نظر را نسبت به آن منقاد نمود. این حضرات از این قانون پیروی نمیکنند شبهه ای در ذهن می آید خودشان دچار بی اعتقادی میشوند وبر اثر هزار گونه ابتلا وگرفتاری پایه های ایمان قلبی شان موریانه هوی وهوس ورفاه زدگی ودنیا طلبی می جود ومی خورد شبهه دار می شوند.آنگاه می آیند شبهه را در افکار عمومی مطرح میکنند واسمش را هم تجدید نظر میگذارند این خیانت به افکار عمومی است. تجدید نظرهای سیاسی ومصلحتی وناشی از تغییر موقعیتها وتطمیع دشمن تجدید نظر نیست اینها هرهری مسلکی است.


    بیانات مقام معظم رهبری در دیدار باجوانان استان اصفهان 12/8/80


     



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    این روزها در حالیکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی اجرای قوانین فرهنگی و یکی از نهاد های
    سیاست گذاری فرهنگ کشور در سطح کلان است, واداره های وابسته به آن در سطوح شهرستانها مسئول اجرا وایجاد ونظارت بر مسایل فرهنگی می باشد؛
    وجود مدیریتی قوی دایره اختیارات فراگیر ضروری به نظر میرسد. در شهرستان کازرون استان فارس پس از گذشت حدود 500 روز از برکناری ریاست پیشین اداره فرهنگ وارشاد , همچنان مهمترین نهاد فرهنگی شهرستان توسط سرپرست اداره می گردد. عدم توجه مسئولین مربوطه به این امر سبب سردرگمی وبعضا دلسردی عزیزانی گردیده که در این امر قدم گذاشته اند .
    شایسته است مسئولین با تصمیم گیری های قاطع وبدون در نظر گیری مسائل حاشیه سازمتولیان وخدمتگزاران فرهنگ کازرون را ازاین رکود خارج نمایند تا شاهد شکوفاترشدن استعدادهای این شهرستان درعرصه فرهنگ باشیم

    ومن الله التوفیق



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    در مورد برخورد با مفاسد اقتصادی در زمان کنونی نکاتی را در راستای هدف روشنگری بیان می شود باشد که قدمی در جهت تحقق هدف رهبر معظم انقلاب در نهضت روشنگری برداشته باشم:
    مدتهاست که رهبری معظم انقلاب ضرورت روشنگری را  مطرح نموده وازچند سال قبل ,مبارزه با مفسدان اقتصادی را گوشزد نمودند. زمانی که توجه معظم الله به این است که نامزد های مورد؛ نظرمتصل به کانونهای قدرت وثروت نباشند وظیفه رسانه ها ومسیولین چیست؟ زمانی که در این استان نمایند ه ای، مسئولی را معارفه میکند حمایت میکند در منصب شهردار یا فرماندار شهرستانی و تمام تلاش خویش را بر بقای فرد مذکور  در آن مسولیت به کار میبرد تا آنجا که حتی از قانون نیز عبور می کند وبدعت اعتراض به حکم وزارت کشور وتجمع  اعتراض آمیز  را می گذارد.چرا نباید در مورد فساد مالی آقای مسئول که سبب دستگیری وی نیز گردید خبر رسانی وشفاف سازی نمود؟


    چرا نباید مردم شهرستان از علت ضمانت آقای نماینده از شهردار خاطی و معزول ودخالت در رسیدگی به پرونده مذکور  آگاهی یابند؟ این بایکوت خبری در آن  زمان جز تسامح وچشم پوشی از حقیقت چه معنایی دارد؟معنی روشنگری این است؟ وقتی دریک جلسه انتخاباتی وعده های مالی کلان داده میشود.وقتی فقط هدفشان رای آوری به هر طریق ممکن است وحتی به ائتلاف با  افراد معلوم الحال  اقدام میکنند چرا نباید رسانه های شهرستان توجه کنند مگر روشنگری وابسته به گروه خاصی است؟ وقتی فقط برای یک سخنرانی  هزینه های برگزاری  مسابقات  نه چندان مهم را به عهده می گیرند  نباید معلوم شود از کجا کدام بودجه؟


    همین آقا اگر فردا توسط  شوراهای نظارتی تایید هم نشود اقدام به مظلوم نمایی می کند.چنانکه در جلسات خصوصی خویش نیز مطرح کرده اند.عوام هم حق دارند باور کنند این وظیفه همه کسانی است که اطلاع دارند ومطرح نمی کنند. والله همه ما  مسئولیم.اکنون که گروههای مخالف با نظام با چراغ خاموش وبه صورت خاکستری حرکت می کنند ضرورت روشنگری بیشتر به چشم میاید.مردم باید بدانند که چه میگذرد.امید است که همه ما به ندای رهبر عزیزمان را لبیک گفته وپرچمدار نهضت روشنگری در همه جای ایران به خصوص در استان فارس باشیم. 



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    تصویر حضور»
    3/9/90 12:0 ص



    `چند خطی به پیشوازی محرم:


    یا ثارالله !


    بر هر کوی و برزن نشانت را آویخته اند، تصویر حضورت را ترسیم کرده اند، نامت را همه جا جاری نموده اند، نوای ماتمت را فریاد کشیده اند، شهر را سیاه پوش و مجالس هلهله را برای تو تعطیل کرده اند.


    یا اباعبدالله!


    همه می خواهند بگویند: در شادی تان شادیم و در غم تان افسرده؛ با دوستان تان دوست و با دشمنان تان، دشمنیم.


    اما چه حیف که از محرّم تنها عزاداری اش و از عاشورا گریستن اش را آموخته ایم. حیف که پیام کربلا و رسول عاشورا را نفهمیدیم.


    چارلز دیکنز نویسنده معروف انگلیسی می گوید :


    « اگر منظور حسین(ع) جنگ در راه خواسته هایش بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد»ماهنامه موعود ش72 ص36


    به قول زنده یاد دکترعلی شریعتی : حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود؛ افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.


    و امروز اگر ندیده باشیم، صدها بار شنیده ایم که همین مولا گره ای ناگشودنی هزاران هزار مردمی که به سویش رو آوردند را گشود و مرض های لاعلاج را شفا بخشید.


    آیا نمی توانست همان دم با اشاره ای، تمام مخالفانش را نابود کند تا سمّ اسبان، پیکر پاکش را به تاراج نگیرد و خون مطهّر کودکش، دستان شفابخشش را نیالاید؟ به راستی آیا خدایش نمی توانست سپاهی از جن و انس را که خود وعده داده است، به یاری اش بفرستد؟


    افسوس که ثواب این ماه را تنها سینه زدن و اشک ریختن بر مصائبش می دانیم امّا از بطن کلامش غافلیم.


    پیامبر اکرم صلوات الله علیه می فرمایند:


    هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است.


    و آنان که پیش روی فرزندش حسین(ع) ایستادند، جاهل به امام زمانشان بودند.


    خدا کند این حدیث مشمول مان نگردد که عزادار حسین (ع) اما جاهل به امام حیّ و حاضرمان باشیم.


    در دعایی از امام صادق (ع) روایت شده است که:« خداوندا! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، رسول و فرستاده ات را نمی شناسم؛ خداوندا ! فرستاده ات را به من بشناسان؛ زیرا اگر فرستاده ات را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا ! حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی، در دین خود گمراه خواهم شد»ماهنامه موعود ش72 ص 17


    و حالا که هنوز طومار کوچ مان را نپیچیده اند و بر رفتن مان از دنیای فانی امضایی نزده اند، بر نیامدنش ندبه کنیم و دستان دعای مان را برگیریم و از بارگاه جلّ جلاله کوله کوله آمدنش را گدایی کنیم.


    مگر نه این است که می گویند:دعاهم ساعت و وقتی دارد؛ شاید دعای مان، دمی، ساعتی بگیرد و بر دنیا دنیا بیچارگی و بی پناهی مان نقطه پایانی گردد.





  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]

    عدالت علی (ع)»
    22/8/90 9:39 ع

    دلا باید که هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
    به صدق دل همیشه یاد او بود به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
    (علی به واسطه شدت عدالتش ، شهید شد زیرا مردم طاقت تحمّل قوانین او را نداشتند) پادشـاهی که یکبار متولد گشت ، زیست و (به خاطر شدّت عدالتش شهید شد) و قالب را شکست تا دیگـر چون او به این کـره خاکی قدم نگـذارد .
    روزهای عمـر مبارکش ، روزهای درخشنـده تاریخ اسـلام ، حتّی بشریّت است
    نخستین کسی که به رسول خدا ، ایمان آورد و جانش را در طبق اخلاص ، سخاوتمندانه نثـار پیامبر کرد و برای بقای اسلام و رسول خدا ، خود را آماج شمشیرها و نیزه ها قرار داد او که سرچشمه فضـایل ، معیار کمال و ترازوی عدالت بود و به راستی که کشته عدالت خویش گشت حقّ با او رقم می خورد و قرآن با او تفسیر می شد او که خیر مطلق ، سمبـل انسـانی کامـل و عارفی عاشق بود پلی بین حقّ و باطل و تفسیر (جاء الحقّ و زهق الباطل ) او که تعصبّات خانوادگی اش ، هرگز نتوانست مانع اجرای حقّ گردد و نیز برای خود امتیازی قائل نشد .
    با آن که صریر عرش حقّ جایش بود              بر روی حصیر پاره می خفت علی
    اوهدف دین را برتر از خواسته ها و احساسات خود می دانست . انصافش را حتّی از قاتلش دریغ نکرد .
    در شجاعت شیر ربّانی ستی                     در مروّت خود که داند کیستی
    عفو را زکات پیروزی می دانست و به حقّ صدای عدالت انسانی و فیض الاسلام بود
    او که معیار عدل و نهایت کمال و خلیفة الرّسولی که امیر مؤمنـان بود معلّمی والا که تربیت کننده ای شایا و اسوه ای حسنـه بود شایستـه ترین حاکمی که حکومت با او به کمال رسید و عدل با او تفسیر گشت او که شعری خـدایی ، افسانـه ای الهی
    ونغمـه ای آسمـانی بود او که نمی توان انکـارش کرد و نـه به تعریفـش نشست
    نه خـدا توانمـش خواند ، نه بشـر توانمـش دید
                                                                 متحیّـرم چه نامم شـه مُلک لا فتی را
    بزرگ مردی که بیـوه زنان و یتیمـان را سرپرستی نمود و نقطه پایان ناامیدی هاشان گشت فریاد رسی که شبانه بر انتظارها ظهور می کرد و نیازها را برآورده می ساخت و بخشندگی اش فاش نشد مگر با پرواز ملکوتی اش .
    پادشـاهی که به شب برقّع پوش می کشـد بار گدایان به دوش
                                                                         تا نشـد پردگـی آن سرّ جلیّ نشـد افشـا که علی بودعلی
    مظلومی که بیست و پنج سالش را خانه نشین کردند آنگاه به زور به حکومتش رساندند و پنج سال ریاست عادلانه اش را تحمّل نمودند و چون عدالت شایسته ترین رهبر ، به آرمانشان نرساند ، قصه ذلّتشان را سر دادند تا ستاره ای که در کعبه درخشید در محراب غروب کند و چون پرتویی به خورشید بازگردد و یا قطره ای به دریا پیوندد و(فزت وربّ الکعبه) را سر دهد .
    به راستی چه می توان گفت (درباره کسی که دوست و دشمن فضائلش را انکار نمودند دوستـانش از بیمی که داشتند و دشمنـانش از حسـدی که در دل می پروراندند)
    به جز از علی نبـاشد به جهـان گره گشـایی
    طلب مـدد از اوکن چو رسـد غم و بلایی
     چو به کـار خویش وامـانی ، در رحمت علی زن
    به جـز او به زخم دلهـا ننهـد کسی دوایی
    و اینک تنهـا امیـدمـان این است که :
    چون نـامه جرم ما به هم پیچیدند بردند و به دیـوان عمل سنجیدند
    بیش از همه کس ،گنـاه ما بود ولی مـا را به محبّت علی بخشیـدنـد



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :رحیم زارع::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3      >



    »
    هوا