سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره




روح الله غیاثی - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2      >

 


بسم الله ...

دعوت‌نامه امام‌حسین(علیه السلام) برای یک دانش‌آموز


س ن : چه لذتی دارد وقتی میخواهی از خودت بگویی ...
سرت را بالا بگیری و بگویی...  "امیـــــــــــــــــــــری حسیـــــــــــــن و نعم الامیــــــــــــر"


س ن : زیارت امام حسین علیه السلام : نه ثروته ،‌ نه قسمت ،؛ بلکه یک دعوته


زینب وحیدی دختر 13 ساله دانش‌آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامه‌ای به امام حسین(علیه السلام) نوشت و چه‌زود دعوت‌نامه خود را از امام حسین دریافت کرد!



 
 



زینب وحیدی دختر 13 ساله دانش آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامه ای به امام حسین علیه السّلام نوشت و چه‌زود دعوت‌نامه خود را از امام حسین دریافت کرد! ماجرا چنین است:





سوال: در چه خانواده ای زندگی می کنی و چه عاملی باعث شد به یاد امام حسین بیفتی؟





زینب: پدرم کارگر ساده است، مادرم خانه‌دار، یک خانواده 6 نفره هستیم‌، به مناسبت دهه فجر سال 89 از طرف مدرسه روستا در مسابقه حفظ سوره فجر شرکت کرده و یک کارت بانکی با ارزش ده هزارتومان هدیه گرفتم. این کارت را خیلی دوست می داشتم و آن را به خوبی نگهداری می کردم. یک هفته بعد از طرف مدرسه به دانش آموزان گفتند برای بازسازی حرم مطهر امام حسین علیه السّلام از طریق ستاد بازسازی عتبات کمک جمع‌آوری می کنند. من هم همین کارتی را که گرفته بودم با نامه ای که نوشتم هدیه دادم.






سوال: در نامه چه نوشتی؟





زینب: نوشتم: "به نام خدا – نامه می‌نویسم برای امام حسین علیه السّلام – خیلی‌ها دل دارند که به کربلا بروند، بعضی می گویند باید پولدار شویم تا به کربلا برویم، ولی من می گویم باید قسمت شود و کربلا ما را بخواهد. من این نامه را که می نویسم اشک از چشمهایم جاری می شود، خدایا، می شود روزی که کربلا بیایم و کنار ضریح آن امام بزرگوار درددل کنم، من این هدیه را که در 20 بهمن 89 برای حفظ سوره فجر گرفتم به این نیت می دهم تا امام حسین علیه السّلام را همیشه به‌یاد آورم، اگر من پول زیادی داشتم، هیچ‌وقت دریغ نمی کردم ولی پدرم یک کارگر ساده است و برای درس و مخارج ما کار می کند ".






سوال: بعد چه شد؟





زینب: نامه مرا مدیر مدرسه خوانده بود، سر صف آمد و گفت: آیا شما دانش آموزان معلم و مدیر‌تان را به گریه انداخته اید؟ همه گفتند: نه. مدیر گفت: زینب با نامه اش مرا به گریه انداخت و شب تا صبح گریه کردم، بعد از آن یک کارت دیگر پارسیان خودش به من هدیه داد.






سوال: کی و چطور به کربلا آمدی؟





زینب: یک روز به من و خانواده ام اطلاع دادند آموزش و پرورش می خواهد زینب را به سفر کربلا ببرد. بعد هم گذرنامه تهیه کردند و تاریخ سفر پنجم تیر یعنی بعد از امتحانات خرداد اعلام شد و آقا امام حسین دعوت‌نامه مرا امضا کرد.






سوال از آقای رازی مدیر کاروان زینب: این کاروان چگونه عازم کربلا شد؟





پاسخ: آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعه‌کشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره 47 به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوش‌شانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.






تعدادی از معلم ها داوطلبانه 300 هزار تومان کمک هزینه سفر زینب به کربلا را تقبل کردند. تعدادی از خانم معلم ها هم آمادگی خود را برای حضور در کاروانی که زینب را به کربلا می برد اعلام کردند، شور و هیجان خاصی در جمعیت حاضر افتاده بود، به این ترتیب تصمیم گرفته شد این کاروان فرهنگی با هزینه خودشان عازم کربلا شوند و من هم که سابقه مدیریت کاروان داشتم توفیق خدمت به آنها را یافتم، جالب این‌که هنگام عبور کاروان از مرز مهران، شماره کاروان ما 1 بود و امیدوارم در پیشگاه آقا امام حسین نیز شماره 1 باشیم.






سوال از زینب: در اولین نگاه به حرم و ضریح آقا امام حسین علیه السّلام چه حالی داشتی و چه خواستی؟





زینب: برای دیدن بارگاه مطهر آقا امام حسین لحظه شماری می کردم، با دیدن ضریح مطهر بی‌اختیار اشک از چشمهایم جاری شد، احساس رضایت داشتم و برای همه آرزومندان و پدر و مادرم دعا کردم، از خدا خواستم کمک کند تا نمازم را اول وقت بخوانم.






سوال: چه توصیه ای برای دانش آموزان هم‌سن و سال خود داری؟





پاسخ: توصیه من به این دختر خانم‌ها این است که حجاب خودرا حفظ کنند و مواظب باشند خون شهدا پایمال نشود، نماز اول وقت بخوانند و به پدر و مادرشان احترام بگذارند.





لازم به یادآوری است که سیمای معصوم و بااخلاص زینب، از او چهره‌ای محبوب بین اعضای کاروان ساخته است، خانم معلم‌ها تقاضا دارند زینب با آنها هم‌اتاق باشد تا بیشتر از صفای باطن او بهره ببرند.






منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی حج





 پ ن ، زیارات :  عاشقی به بهونه ی تو قشنگه ......... نوکری در خونه تو قشنگه





هر کسی که عاشقته دل شیدا داره .........دوست دارم دوستم داری دل به دل راه داره...



 



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :روح الله غیاثی::نظرات دیگران [ نظر]

     


    بسم الله ...


    این وبلاگ را هیچ وقت یادتان نرود ==>  دلبریان؛ راویت های فابریک جنگ 




    ثبت نام از  1390/02/12 تا تاریخ  1390/02/20


    هرگز نمی توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمی توان همه مکانها را برابر شمرد. برخی زمانها و مکانها ارزشی والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهای شیطانی از آیینه دل است؛ ماه ولایت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است.
    در این ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوی دوست، با حضور در صحن و سرای دوست، پله های سلوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و دیگر اعمالش مایه تقرب است. در خانه دوست، سفره ای از مغفرت و بخشایش گسترده شده و عاکف با صیقل روح و روان، زنگار گناه از دل می زداید و مهیای ضیافت بزرگ در ماه وصال می گردد. ماهی که عشاق از سفره پرفیض الهی، لقمه های راز بر می چینند و عطر قرآن از ژرفای دل بار یافتگان، مشام جان را می نوازد.
    اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشأ قدرتها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.
    و ایام بیض در پیش است زمان عرشی شدن فرشیان؛ اعتکاف با همه فضیلتش، زن و مرد را به خود می خواند، انسان را می خواند تا در دنیای های و هوی و دود و دم، معراج انسانیت را به تماشا بنشینیم. فرصت طلایی عمر در پیش است و ایام در گذر؛ پس همتی باید تا با حضوری سبز از همسفران کوی دوست بگردیم.
    .....................
    سلام 
    تا حالا اعتکاف رفته اید؟؟؟
    تا حالا در عمرتان مزه اش را چشیده اید؟؟
    آدمی زاد خوب است به عقایدش هر طور که شده یک بار خودش را برساند و مزه ی و طعم و شیرینی عقیده اش را بچشد .
    دوستان نیت کنند و از طریق سایت اعتکاف ثبت نام کنند ...شاید خدا قسمت کرد و ما هم دعوت شدیم
    ضمنا :
    هر کسی را که آقا طلبید و به بهشت خانه اش مهمانش کرد لطفا خبرش را به ما هم بدهد = شاید اسم ما هم جزو فرصت دهندگان در حرم باشد ...


    یا علی


    ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی
    با چون تو پرسشی، چه نیازی جواب را
    دیدم همه جا بر درو دیوار حریمت
    ننوشته است گنه کار نیاید...
    --------------------------------------------------------------------------------
    الهی و ربی من لی غیرک ...


    بر روی لینک زیر کلیک کنید


    اتصال به معشوق...


     نیت کنید که در مسافرت سه روز روزه نذر میکنم (یادتان نرود نذرتان روزه در مسافرت  باشد نیت روزه)


    ما را هم دعا ...


    پ ن ? : آیا باور نکنیم و یا شایعه ها را قبول کنیم ( احمدی نژاد و قهر؟؟؟؟)


    پ ن ? : بزرگواری؛دیدار احمدی‌نژاد با مقام معظم رهبری


    پ ن ? : احمدی نژاد هم تذکر مقام معظم رهبری را تایید کرد


    پ ن ? : می خواستند بین من و آقا (مقام معظم رهبری...)




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :روح الله غیاثی::نظرات دیگران [ نظر]

     


    بسم الله ...



     آیا صیاد شیرازی هم ضد ولایت فقیه بود ؟!


    «  . . . باورم هم نمی شد که در جمهوری اسلامی ، وقتی یک عده دارند مخلصانه و بی ریا می جنگند و هیچ توقع از کسی ندارند ، با دست خالی هم می جنگند و کارها را به لطف خدا پیش می برند ، آن قدر مورد عنایت نباشند که حداقل بتوانند خدمت شان را ادامه بدهند . »


    آن چه خواندید سطرهایی از خاطرات شهید بزرگوار علی صیاد شیرازی است که در کتاب ناگفته های جنگ ، ص 146 ، به چاپ رسیده است .


    امام دستور داده بود همه باید بر اساس قانون تابع دستورات فرماندهی کل قوا باشند . این سمت آن موقع در دست سید ابوالحسن بنی صدر بود . صیاد که در کردستان مستقر بود از این فرمان تخطی کرد و حاضر نشد به دستورات خائنانه بنی صدر تن بدهد . وقتی گزارش رفتار او را به حضرت امام دادند ، امام (ره) دستور داد تا طبق قانون با او برخورد شود :


    « . . . فهمیدم خدمت حضرت امام هم رفته اند و حضرت امام هم فرمودند با او طبق قانون برخورد کنید . آنها بررسی کرده بودند که طبق قانون با کسی که تمرّد کرده چه می کنند ؟ ابلاغ شد ؛ درجه مرا پس گرفتند و از فرماندهی هم سلب شدم . چون مصدوم بودم ، باید خودم را به ستاد مشترک معرفی می کردم . یعنی مرا از نیروی زمینی هم بیرون کردند  . . . »( همان ص 151 )


    حالا فرض کنید اگر مردم ، خواص و صاحب نظران آن عصر ، بدون هیچ تحلیلی از شرایط موجود و سبک و سنگین کردن مسائل ، صیاد شیرازی را فردی متمرد و اخراجی حضرت امام دانسته و به استناد این واقعه ، پرونده خدمات او را برای همیشه می بستند نگاه امروز ما به این ارتشی رانده شده ! چه می بود ؟  


    امروز اما شهید سپهبد علی صیاد شیرازی یک اسطوره است . کسی او را انسانی متمرد و اخراجی ولایت نمی داند که هیچ ، مزار مطهرش زیارتگاه عاشقان و دارالشفای دلسوختگان است ؛ آن گونه که تابوت پاکش نیز بوسه گاه امیرولایت ، آقای مظلوممان قرار گرفته بود . روحش شاد


    منبع : اشک آتش



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :روح الله غیاثی::نظرات دیگران [ نظر]

    بسم الله ...


    و بار دیگر نشان از وجود بی وجودشان را دادند و نشان دادند که مشکلشان ، نه رئیس جمهور و ملت و نه کشور ، که راس همه ی اینها ، اسلام و ولایت فقیه است. و این ها دشمن علی و اولاد اویند و دشمن اهل بیت علیهم السلام .


    آن هایی که خودشان مانند سگانی که هار شده اند در داخل این مملکت به جان همه افتاده اند . برایشان فرقی ندارد چه کسی در جلو رویشان است . شده اول انقلاب ، هر که را ریش دارد میزنند . هر که را که نماز بخواند میزنند . هر که بفهمند اهل قرآن است میزنند . و میدانند دارند نفسهای آخرشان را میکشد . مطمئنا این بار با قماری که کردند ، جانشان را در راه رضایت ایادی اسرائیلی و آمریکاییشان باختند


    ندا رسید صبر تمام است ، مصالح کلی نظام ما با ولایت فقیه است و همه ی ما همچنان سربازی جان در دست در خدمت اوییم 



    مولایمان علی(علیه السلام) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد و میفرماید :


    «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»


    ما از نسل همان علی هستیم و ملت ما یاد گرفته از مولایش


    ما چشمتان را در می آوریم



    طرح : بنیان


    بدون هیچ توضیح اضافه ای تقدیم به سران فتنه و ارباهایشان که دشمن اهل بیت و


    امیرالمومنین علیهم السلام هستند و کسانی که آن ها را تایید می کنند


    و سخن شیطان به امیرالمومنین علیه السلام : ... به خدا قسم دشمنی نمی کند کسی با تو مگر اینکه نطفه من قبل از نطفه پدرش وارد رحم مادر او شده است،و با دشمنی تو در اموال و اولاد آنها شرکت دارم،واین فرمایش خداوند تبارک وتعالی است: «وَ شارِکهم فِی الأمول ِوَالأولاد»( سوره اسراء آیه 66)(علل الشرایع 1 / 142 ،بحارالأنوار27 )


    هرکس درقلب و وجود خود دوستی و مودت ما اهل بیت را پیدا کرد،برای مادر خود بسیار دعا کند زیرا او به پدرش خیانت نکرده است. (امالی صدوق ص ، بحار ج 27 ص 146)


    رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)به امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمودند:یا علی تو را دوست نمیدارد مگر اینکه حلال زاده و پاک مولد باشد و با تو کسی دشمن نمی شود مگر اینکه حرامزاده و ولادت او ناپاک باشد و دوست دار تو نمی شود الا مؤمن و دشمن تو نمی شود مگر کسیکه کافر باشد.(بحارالانوار ج 27 ص 145 )


    امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرمایند:علامتهای انسان ولد زنا سه چیز است:
    1.ازملاقات وصحبت با مردم خودداری میکند(بخاطر سوء اخلاقش)
    2. اشتیاق زیاد به زنا دارد
    3. هرکس که بغض و دشمنی ما اهل بیت را داشته باشد.
    امالی صدوق ص 204 ، بحار ج 27 ص145، بشارة المصطفى ص 11 ،علل الشرائع ص 58 معانی الاخبار ص 51


    امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل میفرماید که آقا رسو ل الله صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: هر کس ما اهل بیت را دوست داشت پس باید خدا را برای اولین نعمت حمد و شکر نماید. از ایشان پرسیده شد اولین نعمت چیست ؟ فرمودند:پاکی ولادت ،و دوست ندارد من و اهل بیت را مگر آنکه ولادت او پاک باشد.
    امالی صدوق ص ، بحار ج 27 ص 146- علل الشرائع ص 58 ، معانی الاخبار ص 51 ، أمالی الصدوق 284، بحار ج 27 ص 146 المحاسن ص 138



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :روح الله غیاثی::نظرات دیگران [ نظر]

    بسم الله ...


    مزار شهدایی که با نیت قربتً الی الله خراب شد!!!!!


    این تصاویری که میبینید مزار شهدای شهرستان سبزوار است شهر دارالمومنین که کسی ناله اش به هزار توی ادارات سبزوار نمیرسد ناله ها فراوان اما سنگ صبور قلیل و کم ..


    آجرک الله یا ابانا یا صاحب الزمان شهادت حضرت امام عسکری رو خدمت همه ی دلسوختگان تسلیت عرض میکنم


    س ن (سر در نوشت ) : سلام و صلوات به روح تمام کسانیکه از نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم...قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم...به خاک افتادند تا ما به خاک نیافتیم


    مزار شهدایی که با نیت قربتً الی الله خراب شد!!!!!

    به ما چیزی نگویید ، ما داریم چهار سال است تربتشان را و خرابه هایشان را میبینیم . به ما چیزی نگویید ، برای ما دل خوشی نمانده که باز هم به لبخند هایتان لبخند تحویل دهیم . اگر لازم باشد و شایسته که جایی بین این دنیا آباد ترین جاها باشد مزار همین شهیدان است که دارالشفای ماست . در همین چند سالی که به بهانه ی نوسازی و یکسان سازی این تربت ها را مخروبه ای کرده اید و  پناهگاههای ما را خراب نموده و به هم زده اید، نگویید که بودجه نبوده که هر چه بودجه در این مملکت باشد متعلق به اینان است که مملکت را نجات دادند و ماییم که اجاره نشینشان هستیم و بواقع مملکت مال این هاست .و کوتاهی خودتان را گردن بودجه نبودن نیندازید شما باید میرفتید و هزینه را در ابتدا تهیه می کردید و بعد نه تخریب که مرمتی در خور شان را شروع می کردید. نگویید این ها عزیزان ما هم هستند که اگر قبر عزیزی از عزیزانتان را به ما نشان دهید که خراب کرده اید و چهار سال طول کشیده درست کردنش میفهمیم عزیزان شما هم هستند نگویید که ما رفیقهای این ها بوده ایم ...که ملاک حالتان است...نگوید برادر ما هم بین این شهداست که شما او را برادر میخوانید آیا او هم؟؟؟... البته نه انها مهربان تر از این حرف ها هستند و این فراموشی گریبانگیر ما و شماست


    http://shefaat.persiangig.com/mazarshohada/1%20%286%29.JPG 


    مگر بدهکاریشان چه بوده که حال همین چند سنگ قدیمی ولی با صفا  را هم دریغ کرده اید و مزار زیبایشان را این گونه به هم زده اید؟جان خواستید دادند خانواده ؟ فرزند ؟ مادر ؟ همسر ؟ و ... چه نداده اند ...آیا این رسم جبران محبت است ؟؟... خودتان بگویید ما مرده ایم یا آنها  ؟ ما خفه شده ایم در دنیایمان یا آنها ؟ آیا ما در منجلاب دغدغه های کاری و زندگی های پر زرق و برق و خیابانهای پر از آتش و لجنزار گناهمان فرو نرفته ایم و گم نشده ایم ؟ به کجا پناه ببریم ؟ ما و لاتحسبن الذین قتلوا را باور داریم و میدانیم آنها نمرده اند و گاه در حنجره های ما صدایی از آنها می آید ... ولی شما همه چیز را در ظاهر میبینید. ظاهر ، ظاهر و ظاهر .


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :روح الله غیاثی::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2      >