سفارش تبلیغ
صبا







"طی‌طریق" - چربش «تعهد» یا «تخصص» از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون، همواره نقل مجالس بوده و در ترجیح یکی بر دیگری، مباحثات بسیار درگرفته و قلم‌ها فرسوده شدند.

از مناظرات «شهید بهشتی» با «مهندس بازرگان» در اوان انقلاب گرفته تا بازخوانی مشی زیگزاگی دولت های دو دهه اخیر در اولویت دادن به «تخصص» یا «تقوا»، همگی نشان از حل ناشدگی این مناقشه مرغ و تخم مرغی دارند!

همگان واقفند که پس از پایان جنگ تحمیلی و با آغاز دوران سازندگی، به یکباره تکنوکرات هایی که شاید کمتر تعهدی به انقلاب داشتند، به بهانه بازسازی ویرانه های به جای مانده از جنگ وارد کارزار شدند و مسمای «کارگزاران» را نیز برازنده خویش دانستند! این تغییرات یکباره، نه فقط حیطه مدیران اجرایی بلکه حتی عودت جمع کثیری از اساتید به دانشگاه ها را که در دوران انقلاب فرهنگی تصفیه شده بودند، نیز در بر می گرفت. از این نقطه عطف تاریخی بود که ریل کشور از «ارزش‌مداری» به «توسعه‌گرایی» تغییر جهت داد. از آن دوره تاکنون، اگرچه در اواسط دهه 80 بارقه هایی از امید در بازگردانی ریل انقلاب به مسیر اصیل خود روشن شد اما شراره های فتنه درگرفته در اواخر همین دهه نشان داد که توسعه گرایان، ولو به قیمت سوق دادن کشور به لبه پرتگاه، حاضر به تعویض ریل نیستند!

اگرچه این وجیزه در پی اثبات حقانیت تعهد یا تخصص بر دیگری نیست اما غرض از این مقدمه آن بود که اندکی با سیر تاریخی شکل گیری این مناقشه آشنا شده و بدانیم، نه متعهد بدون تخصص و نه متخصص بدون تعهد، هیچکدام حائز اصالت نیست؛ چنانکه وقتی از شهید دکتر چمران در این باره پرسیدند، ایشان در پاسخ گفت: «می گویند تقوا از تخصص لازم تر است. آن را می پذیرم. اما من اضافه می کنم، آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.»

این روزها بحث بر سر رای اعتماد به وزرای پیشنهادی و ترکیب کابینه دوازدهم در صدر اخبار و تحلیل ها خودنمایی می کند. در این بین نگارنده نیز مصمم است تا از دریچه فنی، نگاهی به ترکیب کارگزاران حاضر در کابینه جدید بیاندازد؛ چه آنکه قرابت نظری و حتی نفری فن سالاران حاضر در دولت های یازدهم و دوازدهم با تکنوکرات های دولت های پنجم و ششم، غیر قابل انکار است!

سابقه نشان داده است، اگرچه رئیس دولت یازدهم در 13 خرداد 92 وعده داده بود: «برنامه‌ای دارم که از همه متخصصان استفاده کنم و مطمئناً در دولت تدبیر و امید، همواره از متخصصان استفاده خواهد شد.»، اما گزینش های او، خلاف ادعایش را ثابت می کرد!

وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم، دکتری مهندسی زلزله داشت! وزرای نفت و جهاد کشاورزی، هر دو در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شده بودند و این درحالی بود که وزیر مسکن و شهرسازی دولت یازدهم، دکتری اقتصاد سیاسی خوانده بود! وزیر صنعت دارای مدرک مهندسی محیط زیست بوده و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، در حوزه تکنولوژی پزشکی تحصیلات داشت! به علاوه وزیران ورزش و فرهنگ، توأمان در رشته علوم سیاسی تحصیل کرده بودند و در عین حال، وزیر علوم، پزشک متخصص بود!

حال وقت آن رسیده تا از زاویه تکنیکی، نگاهی به وزرای نوسفر دولت دوازدهم بیاندازیم. وزیر ارتباطات، در رشته برق قدرت تحصیل کرده و این درحالیست که سرپرست وزارت نیرو، مدرک مهندسی صنایع دارد! رئیس سازمان میراث فرهنگی – که تصادفاً از بستگان رئیس جمهور محسوب می شود! – در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شده است و وزیر آموزش و پرورش، در حوزه مدیریت مالی تحصیلات دارد! در عین حال وزرای ورزش، کشاورزی و نفت نیز به ترتیب با تحصیلات در رشته های علوم سیاسی و راه و ساختمان، از جمله معدود باقی ماندگان دولت یازدهم در کابینه جدید بشمار می روند!

این ترکیب کاملاً غیرتکنوکراتیک درحالیست که حداقل انتظاری که از مدعیان فن سالاری می رود آن است که افراد پیشنهادی دست کم در حوزه وزارتی‌شان متخصص باشند!

لازم به یادآوری است که جایگذاری دولتمردان غیرمتخصص، اصلی ترین پاشنه آشیل دولت یازدهم بود؛ برای مثال رویداد وقایع تلخی چون؛ «برداشت نامتعارف از صندوق ذخیره فرهنگیان»، «کشف کالای قاچاق از خانه فرزند وزیر»، «محکومیت قطعی ایران در ماجرای کرسنت»، «بحران کم آبی و نابودی زمین های زراعی»، «واردات بی رویه محصولات کشاورزی»، «عدم اتمام و تکمیل واحدهای مسکن مهر»، «حادثه خونبار تصادف قطار در هفت‌خوان»، «تعطیلی و ورشکستگی صنایع و کارگاه های صنعتی»، «بحران ریزگردها»، «جنجال دروغین بورسیه های غیرقانونی» و...، همه و همه ناشی از بکارگیری غلط افراد در مناصب و مسئولیت هاست، که گویا رخداد این فجایع درس عبرتی برای معرفی تخصصی‌تر وزرای کابینه دوازدهم، نشده است!

در انتها نباید از نقش مجلس در رای اعتماد به «تکنوکرات‌های بی‌تکنیک» نیز غافل بود؛ چه آنکه یکی از بدیهی ترین وظایف نمایندگان، تلاش در راستای رای اعتماد و سپردن کار به کاردانان است که شاید از اعضای فعلی مقننه که سرگرم «مشاعره» و «معامله» و «خویش‌اندازی» با اغیارند، انتظاری نابجا باشد و البته که بود!

+ انعکاس این یادداشت در:

«شماره 21704 روزنامه "کیهان"»



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد زندی::نظرات دیگران [ نظر]
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی