<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://sina12.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">پايگاه تحليلي( فصل انتظار)</title>
	<link href="http://sina12.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 25 Feb 2012 11:17:16 GMT</updated>
	<author><name>حسين قدياني</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:sina12.ParsiBlog.com/Posts/2123/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa%d9%87+%d9%88+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a%d8%aa%d8%9f/</id>
<updated>Sat, 25 Feb 2012 01:18:00 GMT</updated>
<title type="text">حالا کدام حقيقته و کدام واقعيت؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #0080ff;&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;از يه واقعيت تا يک حقيقت:يک روز داشتم سرم يه مجروحي که خيلي بد حال بود رو تعويض ميکردم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;ملافه رو کنار زدم بعد کارم تمام شد و ملافه رو کشيدم روي&amp;nbsp; اون مجروح يک مرتبه با ناله گفت:&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بردارش &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;گفتم بايد روي بدنت باشه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&amp;nbsp;گفت سخته تحملش/ من از اين&amp;nbsp; حجابها بدم مياد/ بعد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;گفتم کدام حجاب ها؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&amp;nbsp;گفت اين ملافه و اون چيزي که بين منو خدام قرار بگيره &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و نفسش به شماره افتاد و بعدش&amp;nbsp; يک &amp;nbsp;يا حسين از اعماق جان.....ا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;ين روزها با شنيدن اين جمله نه تنها اشکم روان ميشه بلکه نفسم به شماره مي افتده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&amp;nbsp;و اون جمله اي هست که ميگه..... &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;من از حجاب متنفرم!!!!!!!!!!!&lt;/span&gt;ا حالا کدام حقيقته و کدام واقعيت؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sina12.ParsiBlog.com/Posts/2123/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa%d9%87+%d9%88+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a%d8%aa%d8%9f/" title="حالا کدام حقيقته و کدام واقعيت؟" type="text/html" />
<author><name>سادات علوي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sina12.ParsiBlog.com/Posts/2122/%d8%a7%d9%85%d8%a7+%c2%ab%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%c2%bb+%da%a9%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</id>
<updated>Fri, 24 Feb 2012 13:26:00 GMT</updated>
<title type="text">اما «بهشتي زمان» کيست؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&lt;a rel=&quot;slb[slb_12110]&quot; href=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/9_8904061433_L600.jpg&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #800080;&quot;&gt;&lt;img size-medium wp-image-12142&quot; title=&quot;مي باريد &amp;laquo;مديريت&amp;raquo; از صورت و سيرت و بصيرت بهشتي... &quot; src=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/9_8904061433_L600-196x300.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;196&quot; height=&quot;300&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;انسان حکيم، رفتارش حکمت است، گفتارش حکمت است، حتي آنجا که وصف انساني دگر مي کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;يک:&lt;/span&gt; پيکر مطهر &amp;laquo;راوي فتح&amp;raquo; هنوز مانده بود که با خاک پاک بهشت زهرا، انس ابدي بگيرد، که عده اي زير تابوت آويني، شايد همان ها که وقت بودن، فراموشش کرده بودند، چو انداختند؛ آويني متفکر بود، آويني فيلسوف بود، آويني منتقد بود، آويني چه بود و آويني که بود! مي خواستند جبران کنند بي معرفتي خود را که حتي عليکي نمي گفتند، سلام مرتضي را! پس مي بستند به آويني، همه قسم عناويني را که دست بر قضا، فراري بود راوي شهيد فتح، ازشان! آويني اما درون تابوت، به سان پرنده اي بود که بالا مي رفت، بي نياز از نردبان عناوين! هيچ کس هم فکر نمي کرد، خامنه اي بيايد مراسم تشييع! &amp;laquo;آقا&amp;raquo; اما وقتي آمد، زير تابوت، چه بسيار که به شک و شبهه افتاده بودند؛ اصلا مگر رهبر انقلاب، مي شناسد اين شهيد را؟! آري! خامنه اي، خوب مي شناخت آويني را! بهتر و بيشتر و قشنگ تر از دوستانش حتي! &amp;laquo;آقا&amp;raquo; اما با پيام آمد. ابرمرد جهان اسلام، با پيام آمد. پيام &amp;laquo;آقا&amp;raquo; اين بود؛ آويني &amp;laquo;سيد شهيدان اهل قلم&amp;raquo; بود. به به از اين تعريف و اين تعبير! احسنت به اين حکمت! در هنرهاي اين جهاني، مرتضاي راوي، خبره &amp;laquo;مستند&amp;raquo; بود، اما مستندهاي او، نان قلمش را مي خورد. قلمي که &amp;laquo;شاعر&amp;raquo; نبود، بلکه &amp;laquo;شاهد&amp;raquo; بود. شاهد دوکوهه و فکه و اروند و شرق ابوالخصيب، و بچه هاي گردان حبيب. در قلم آويني، خون سرخ زلال ترين بچه هاي آخرالزمان موج مي زد. خون نويسي مي کرد، نه خودنويسي. اجازه به تجلي و بروز جوشش خون مي داد. گويي، زودتر از خودش، قلمش و قدمش به شهادت، به شهود و به قول خودش به &amp;laquo;مرگ آگاهي&amp;raquo; رسيده بود. بخوانيد اين جمله را: &amp;laquo;اي شهيد! اي آنکه بر کرانه ازلي و ابدي وجود برنشسته اي! دستي برآر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون کش&amp;raquo;. اما دگر بار دقت کنيد در روايت &amp;laquo;آقا&amp;raquo; از حضرت راوي: &amp;laquo;سيد شهيدان اهل قلم&amp;raquo;. احسنت به حکمت خامنه اي، حتي در اين مواقع! وه که چه حکيمانه، چه مختصر و مفيد، &amp;laquo;آقا&amp;raquo; واژه ها را خرج جملات مي کند. نه نکته اي را از قلم مي اندازند و نه حتي نقطه اي. همه چيز، سر جاي خود&amp;hellip; &amp;laquo;سيد شهيدان اهل قلم&amp;raquo;. يعني سيد و سالار همه شهدايي که قبل از خودشان، قلم شان به مرحله شهادت رسيده است. اينک &amp;laquo;زير تابوتي ها&amp;raquo;، ياد گرفتند چگونه بايد صدا کنند مرتضاي درون تابوت را. &amp;laquo;سيد شهيدان اهل قلم&amp;raquo;، نردبان عناوين نبود، &amp;laquo;بال مرتضي&amp;raquo; بود! &amp;laquo;ماه&amp;raquo; گاه هست که با شعاع نورش، بال مي بخشد به پرنده زخمي!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;
&lt;p&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;دو: &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;مثال از اين دست، بسيار است، اما براي پي بردن به حکمت بزرگان، بايد ريز و دقيق و عميق شد، في المثل در توصيف رهبر از &amp;laquo;حاج بخشي&amp;raquo;. آنقدر &amp;laquo;پير دلاور جبهه ها&amp;raquo; را عصر اصلاحات، تخريب کردند و آنقدر جماعتي از خودهاي مان، در ميان آن همه توهين و افترا و دروغ، تنها گذاشتيم پيرمرد را، که سئوال شده بود براي عده اي: &amp;laquo;آيا حضرت آقا پيام مي دهند براي درگذشت نماد جبهه و جنگ؟!&amp;raquo; فرمانده کل قوا اما نه فقط پيام دادند، بلکه پيام شان هم حکيمانه بود. &amp;laquo;پير دلاور جبهه ها&amp;raquo; يعني پير دلاور هر&amp;nbsp;2 جبهه &amp;laquo;روزگار جنگ&amp;raquo; و &amp;laquo;جنگ روزگار&amp;raquo;. يعني نه فقط پير دلاور سه راه شهادت، بلکه پير دلاور سه راه جمهوري. يعني پير دلاور آن 8 سال و اين&amp;nbsp;8 ماه. جز اين اگر بود، رهبر حکيم ما، حتما مي گفتند؛ &amp;laquo;پير دلاور جبهه&amp;raquo;. چه اينکه شاخ شميران و جزيره مجنون و شهرک دوئيجي، همه با هم يک جبهه اند، اما از آنجا که رهبر انقلاب، بي حکمت سخن نمي گويند، با بيان &amp;laquo;پير دلاور جبهه ها&amp;raquo; در وصف حاج بخشي، مهر تاييد محکمي زدند بر رشادت هاي بعد از جنگ حاج بخشي. آنجا که مي رفت و با حضورش، حرام مي کرد خواب را در چشم حرامياني که مي خواستند باز هم جام زهر، دست ولي امر بدهند. بحث، قطعا بر سر جزئيات کار حاج بخشي نيست. بر سر کليات کارش، روح اقدامش و نماد مبارزه بودنش است. شگفتا از عمق حکمت رهبر، حتي در جملات کوتاه! آنجا که بعد از &amp;laquo;پير دلاور جبهه ها&amp;raquo;، توصيف حکيمانه ديگري مي کنند از حاج بخشي، با اشاره به&amp;nbsp;2 عنصر &amp;laquo;صبر&amp;raquo; و &amp;laquo;ثبات&amp;raquo;. دقت شود؛ نه صبر و سکوت، بلکه صبر و ثبات! &amp;laquo;نماد مبارزه&amp;raquo; نمي شوي، الا اينکه صبر داشته باشي، اما نه هر صبري! صبر و ثبات! يعني بشنوي توهين ها را، اما صبر کني، اماتر ثبات داشته باشي. صبر داشته باشي، که خودت را خسته نکني؛ در عين حال ثبات داشته باشي، که دشمنت را خسته کني و عصباني کني! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;سه:&lt;/span&gt; از اين همه تمثال، بنا دارم مثالي دگر بزنم. آنجا که &amp;laquo;آقا&amp;raquo; در پيام شان به مناسبت شهادت دانشمند هسته اي ما، حکمت و بلاغت را پيوند مي دهند و در نهايت شکوه و زيبايي، &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo; مي گويند. نه مصطفاي دانشمند، نه مصطفاي هسته اي، نه مصطفاي جوان، بلکه &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo;. آن روز که رهبر انقلاب، در وصف اين شهيد شريف، &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo; گفتند، شايد من و تو، گمان نمي کرديم اين همه غوغا کند اين خون! خامنه اي اما مي دانست، و خوب مي دانست که اين چند قطره خون سرخ، ضمانت مي کند اين روزهاي انقلاب اسلامي را. هر شهيدي را به خونش مي شناسند، اما مصطفي، از آنجا که &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo; است، بيشتر! آري! مصطفي را بيشتر، به خونش مي شناسند، چرا که اثر خون او، تا قلب خيابان هاي آمريکا برد دارد! خونش برد دارد، خانه اش برد دارد، خانواده اش برد دارد، مادرش، پدرش، همسرش، و صد البته عليرضا.&amp;nbsp;آيا قابل انکار است که خون پاک اين شهيد، تحت الشعاع قرار داده تا امروز، افکار عمومي کشور را؟! حتي فضاي رسانه اي کشور را؟! من خود فرزند شهيد آن&amp;nbsp;300 هزار شهيدم، اما مدتهاست که دلم پيش عليرضاست. مثل دل تو، مثل دل &amp;laquo;آقا&amp;raquo;، چرا که پدر عليرضا، &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo; است. پس نه فقط زيبا و قشنگ بود &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo;، بلکه حکيمانه هم بود! و مردان حکيم روزگار، آموزگار ديدن آينده ها هستند. هم آينده هاي زماني و هم فرداهاي زميني. اينکه فردا، در کدام زمين و در کدام زمان، چه اتفاقي رخ مي دهد، تا چگونه توصيف کنم سرباز هسته اي به خون آغشته خودم را. اينکه مي بينم و مي دانم، بايد فقط و فقط &amp;laquo;مصطفاي شهيد&amp;raquo; بخوانمش. اينکه مي بينم و مي دانم غوغا مي کند خون اين شهيد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;چهار:&lt;/span&gt; و اما آخرين مثال از اين همه تمثال، در اين مقال. الحق &amp;laquo;مطهري زمان&amp;raquo; است بنا به تعبير حکيمانه رهبر انقلاب،&amp;nbsp;علامه مجاهد،&amp;nbsp;انديشمند دشمن شکن، منادي اسلام ناب، سردار خط مقدم جبهه هاي عقيدتي انقلاب،&amp;nbsp;خطيب محبوب&amp;nbsp;و فيلسوف مبارز؛ &amp;laquo;آيت الله مصباح&amp;raquo;. جان هزاران چون من، فداي يک لحظه زندگي حضرت مصباح.&amp;nbsp;اين ستاره منور، دانشمند، قديمي، دوست داشتني،&amp;nbsp;بصير، عالم و آگاه &amp;laquo;حضرت ماه&amp;raquo;.&amp;nbsp;در وصف ايشان،&amp;nbsp;تعبير &amp;laquo;مطهري زمان&amp;raquo;&amp;nbsp;آنقدر حکيمانه و به جاست که براي شناخت مصباح عمرمان، مي توانيم کتب&amp;nbsp;مطهري را بخوانيم و&amp;nbsp;بالعکس! مکثي در يکي، تماشاي آن ديگري است.&amp;nbsp;آينده و آينه و روح هم اند. سلسله هم اند.&amp;nbsp;علمايي از جنس شهيد مطهري و علامه مصباح، اما در وهله اول، عالم مسائل تئوريک اند و دردآشناي مباحث نظري. بهترين اسوه ها براي پاسخ دادن به سخت ترين شبهه ها در حوزه دين و اعتقادات، که هم علقه به نور و روشنايي و علم&amp;nbsp;دارند، هم عقده از تاريکي و ظلمت و جهل.&amp;nbsp;تولاي شان، دانايي است، تقلاي شان، خرد،&amp;nbsp;و تبراي شان،&amp;nbsp;التقاط و کج فهمي. مکاتب دشمنان را از خود دشمنان، بهتر مي فهمند، اما بهتر از جملگي دوستان، با &amp;laquo;آرايش برهان&amp;raquo; و &amp;laquo;سمفوني استدلال&amp;raquo;&amp;nbsp;نقدش مي کنند. در نقد مکاتب تئوريک دشمن، دقيقا همانجا را نشانه مي روند که بايد، و&amp;nbsp;شبهات را از اذهان توده ها، حتي دود چراغ خورده ها، آنچنان&amp;nbsp;مي زدايند که شايد. مغازه شان، اعطاي عطر نور، در مغز آدميان است. شمع عمرشان را آب مي کنند، خودشان را بي تاب، تا سراب ناداني، نگيرد دامن آدم را. مدادشان، از خون شهدا سرخ تر، و از شمشير مجاهدان، برنده تر است. عصاي دست عقل مردمان اند، هنگامه هجوم شبهات، و تکيه گاه قلب جامعه اند، هنگامه شبيخون ظلمات.&amp;nbsp;ديدن شان عبادت است،&amp;nbsp;شنيدن شان درايت، نشست و برخاست با ايشان، سعادت، و دوري از گرد شان، مايه شقاوت.&amp;nbsp;علمايي از اين دست، البته هم مبارزه مي کنند و هم کم و بيش&amp;nbsp;سياسي اند، اما حتما و قطعا سياستمدار به معناي آکادميک آن نيستند و لزومي هم ندارد که سياستمدار باشند. بي آنکه در طلب عافيت باشند،&amp;nbsp;منزلت شان، برتر از ورود در سياست است. اساسا سيادت دارند بر سياست. ديانت شان عين سياست شان است، اما سياست ورزي شان، سياسي نيست. دکان سياست، مکان کسب و کارشان نيست.&amp;nbsp;اين مسئله اما،&amp;nbsp;نه نقطه ضعف اين حضرات است و نه نقطه قوت شان. شاهکار، بلکه محل کار علمايي از تبار مصباح و مطهري، حوزه و دانشگاه است، نه حزب و باشگاه.&amp;nbsp;اين قبيل علما، متاثر از همين واقعيت، اظهار نظر سياسي شان، &amp;laquo;تشخيص محور&amp;raquo; است. اين، نه عيب است و نه حسن، بلکه واقعيت است. طبيعي ترين واقعيت، بديهي ترين حقيقت.&amp;nbsp;روزگاري، استاد مطهري تشخيص مي داد که &amp;laquo;دکتر شريعتي&amp;raquo; به شدت مضاعف به درد &amp;laquo;حسينيه ارشاد&amp;raquo; مي خورد، اما وقتي تشخيص دادند که آراي دکتر شريعتي، انحرافي است، باز هم بنا به تشخيص شان عمل کردند و کوبيدند همان دکتري را که تا ديروز مدحش مي کردند. اگر به جاي شهيد مطهري، علامه مصباح را بگذاريم و به جاي دکتر شريعتي، دکتر احمدي نژاد را، مي بينيم که قصه، دقيقا همان است! و مصباح، الحق و الانصاف، &amp;laquo;مطهري زمان&amp;raquo; است! علمايي از اين دست، حتي آن زمان که سياست ورزي مي کنند، همچون وقت تعليم و تعلم، به تشخيص و داده هاي خويش متکي هستند و به تنها چيزي که فکر نمي کنند(شايد، نبايد هم فکر کنند!) قضاوت بيروني است. فرق معلم و مدير، همين جاست که هويدا مي شود. مطهري اگر &amp;laquo;معلم انقلاب اسلامي&amp;raquo; بود، مصباح هم &amp;laquo;معلم جمهوري اسلامي&amp;raquo; است، ليکن معلم اگر با &amp;laquo;علم&amp;raquo; سر و کار دارد، حوزه کار مدير، عرصه &amp;laquo;عمل&amp;raquo; است، و &amp;laquo;سياست&amp;raquo; هم دست بر قضا &amp;laquo;عرصه عمل&amp;raquo; است. مدير فقط بر اساس تشخيص خود عمل نمي کند، بلکه تشخيص جامعه را هم مي سنجد. اين خصيصه باعث مي شود در اظهار نظر سياسي مديران، بر خلاف معلمان، کمتر نشيب و فراز ببينيم. دقيقا به همين دليل است که نظر شهيد بهشتي و رهبر انقلاب، مثلا درباره دکتر شريعتي، تابع نظر شهيد مطهري نيست و نظر&amp;nbsp;همواره ثابتي&amp;nbsp;است که دچار تغيير نمي شود. آن روز که شهيد مطهري در وصف دکتر شريعتي، تشخيص داده بود، سخنراني هاي ايشان به شدت به درد جامعه مي خورد، با اين شدت قبول نداشتند &amp;laquo;آقا&amp;raquo; و شهيد بهشتي، اما دگر روز هم تند مي ديدند نظر ايشان را در طرد دکتر شريعتي. مدير بر خلاف معلم، بايد بر مدار اعتدال بچرخد، ليکن معلم، چنين مسئوليتي ندارد، چرا که او بايد بر مدار علم و دانسته هاي خودش بچرخد، و اين&amp;nbsp;2 با هم قابل جمع اند. از ياد نبرده ايم روزگار ماضي را که عده اي از دلسوزان انقلاب، و فقط از اين رو که گاهي شاگرد هم اين اجازه را دارد که از استاد، ايراد بگيرد، به سخنان پيش از خطبه هاي علامه مجاهد؛ مصباح يزدي، اين نقد را وارد مي کردند که در اسلام، ممکن است گونه اي از خشونت، تجويز شده باشد، اما اين زمان(يعني آن زمان) به لحاظ سياسي، وقت مناسبي براي بيان اين جملات نيست. علامه عزيز ما اما از آنجا که معلم جمهوري اسلامي بود، به تکليف و تشخيص خودشان عمل مي کردند، نه سنجش اوضاع سياسي کشور. جالب اينجاست که به نظر نگارنده، هم آن نقد وارد بود و هم تشخيص استاد! علمايي از تبار مطهري و مصباح، شان معلمي دارند و معلم، درسش را مي دهد و چه کار دارد مثلا با تيتر يک روز شنبه روزنامه صبح امروز؟! معلم اگر بخواهد همه ملاحظات سياسي را در وراي درس خود لحاظ کند، که ديگر معلم نيست؛ مي شود سياستمدار و مدير! و سياستمدار و مدير، نمي توانند به شبهات عقيدتي و نظري، به مانايي و ماندگاري معلم، پاسخ دهند! اتفاقا همين بي ملاحظگي هاي البته کاملا قابل درک است که باعث شده مطهري و مصباح، يکي اول انقلاب، ديگري امروز، و به لطف خداوند منان، تا فردا و فرداها خوش تر از ديگران بدرخشند. مطهري و مصباح آنقدر نزديک هم اند، که جمله امام در تاييد صد در صد آراي معلمي شهيد مطهري را، حتما مي توان درباره آراي معلمي مصباح هم به کار برد. راستي که به کدام کتاب علامه مجاهد ما، جناب مصباح، نقدي مي توانند وارد کنند اغيار دگرانديش؟! اين جماعت که فراري اند از مناظره، حتي با شاگردان مصباح درخشان ما!! با همه اين تفاصيل و تفاسير، و از آنجا که جايگاه معلم و مدير، تفاوت دارد، حتما قابل نقد است آراي سياسي همه علمايي که از تبار شهيد مطهري و استاد مصباح اند، و اين جايز النقد بودن، البته به تنها چيزي که آسيب وارد نمي کند، قبول صد در صدي &amp;laquo;بصيرت علمي&amp;raquo; اين بزرگواران است. يکي چون نگارنده، اگر بخواهد شبهات عقيدني و مسائل نظري خود را حل کند، حتما بايد سراغ کتب مطهري و مصباح برود، اما معلم، معلم است و لزوما &amp;laquo;مرجع تقليد مسائل سياسي&amp;raquo; نيست، که اصولا اين قبيل مسائل، تقليدبردار نيست و&amp;nbsp;محل حکم نيست. اينجاست که نگارنده مجبور است به &amp;laquo;مدير&amp;raquo; مراجعه کند، گيرم نه براي تقليد، که مثلا براي بهتر و عاقلانه تر راي&amp;nbsp;دادن به نامزدهاي مجلس&amp;hellip; و دقيقا همين جاست که نگارنده، اين سئوال اساسي را طرح مي کند: &amp;laquo;بهشتي زمان&amp;raquo; ما کيست؟! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&amp;laquo;شهيد بهشتي&amp;raquo; مدير بود، نه معلم. سياست مدار بود، نه درس مدار. اهل حوزه بود، اما پايي در حزب داشت. دانشگاهي بود، ليکن فراتر از دانشگاه مي انديشيد. با اين همه، چه بسيار کارها که از شهيد بهشتي برنمي آمد و مطهري، ديروز، و مصباح، امروز انجامش مي داده و مي دهند، اما معلم نيز، توانايي انجام کارهاي مدير را ندارد. اينحاست که خامنه اي، متاسفانه، بهشتي ندارد. نه &amp;laquo;آقا&amp;raquo;، که جريان اصول گرايي، حتي جريان اصلاح طلبي هم بهشتي ندارند. ما هم بهشتي نداريم و ملتي براي ملت خود نداريم و پر نکرده ايم لابد اين خلاء بزرگ را، که گاهي از مولاي خود، &amp;laquo;اين عمار&amp;raquo;، يعني &amp;laquo;اين بهشتي&amp;raquo; مي شنويم! خميني اما، نه فقط بهشتي، حتي خامنه اي هم داشت. پس کجاست &amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo; که با مديريت خود، نه معلمي خود، جمع کند اصول گرايان را زير يک سقف؟! نگارنده با همه احترامي که براي بزرگان اين مرز و بوم در عرصه هاي معلمي و مديري قائلم، اما معتقدم که ما امروز، بهشتي نداريم. اگر امروز بهشتي داشتيم، به جاي اين همه جبهه اصول گرايي، &amp;laquo;يک جبهه اصول گرايي&amp;raquo; داشتيم و اين همه ليست ناقص نداشتيم! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ديروز&amp;nbsp;300 هزار شهيد در يک &amp;laquo;جبهه&amp;raquo; جا شدند، امروز در اين همه جبهه،&amp;nbsp;300 نماينده جا نمي شوند!! ديروز در گليمي جا مي شدند شهدا، امروز در اقليمي نمي گنجند سياسي ها!! ديروز احساس تکليف، عطر شهادت مي داد، امروز بوي قدرت مي دهد!! ديروز &amp;laquo;جبهه&amp;raquo;، پروازمان مي داد، امروز جبهه ها زمين گيرمان کرده است!! ديروز به &amp;laquo;جبهه&amp;raquo; که مي رسيديم، اختلافات مان فراموش مي شد، امروز داخل جبهه ها، تازه، اول دعواي ماست!!ديروز جانباز ويلچري، صندلي خودش را مي چرخاند، امروز صندلي دارد مي چرخاند بعضي ها را!! ديروز مجلس در راس همه امور بود، امروز مجلس در راس &amp;laquo;حب الدنيا راس کل خطيئه&amp;raquo; است!!&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&amp;nbsp;خواننده لابد مي داند که قرار نيست ولي فقيه، هم ولي فقيه باشد و هم نقش شهيد بهشتي را ايفا کند! روزگاري با زبان بي زباني نوشتم: &amp;laquo;خ م ي ن ي در خميني و خامنه اي مشترک است؛ يعني من هر وقت مي نويسم خامنه اي، در دل خود خميني هم دارد، اما خامنه اي يک &amp;laquo;الف&amp;raquo; يک &amp;laquo;ها&amp;raquo; از خميني بيشتر دارد که روي هم مي شود &amp;laquo;آه&amp;raquo;&amp;hellip; و ما اجازه نمي دهيم آه حضرت ماه گره بخورد به سينه چاه&amp;raquo;، اما گيرم اين حرف ها و اين ادعاها درست، اما &amp;laquo;بهشتي زمان&amp;raquo; ما کيست؟! اين درد، آنجا تشديد مي شود که دگر بار مرور کنيم خاطره مجروح نازنين بيمارستان بهارلوي تهران را! آنجا که &amp;laquo;حافظ 7&amp;raquo; روي تخت بود و تلويزيون داشت شعار مردم را پخش مي کرد که &amp;laquo;آمريکا در چه فکريه؟ ايران پر از بهشتيه!&amp;raquo;&amp;hellip; اين هم يکي ديگر از آن نمودهاي ناب حکمت بي مثال &amp;laquo;آقا&amp;raquo;ست که ناراحت، شايد عصباني شدند از اين شعار اشتباه! شايد که نه، حتما &amp;laquo;آقا&amp;raquo; اين روزها را مي ديدند. اين روزهاي جهنمي احزاب بي بهشتي! اين روزهاي منم منم که هيچ مني، بهشتي نمي شود براي &amp;laquo;آقا&amp;raquo;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&lt;a rel=&quot;slb[slb_12110]&quot; href=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/5.jpg&quot;&gt;&lt;img wp-image-12138 aligncenter&quot; title=&quot;به به از اين تمثال باشکوه... حتما &amp;laquo;بهشتي&amp;raquo; است، آنکه به &amp;laquo;ماه&amp;raquo; اقتدا مي کند! &quot; src=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/5-300x173.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;240&quot; height=&quot;138&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;يادش به خير، آن روزها! روزنامه هاي آمريکا مسرور از شهادت بهشتي، با تيتر درشت و چند ستونه، نوشتند: &amp;laquo;بولدوزر آيت الله خميني، از کار افتاد!&amp;raquo;&amp;hellip; اما عجبا از تلخ و شيرين روزگار، که بولدوزر آيت الله خامنه اي، تازه کارش گرفته!!&amp;hellip; قصه اين استعاره ها چيست؟! بولدوزر آيت الله خامنه اي کيست؟! قصه اين است که اگر &amp;laquo;بهشتي خميني&amp;raquo; داخل مرزهاي جمهوري اسلامي، عصباني مي کرد آمريکا را، اما &amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo;، بيرون از مرزهاي جمهوري اسلامي، و در مساحتي به بزرگي &amp;laquo;بيداري اسلامي&amp;raquo; عصباني مي کند اسرائيل را. از خوش روزگار، &amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo; هم اهل تحزب است و نام حزبش، &amp;laquo;حزب الله&amp;raquo;. اگر روزگاري، خميني در آرزوي تشکيل هسته هاي مقاومت در ابعاد جهاني بود، و بدين سان &amp;laquo;اين عمار&amp;raquo; مي گفت، ليکن خامنه اي، گاهي که &amp;laquo;اين عمار&amp;raquo; مي گويد، فقط و فقط مصرف داخلي دارد. در&amp;nbsp;زمانه اي&amp;nbsp;که مرزهاي جغرافيايي، کارکرد خود را از دست داده اند و شناسنامه ها، بيش از مليت، آئين و زمين آدم ها، بيانگر هويت ، دين و ضمير آدم هاست، اقتدار حکيمانه امام خامنه اي، تنه به مظلوميتش مي زند و بهشتي اش، در خط مقدم جنگ با ابليس، محبوب ترين فرد جهان عرب شده&amp;nbsp;است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #333333;&quot;&gt;&amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo;، &amp;laquo;بهشتي ما&amp;raquo; هم هست. اگر &amp;laquo;بهشتي خميني&amp;raquo;، ملتي بود براي ملت ايران، اما &amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo;، امتي است براي امت اسلام. کاش به پاس اين همه حماسه، اين همه غرور، اين همه وجد، اندکي اصول گرايان عزيز ما در داخل، &amp;laquo;عطر بهشتي&amp;raquo; بگيرند. انتخابات، فقط انتخابات مجلس نيست. امتحانات بزرگي در پيش است. اگر در داخل، نمي توانيم &amp;laquo;بهشتي خامنه اي&amp;raquo; شويم، آيا بوي بهشتي هم نمي توانيم بدهيم؟! فاعتبروا يا اصول گرايان&amp;hellip;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;روزنامه وطن امروز/&lt;/span&gt;6&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;اسفند 1390&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sina12.ParsiBlog.com/Posts/2122/%d8%a7%d9%85%d8%a7+%c2%ab%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%c2%bb+%da%a9%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" title="اما «بهشتي زمان» کيست؟" type="text/html" />
<author><name>حسين قدياني</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sina12.ParsiBlog.com/Posts/2121/%c2%ab%d8%b7%d9%86%d8%b2+%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87%c2%bb+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86+%d9%82%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d8%b3%d8%b9%d9%8a%d8%af+%d8%aa%d8%a7%d8%ac%d9%8a%da%a9+%2b+%d8%b9%da%a9%d8%b3!!+%2b+%d9%85%da%a9%d8%ab!!/</id>
<updated>Thu, 23 Feb 2012 21:44:00 GMT</updated>
<title type="text">«طنز سرگشاده» حسين قدياني به سعيد تاجيک + عکس!! + مکث!!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;a rel=&quot;slb[slb_12078]&quot; href=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/tarh-10-.jpg&quot;&gt;&lt;img size-medium wp-image-12091&quot; title=&quot;اي خوشا &amp;laquo;جبهه بي ريايي&amp;raquo; &quot; src=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/tarh-10--300x224.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;224&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;چه سلامي، چه عليکي، چه کشکي، چه پشمي! 8ماه حبسي که برايت بريده اند و &amp;laquo;قطعي&amp;raquo; هم بريده اند، هشتش، مرا ياد 8سال دفاع مقدس انداخت که جسم تو علي الدوام در آنجا حبس بود و از آن &amp;laquo;حبس قشنگ&amp;raquo; که خودخواسته بود، کم مي شد دل بکني و بروي مرخصي! اما آن 50ضربه شلاق، سوزشش، مرا ياد سوز سرماي زمستان والفجر&amp;nbsp;8 انداخت که هنوز به شدت سالگردش است! 50يا 100يا اصلا 3هزار ميليارد ضربه شلاق را، تو بگو که حتما و قطعا، راحت تر مي شود تحمل کرد تا شلاق رد شدن از عرض اروند که آب وحشي اش، موج نداشت! لاکردار رسما موجي بود!! يادت هست؛&amp;nbsp;امواج موجي اروند وحشي، چه&amp;nbsp;شلاقي مي زد روي صورت بچه هايي که خيلي هاشان تا برسند آن طرف اروند، ديگر به کاروان شهدا پيوسته بودند؟!&amp;nbsp;چه شلاقي بودها!!&amp;nbsp;لياقت شهادت داشتي، حالا شلاق نمي خوردي از روزگار. همين زنده ماندن تو، بدترين شلاق هاست که&amp;nbsp; &amp;nbsp;شلاق قوه قضائيه جمهوري اسلامي، هيچ است پيشش!! شلاق زنده ماندن بعد از &amp;laquo;جبهه والفجر&amp;raquo; و شلاق مشاهده اين همه جبهه که توش، کت شلواري زياد پيدا مي شود، اما لباس خاکي، نه! اختلاس شايد، اما اخلاص، نه!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;دم &amp;laquo;ننه علي&amp;raquo; گرم، که نه متحد بود و نه پايداري!! خوب موقعي رفت!! و الا بايد بي بصيرتي مي کرد و توي برگه رايش، اسامي&amp;nbsp;ليست &amp;laquo;جبهه والفجر 8&amp;raquo; را مي نوشت!! دم &amp;laquo;ننه علي&amp;raquo; گرم که با رفتنش، به جاي &amp;laquo;انتخابات&amp;raquo;، تحريم کرد اين &amp;laquo;افتضاحات&amp;raquo; را!!&amp;hellip; جبهه متحد! جبهه پايداري! جبهه منتقدين دولت، جبهه ايستادگي! جبهه بصيرت! جبهه انقلاب اسلامي! جبهه طرفداران دولت! غلط کرده ايد شماها! همه تان با هم! سر و ته يک کرباس ايد شماها!! جبهه، جبهه، جبهه، جبهه!! جبهه فقط &amp;laquo;جبهه شهدا&amp;raquo;. شما جبهه نيستيد! به نام نامي &amp;laquo;جبهه&amp;raquo; دروغ بسته ايد! شهدا دشمن را مي زدند، نه همديگر را جلوي چشم دشمن!! گاهي هم اگر دعوا لازم بود، به وقتش شهدا دعوا مي کردند، نه جلوي چشم دشمن!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;راستي! تا يادم نرفته بايد بگويم که 50ضربه شلاقي که برايت بريده اند، پنجاهش مرا ياد&amp;nbsp;2 چيز انداخت: يکي آن 50شهيدي که در يک وجب جا توي جاده ام القصر، جا شده بودند، يکي هم اسکناس پنجاه تومني باقي مانده روي دست يکي از همين&amp;nbsp;50 شهيد والفجر 8که رويش نوشته شده بود: اين پول را برگردانيد دست دخترم زهرا&amp;hellip; اينجا وقت نشد بروم و آب نبات بخرم براي خودم! به دخترم سلام مرا برسانيد و بگوييد؛ اروند، وحشي تر از آن بود که سوپري داشته باشد!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a rel=&quot;slb[slb_12078]&quot; href=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/tarh-6-.jpg&quot;&gt;&lt;img size-medium wp-image-12094&quot; title=&quot;ياد باد آن روزگاران، ياد باد... &quot; src=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/tarh-6--300x225.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;225&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز&amp;nbsp;300 هزار شهيد در يک &amp;laquo;جبهه&amp;raquo; جا شدند،&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;امروز در اين همه جبهه، 300نماينده جا نمي شوند!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز در گليمي جا مي شدند شهدا،&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;امروز در اقليمي نمي گنجند سياسي ها!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز احساس تکليف،&amp;nbsp;عطر شهادت مي داد،&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;امروز بوي قدرت مي دهد!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز &amp;laquo;جبهه&amp;raquo;، پروازمان مي داد،&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;امروز جبهه ها زمين گيرمان کرده است!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز به &amp;laquo;جبهه&amp;raquo; که مي رسيديم، اختلافات مان فراموش مي شد، &lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;امروز&amp;nbsp;داخل جبهه&amp;nbsp;ها، تازه، اول دعواي ماست!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز جانباز ويلچري،&amp;nbsp;صندلي خودش را مي چرخاند،&lt;/span&gt; امروز صندلي دارد مي چرخاند بعضي ها را!!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #0000ff&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ديروز مجلس در راس همه&amp;nbsp;امور بود،&lt;/span&gt; امروز&amp;nbsp;مجلس در راس &amp;laquo;حب الدنيا راس کل خطيئه&amp;raquo; است!!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #333333&quot;&gt;&amp;hellip; و امروز، فقط يک اصل دارد اصول گرايي: من و&amp;nbsp;دار و دسته ام&amp;nbsp;برويم مجلس، مابقي بالاخره مردود يک جا هستند!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;عده اي روي انحراف، پايدارند، و عده اي روي راست سنتي، متحدند؛ اين وسط، بيچاره &amp;laquo;جنبش دانشجويي&amp;raquo;، که به جاي عدالت،&amp;nbsp;زيادي جدي گرفته سياست را و خيال کرده، دعواي حسين و يزيد است دعواي سر قدرت!! تو نه متحدي، نه پايداري، نه فتنه گر، نه دانه درشت، نه احمدي نژادي، نه راستي، نه چپي، و نه حتي&amp;nbsp;جوجه منحرف، که ارزش داشته باشي کک عدالتخواهي جنبش دانشجويي بگزد برايت!! بهانه هم دارند بچه ها! انتخابات نزديک است و عدالتخواهي به صلاح نيست!! به به از اين بصيرت! هم الان ملاحظات جنبش دانشجويي، از&amp;nbsp;ملاحظات خود &amp;laquo;آقا&amp;raquo; هم بيشتر شده!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;تو مي داني چرا عدالت در جمهوري اسلامي، لااقل به فرموده رهبر همين جمهوري اسلامي، اصلا حال و روز خوشي ندارد؟! و مطلقا راضي کننده نيست؟! من مي دانم چرا! چون که هميشه خدا در جمهوري اسلامي، نزديک يک انتخابات است!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در اين مملکت، به نائب امام زمان، اهانت کني، &amp;laquo;66 ماه حبس مقطعي&amp;raquo; برايت مي برند،(که البته چون نام پدر طرف، جناب دامت برکاته است، بعدا همين را هم ماست مالي مي کنند!!) اما به &amp;laquo;ف. ه&amp;raquo; اهانت کني، بايد &amp;laquo;8 ماه حبس قطعي&amp;raquo; تحمل کني&amp;nbsp;+&amp;nbsp;50 ضربه شلاق!! + عکس!! + مکث!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به خدا قسم، عکس خدا را پاره کرده بودي، همچين مجازاتت نمي کردند! به رهبر و امام و خون شهدا و&amp;hellip; اصلا چرا راه دور برويم؟! به خود سيدالکريم، ناسزا مي گفتي، اين همه شلاق برايت نمي بريدند!! هم الان مي تواني امتحان کني! برو جلوي مقبره منور و مطهر شاه عبدالعظيم و به جاي سلام، &amp;laquo;نامه سرگشاده&amp;raquo; خطاب به حضرت عرض کن!! اين را با يک نهي از منکر، سر و ته قصه را هم مي آورند، اما مي داني قصه چيست؟! در جمهوري اسلامي، مهم ترين مقام مملکت، نه خداست، نه روح خدا، نه &amp;laquo;آقا&amp;raquo;، نه خون شهدا، نه اصل انقلاب اسلامي و نه هيچ چيز ديگر!! در جمهوري اسلامي، قسيم نار و جنه، &amp;laquo;ف. ه&amp;raquo; و &amp;laquo;م. ه&amp;raquo; اند؛ آقازاده هاي آقاي هاشمي!! باور کن عمو!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;با اين حال و روز، شک دارم بسيجي باشد آن بچه بسيجي که شلاق همين نظام را نوش جان نکرده باشد! ولله شک دارم! دروغ مي گويد، کسي&amp;nbsp;که خودش را بسيجي بداند، اما نخورده باشد شلاق اين نظام را! متاسفانه يا خوشبختانه، مهم ترين سند بسيجي بودن هر بسيجي، در اين نظام به شدت الهي و به شدت عادلانه، شلاق خوردن از همين نظام است!! و اين، هر چند تلخ، اما واقعيت است!! و هر چند نبايد باشد، اما هست!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;برو زندان، خودت را معرفي کن و چند تا هم شلاق به جاي من بخور!! من اعتراف مي کنم&amp;nbsp;که بارها و بارها حرمت خاندان اشراف را شکسته ام!! بارها و بارها بد و بيراه گفته ام نثار راس فتنه!! اعتراف مي کنم و اين همه صداقتش را دارم که بگويم در خلوت و جلوت، صفحات گل درشت گذاشته ام پشت سر سرگشاده نويسان!! پس لطف کن، هم به جاي من شلاق بخور و هم به جاي &amp;laquo;ف. ه&amp;raquo; 6 ماه، به&amp;nbsp;8 ماه زندانت اضافه کن!! اصلا حالا که داري زندان مي روي، جور منحرف و ساکت فتنه و مردود فتنه و عامل فتنه و کوفت فتنه و زهرمار فتنه را، همه را يک جا با هم بکش و به جاي همه شلاق بخور!! پوست تو عادت دارد به شلاق. اين شلاق، دردآورتر از شلاق امواج اروند که نيست؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;از اين بي عدالتي، از اين تبعيض، از اين ظلم، مطمئن باش هيچ کس از غصه دق نمي کند!! چون که انتخابات نزديک است!! و البته چون که در جمهوري اسلامي، ظلم و تبعيض و بي عدالتي، فقط در حق بچه بسيجي ها رواست!!&amp;hellip; و باز هم چون که تو زن يهودي نيستي!! يعني حتي زن يهودي&amp;nbsp;هم نيستي!! مي فهمي که چه دارم مي گويم؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;تو در انتخابات، بايد از همان زندان راي بدهي!! کاش عقل کني و راي بدهي به &amp;laquo;جبهه شهدا&amp;raquo;. من که اينجا، جز تبعيض و بي عدالتي، جز &amp;laquo;منيت به اسم ولايت&amp;raquo;، جز &amp;laquo;ماست مالي به اسم وحدت&amp;raquo;، جز دروغ و حرف مفت و دعوا بر سر قدرت و هياهو براي هيچ و پوچ،&amp;nbsp;جبهه ديگري نمي بينم!!&amp;hellip; چرا! چرا! يک جبهه هواي سرد و نمي دانم پرفشار يا کم فشار، بر سر اقشار مردم که بايد هميشه در صحنه حاضر باشند تا&amp;nbsp;در اين مملکت، نه به ولايت فقيه، بلکه&amp;nbsp;به خانواده آقاي هاشمي، کوچک ترين آسيبي وارد نشود!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آهاي بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;باحال تر از نظام جمهوري اسلامي، نظامي پيدا نمي شود!! نگرد!! شلاقت را بخور!! جاي من! جاي همه! تا تو هستي، تا تن تو هست، و تا تن عادت کرده تو به شلاق هست، مگر مي شود&amp;nbsp;6 ماه زندان برود &amp;laquo;ف. ه&amp;raquo;؟!! چون تو &amp;laquo;م. ه&amp;raquo; نيستي، و نام پدرت هاشمي رفسنجاني نيست، حتي نام مادرت &amp;laquo;عفت&amp;raquo; نيست، در بروي، &amp;laquo;اينترپل&amp;raquo; برت مي گرداند!! اين ترپل و اون ترپل همچين برت مي گرداند که!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;راستي، بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در کتاب درسي فرزند تو چه دروغ شاخ داري نوشته اندها!! نوشته اند؛ مهم ترين مقام رسمي جمهوري اسلامي، ولي فقيه است!! تو را به خدا، مي بيني چه دروغ هايي به خورد بچه ات مي دهند؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;پس بچه شاه عبدالعظيم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;تو شلاق بخور، تا معلوم شود در جمهوري اسلامي، عدالت براي همه يکسان است، حتي بچه بسيجي!!(که يکسان تر است!!)&amp;nbsp;اما &amp;laquo;ف. ه&amp;raquo; زندان نمي رود، تا معلوم شود در جمهوري اسلامي، مصلحت نظام، يعني مصلحت آقاي هاشمي و&amp;nbsp;خاندانش و&amp;nbsp;بس!! اين دومي، اصلا آسيب نمي زند به نظام!! اصلا سعيد!!&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sina12.ParsiBlog.com/Posts/2121/%c2%ab%d8%b7%d9%86%d8%b2+%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87%c2%bb+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86+%d9%82%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d8%b3%d8%b9%d9%8a%d8%af+%d8%aa%d8%a7%d8%ac%d9%8a%da%a9+%2b+%d8%b9%da%a9%d8%b3!!+%2b+%d9%85%da%a9%d8%ab!!/" title="«طنز سرگشاده» حسين قدياني به سعيد تاجيک + عکس!! + مکث!!" type="text/html" />
<author><name>حسين قدياني</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sina12.ParsiBlog.com/Posts/2120/%d9%be%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%82+.../</id>
<updated>Thu, 23 Feb 2012 01:26:00 GMT</updated>
<title type="text">پاتوق ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;blockquote&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ق&lt;span style=&quot;color: #000066;&quot;&gt;رار شد همت كنيم و براي بچه محل هاي با صفايمان در دارالمومنين تهران(منطقه 14) جلسه اي دائمي برقرار كنيم. قرارمان شد مسجد جامع ابوذر؛ چند هفته اي هم در مساجد علي ابن الحسين و ولي عصر عليهماسلام تبليغات شد. جلسه ي اول شنبه ي همين هفته برگزار شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: #000066;&quot;&gt;جلسه يك هفته درميان، شنبه ها خواهد بود ان شاءالله. قرار است مباحث جريان شناسي و غرب شناسي باشد. فعلا قرار است با مقالات شهيد آويني شروع كنيم. البته اين جلسه با چالشهاي انتخاباتي تمام شد... تا چگونه ادامه يابد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رفقا براي شركت در جلسات تماس بگيرند با آقاي ستاري -بسيج مسجد جامع ابوذر؛ 8688341-0935 - &lt;span style=&quot;color: #000066;&quot;&gt;اتوبان شهيد محلاتي(آهنگ)- بلوار ابوذر جنوبي- بين پل چهارم و پنجم- مسجد جامع ابوذر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #000066;&quot;&gt;*ثبت نام براي دانشجويان بسيجي است(و البته فارغ التحصيلان). البته فعلا فقط براي برادران &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sina12.ParsiBlog.com/Posts/2120/%d9%be%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%82+.../" title="پاتوق ..." type="text/html" />
<author><name>وحيد يامين پور</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sina12.ParsiBlog.com/Posts/2119/%d9%85%d9%86+%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d8%b5%d9%84+%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d9%85%e2%80%a6/</id>
<updated>Tue, 21 Feb 2012 17:17:00 GMT</updated>
<title type="text">من نگران اصل اصولگرايي ام…</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a rel=&quot;slb[slb_11957]&quot; href=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/13295811961769709611.jpg&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;رز آبي&quot; src=&quot;http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2012/02/13295811961769709611-177x300.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;177&quot; height=&quot;300&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;گاهي يک رفتار و يک گفتار، در نگاه اول، شايد خيلي کار خارق العاده اي به نظر نرسد، اما خوب که دقيق و عميق مي شوي، مي بيني که تلطيف مي کند فضاي عمومي جامعه را و مهربان مي کند سپهر ملي ميهن را. چيزي که اين روزها و در اين فضاي سياست زده، بسي به آن محتاجيم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;با همين چند کلمه، جا دارد قدر بدانيم کار ماندگار پرويز شيخ طادي را که از جايزه سينمايي خود گذشت و آن را تقديم کرد به ابالقاسم طالبي، و البته کارگردان &amp;laquo;قلاده هاي طلا&amp;raquo; نشان داد که به شدت، لايق اين بذل و بخشش شيخ طادي بوده؛ آنجا که خود در اين &amp;laquo;تسلسل عاشقي&amp;raquo;، عليرضا احمدي روشن را در آغوش گرفت و اين جايزه را از همان روي دوش، تقديم فرزند شهيد هسته اي کشور کرد. اين جايزه گشت و گشت و گشت، آخر سر به خوب جايي رسيد. به به از اين تصاوير! به به از اين تمثال! به قول يکي از بچه هاي وبلاگم، کارهايي از اين دست، و گشت هايي از اين گشت، والفجر هشتي مي کند فضاي روحي و رواني کشور را. يعني که جبهه اي و خالصانه مي کند قلوب را. بهتر از اين چه کار؟! و زيباتر از اين چه ابتکار؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;
&lt;p&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;اما مهم تر از اين اقدام نيکو، که در اين مرز و بوم، حتما مسبوق به سابقه است، متاثر کردن جو عمومي جامعه است از اين دست اقدامات. بايد نشست و بررسي کرد که چنين رفتار و گفتاري، چه اثري در فضاي عمومي، باقي مي گذارد و بعضي اخبار کج و معوج عالم سياست، چه مي کند با اذهان توده ها و ايضا با قلوب مردم. از وراي اين مقايسه البته شايد نادرست است که بيشتر و بهتر متوجه اثرگذاري کارهاي نيک مي شويم؛ آنهم در چنين برهه اي که پيش روي مان، انتخابات حساس مجلس است و قطعا هر آنچه شور ملي را با شعف و شادماني و عرق و غيرت و احساس و راستي، توامان کند، نيکوترين نيکي هاست. ظلم است به ياس کشاندن اين احساس، با زدن توي سر همديگر، آنهم زدن بي مبنا و بي قاعده! آن سان که احزاب، گاهي زياد مي کنند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;چه واضح است که گرم کردن تنور انتخابات، يکي هم بسته به رقابت احزاب سياسي است، اما باز هم چه واضح است که تخريب و بگو مگو و تهمت و منم منم و منازعه و خودبزرگ بيني، تنها چيزي را که گرم نمي کند، تنور انتخابات است. اي کاش احزاب سياسي، صرف نظر از اينکه با هم وحدت مي کنند يا نه، پررنگ کنند اندکي مرز ميان رقابت و عداوت را.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;آري! مذموم است هر آنچه که در اين روزهاي خطير، خالي کند دل ملت را از غرور، و نيکوست هر آنچه که در اين حال و روز، مضاعف کند شور و حال و عشق ملي را. خواه تقديم يک جايزه به فرزند شهيد هسته اي باشد، خواه فعاليت اصحاب فضاي سايبر، در نامه نوشتن به &amp;laquo;آرميتا&amp;raquo; باشد، خواه دستاورد جديد هسته اي باشد، خواه ابراز ارادت فلان بازيگر سينما و بهمان بازيگر تئاتر -ولو به زبان خودشان!- به خانواده و خون شهدا باشد، و خواه حتي&amp;hellip; حتي مي خواهم بگويم حضور گرم علي پروين پرسپوليسي باشد در روز بازي استقلال با الاتفاق عربستان، در ورزشگاه سرد آزادي. اتفاقِ در ظاهر نه چندان مهمي که چون فرهنگ سازي مي کند، اتفاقا کار مهمي مي نمايد. شايد من باب طعنه، بد نباشد به بعضي از سياسيون که يحتمل &amp;laquo;مردود وحدت&amp;raquo; اند، کار علي پروين را به رخ شان بکشيم و بگوييم قلندري فرق دارد با قلدري. کمي دورانديشي و کمي کوتاه آمدن، نه البته از اصول، که از برج عاج خودعماربيني يا حتي خودمحور وحدت بيني، ذنب لايغفر نيست. چه مي گويم، که مصداق بصيرت است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;نه من، بلکه توي خواننده هم باور نداري و در مخيله ات نمي گنجد که گفتمان اصولگرايي، به جاي &amp;laquo;خدمت&amp;raquo;، منطبق بر &amp;laquo;قدرت&amp;raquo; باشد. پس چه خوب که اصولگرايان محترم، به جاي نفي يکديگر، کارنامه کاري و خدمت رساني خودشان را تشريح کنند و همچنان، بيش از &amp;laquo;حرافي&amp;raquo;، مشغول &amp;laquo;حمالي&amp;raquo; براي ملت باشند که &amp;laquo;حمالي براي ملت&amp;raquo;، به معناي &amp;laquo;گفتمان خدمت&amp;raquo;، مهم ترين اصل اصولگرايي است. مردم اگر مي خواستند به دعواي اصولگرايان راي بدهند، اصلاح طلبان بودند!! و نمرده بودند!! مردم به کار اصولگرايي راي دادند، نه دعواي اصولگرايي. صرف نظر از اينکه وحدت خوب است يا خط کشي، بايد اندکي مداقه بيشتر کرد در اين امور.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;به همين منوال، اگر کوچ کنيم دوباره از عالم سياست به عالم فوتبال، مگر مي توانيم منکر تاثير برد قشنگ نماينده کشورمان بر نماينده عربستان، در فضاي عمومي جامعه باشيم؟! چيزهايي هست که تقويت مي کند شور ملي را، و اين برد، آنهم در اين فضا، از اين دسته است. حتي قشنگ و موثر و بانشاط بود شعارهاي هواداران تيم آبي، چه آن وقت که براي اول بار، علي پروين، اسطوره تيم قرمز را تشويق مي کردند، چه آن وقت که سر گرفته بودند اين 2 شعار را: &amp;laquo;استقلال با غيرت، يا علي مولا مدد&amp;raquo; و &amp;laquo;استقلال قهرمان، خليج فارس ايران&amp;raquo;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;راستي! چه اشکالي دارد گاهي بزرگان عالم سياست، از بچه هاي ميدان فرهنگ، درس بگيرند؟! و چه ايرادي دارد که بعضي چيزها را حتي از آدمي در مايه هاي علي پروين، حتي تر از تيفوسي هاي تيم آبي ياد بگيريم؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;برادرم! اين وجيزه را ننوشتم که نيشم بزني؛ &amp;laquo;مگر دعواي فلان گروه با بهمان گروه، دعواي قرمز و آبي است؟!&amp;raquo; اين را خود مي دانم، اما اگر دعواي ما به خاطر &amp;laquo;قدرت&amp;raquo; باشد، مردم، دعواي قرمز و آبي را بيشتر باور مي کنند تا دعواي ما را!! پس اگر تو دلت براي گروه خودت مي سوزد، بگذار دل من آزاد باشد و براي کليت جريان اصولگرايي بسوزد. من بيشتر از گروه تو، نگران اينم! نگران اصل اصولگرايي&amp;hellip;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;روزنامه جوان/&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;1 اسفند 1390&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sina12.ParsiBlog.com/Posts/2119/%d9%85%d9%86+%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d8%b5%d9%84+%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d9%85%e2%80%a6/" title="من نگران اصل اصولگرايي ام…" type="text/html" />
<author><name>حسين قدياني</name></author>
</entry>

</feed>
