سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان




سیاست - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3   4   5   >>   >

بسم الله.


مهدی هاشمی و کامران دانشجو!



نمیخواستم خیلی هم زود بیام ولی چه میشود کرد. میدونید من از اون دسته عکاسان خبری هستم که معمولا وقتی برنامه ای رو عکاسی میکنم بعد از انتشار در اون خبرگزاری یا روزنامه کلاً تمام عکسها رو خالی میکنم توی هارد و دیگه نگاهش هم نمیکنم مگر نیاز بشه به کسی عکس بدم. البته این همیشگی نیست!


امشب هم داشتم برای بنده خدایی از آرشیو تصویری مراسم برترینهای دانشگاه آزاد که آذرماه هشتاد و هفت برگزار شده بود عکس جدا میکردم که به این عکس برخوردم. کامران دانشجو! وزیر کنونی علوم دولت احمدی نژاد با مهدی هاشمی! آقا زاده محترم جناب اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی! کسی که الان متهم و فراری است و در خارج از کشور بسر میبره.


توی اون مراسم مهدی هاشمی رو بخوبی میشناختم و برام سؤال این بود که چرا کامران دانشجو اونجا اومده؟ و چه ارتباطی داره با اینا؟!


اگر اشتباه نکنم اونزمان اتفاقاً کامران دانشجو معاون سیاسی و قائم مقام وزیر کشور بود ولی نمیدونم در برنامه ای که برترینهای دانشگاه آزاد قرار بود تقدیر بشن و کسانی مثل شخص آقای هاشمی و پسرانش، کروبی و جاسبی و خیلی های دیگه حضور داشتند چرا ایشون حضور داشت؟ جالب این بود که در بیشتر مراسم کنار مهدی هاشمی نشسته بود؟!!


عکسهای مراسم در آرشیو خبرگزاری مهر هست میتونید در ذیل ببینید. امیدوارم این قضیه خیلی ساده باشه و در پس پرده رابطه و اسراری نهفته نباشه ...


http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=795742


http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=796306 



http://ashouraeyan.persianblog.ir/post/140



از این دست عکسها بسیار دارم. بازم میگردم و از ناب هاش براتون میذارم. یا حق




  • کلمات کلیدی : سیاست، عکس، دانشگاه آزاد

  • نوشته شده توسط :عکاس مسلمان::نظرات دیگران [ نظر]

    بسم الله.
    اولین شروعم در وبلاگ گروهی فصل انتظار را اینگونه با عکسی از سید حسن مصطفوی در سالگرد حماسه بزرگ 22 خرداد 88 شروع میکنم.
    در صفحه اول شناسنامه سید حسن مصطفوی که عکس اون رو در انتخابات 22 خرداد 88 گرفتم خوب دقت کنید. نام و نام خانوادگی ایشون دقیقاً "سیدحسن مصطفوی" درج شده!
    شناسنامه سید حسن مصطفوی
    عکسهای دیگری هم هست از خودم در انتخابات های پیشین و عکسی نیز در سایت جماران که زیر نظر محمدعلی انصاری است و عکسی از خبرگزاری مهر که در رجانیوز منتشر شده نشان می‌دهد نام خانوادگی وی در شناسنامه نیز مصطفوی درج شده و مشخص نیست چرا از اینکه دیگران او را به نام شناسنامه‌ایش صدا کنند آشفته و پریشان و مضطرب میشود؟!
    جایی خوندم که بی احترامی و زدن سیلی به صورت مصطفی محمد نجار وزیر کشور و زخمی شدن وی توسط سید حسن مصطفوی (خمینی) در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، بخاطر بکار بردن نام سید حسن مصطفوی در چند نشست و جلسه سالگرد ارتحال توسط نجار بوده است! و این به مذاق نوه امام راحل خوش نیامده!
    فکر می کنه چون نوه امام بزرگوار و رهبر کبیر انقلاب اسلامی است باید حتما او را خمینی خطاب کنند؟ یا اینکه با مصطفوی ها مشکل داره؟!
    آخر سیدحسن آقا؛ امام عزیز تر از جان ما بود فاضل، از فضل امام خمینی تو را چه حاصل؟! اگر میخواهی دوباره به احترام خمینی کبیر، خمینی خطابت کنیم، حرف پدرت را گوش کن و پیرو راستین ولایت باش. سید حسن مصطفوی جایی شنیدم که به مولایم سیدعلی پیغام دادی "وقت آن نرسیده ردای رهبری دوباره به بیت امام و جماران بازگردد؟" نمیدانم؛ ولی اگر این حرف راست باشد دیگر تو سید حسن مصطفوی هم نیستی، آنموقع شکی نمی ماند که از فضل خمینی و احمدش هم هیچ نداری. باید بروی پیش همان پسرعمویت. نگذار باز هم شعار بدهیم: نواده روح الله، سید حسن نصرالله ...
    خودت را اصلاح کن. همین
    راستی برای من توی این چند سالی که میرم حسینیه جماران از انتخابات عکاسی میکنم، المثنی بودن شناسنامه سید حسن هم همیشه برام سؤال بوده! خیلی نکات به ذهنم خطور میکنه اما بیانش خطرناکه.
    نظر شما چیه؟





  • کلمات کلیدی : سیاست، انتخابات، عکس

  • نوشته شده توسط :عکاس مسلمان::نظرات دیگران [ نظر]


    حرکت خود جوش مردم به سخنرانی سید حسن همینی در سالگرد ارتحال حضرت امام در در کنار حرم امام برای سید حسن باید معنی زسادی داشته باشد! مردم از بدو وردود او اعتراضات خود را شروع کردند. حتی از قبل از اینکه به جایگاه باید در مین سخنان رییس جمهور فریاد زدند وصیت حاج احمد پیروی از ولایت. سید حسن اما هنگامی که آماده سخنرانی شد گویا پیام مردم را نشنید. مردم که عکسهای سید حسن  برادرش را با سران فتنه ئیئه بودند به شدت عصبانی بودند. موضع گیری های اخیر سید حسن سکوتهای حمایت انگیز او از سران فتنه ملاقات او با حسن صانعی دیدار با مجرمان و کودتاگران مخملی همه و همه سبب شده بود سید حسن با امام و رهبر فاصله بگیرد و این فاصله یعنی فاصله با ملت. قای سید حسن شان امام را شما
    آن هنگامی نگه نداشتی که با فتنه گران علیه نظام فالوده می خوردی! شان امام را زمانی نگه نداشتی که با مخالفان رهبر و نظام نرد دوستی ریختی. به مردم تذکر دادی هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته است اولا اینکه 21 سال از این مصیبت گذشته است ثانیا از ارتحال حاج احمد و  وصیت این مرد بزرگ به شما چقدر گذشته است؟ امروز در حرم امام وصیت نامه پدرت به تعداد زیاد دست مردم بود! شاید اعتراض داری که چرا وصیت نامه سید احمد آقا پخش شده همان طور که ندیده به شاخصهای امام که از صدا و سیما پخش شد اعتراض کردی! سید حسن در حرم امام که با شعارهای سراسری مردم رو به رو شده بود باز هم مانند هم پیاله گان خود به جای آنکه اعتراض سراسری مردم را ببیند آنها را تعداد اندکسید یاسر برادر سید حسن در کنار کدیور خواند!‏ نکند معتقدی در شعارها تقلب شده!! سید حسن گفت عده ای اندک اینجا شعار میدهند ولی اکثرا و انها که بیرون هستند از این عده بیزارند! نفهمیدم نظور سیدحسن چه کسانی بود چون هر که آنجا بود داشت علیه او شعار میداد! به خیال سید حسن همان هایی را می گفت که با آنها عکس گرفته بود و در مراسم ارتحال و نماز جمعه حاضر نبودند. به نظرم منظور سید حسن همان ها بود چون داخل و خارج صحن همه داشتند به او اعراض می کردند. بسیاری از مردم از شهرستان آمده بودند آنها هم شعار می دادند بصیرت و تیزبینی مردم واقعا مثال زدنی است. امام خامنه ای در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که مردم خوب تشخیص میدهند چه کسی در خط امام است. سید حسن میت واند دو کار کند یا از این رفتار عصبانی شود و به موضع لج بازی سوق پیدا کند یا پیام مردم را درک کرده و به خط ولایت و توصیه وصیت نامه پدرش بازگردد. که ان شاء الله راه دوم را انتخاب کند که مردم هشدار جدی ای به او دادند.




    فیلم شعار مردم در بیرون صحن را هنگام سخنرانی سید حسن را اینجا ببینید و قضاوت کنید آیا تعداد اتندکی شعار در داخل شعار می دادند و بیرون صحن علاقه مندان به سخن او بدند؟



    دانلود فیلم با فرمت mwv



    دانلود فیلم برای موبایل



    خبرگزاری مهر در خبری نادرست مدعی شد تعدادی و  برخی از مردم شعار میداند این در حالی است که سایت خبری فردا نیوز حامی قالیباف نوشت تعداد شعاردهندگان را بخش قابل توجهی دانست! رجانیوز هم به شعاردهندگان میلیونی اشاره کرده است جهان نیوز هم از جمعیت انبوه شعار دهندگان یاد کرد. اما الف هم در تعبیری نادرست از جمعی از حضار به عنوان شعار دهندگان یاد کرد.



  • کلمات کلیدی : سیاست

  • نوشته شده توسط :احسان آیتی::نظرات دیگران [ نظر]

    قبل نوشت: مطلب ذیل گفتگویی است که با آیت الله تقوایی ژیرامون فقه ژویا در اندیشه امام صورت گرفته است این گفتگو در هفته نامه صبح صادق به چتژ رسید اما به دلیل محدودیتهای این نشریه بخشی ازا ین گفتگو حذف شد لذا گفتگوی کامل با ایشان در ذیل آمده است.



    اشاره: آیت الله علیرضا تقوایی متولد سال 1340 در شهر اراک است. وی از سال 1355 دروس حوزه را آغاز نمود.
    وی دروس خارج را نزد حضرات آیات غلامرضا رضوانی، جعفری اراکی و مهدوی کنی گذراند و از ایشان دارای اجازه اجتهاد است.
    این استاد حوزه هم اینت در حوزه امام رضای تهران به تدریس خارج فقه مشغول است. وی هم چنین در دیگر مدارس تهران به خصوص حوزه علمیه مروی در سطوح عالی حوزه عرفان، فلسفه، اخلاق، فقه و اصول نیز تدریس می تند. آیت الله تقوایی با نظرات و آرای عرفانی امام خمینی به خوبی آشناست و عظمت و بزرگی حضرت امام را به خاطر عرفان ایشان می داند.
    وی در طول سالهای 1358 تا 1365 متناوبا در جبهه های غرب و جنوب نیز حاضر بوده است. در گفتگو با ایشان به واکاوی اجتهاد پویا در اندیشه امام خمینی پرداخته شده است.



    ¤حضرت امام در فرمایشات خود هم به فقه جواهری و سنتی تأکید می کنند و در عین حال به بازبودن باب جهاد و کافی نبودن اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه اشاره دارند، در ابتدا توضیح دهید منظور از فقه سنتی یا جواهری چیست؟
    فقه ما براساس ادله اربعه یعنی کتاب (قرآن)، سنت ختمی مرتبت و اهل بیت (علیهم السلام) یا به عبارتی قول و فعل (تقریر معصوم) اجماع و عقل است. این خط مشی کلی ما در فقه سنتی و منابع اصلی ما است. اما در طول زمان -از جمله هم اکنون- یک عده آمدند از یک سری ادله و طرقی استفاده کردند که مورد تأیید اهل بیت و اسلام و دین نبود، بلکه بافته افکار و ظنون باطل خودشان بود. همان حرکتی که براساس ظن و قیاس شکل گرفت و البته ائمه با آن مبارزه می کردند «اول من قاس ابلیس»، همان مذهب در زمان امام صادق(ع) نضج گرفت و رشد کرد و قسمت مهمی از جامعه را به انحراف کشاند. همین خط مشی در جامعه کنونی ما صورتهای جدید و نوظهور پیدا کردند. کسانی آمدند در فقه نظر دادند که اصلاً اهل فقه نبودند. از ظنون و قیاس و استحسانات و افکار باطل خودشان استفاده کردند و برای دین خدا حکم دادند، درست بر خلاف فقه جواهری و سنتی.



    معنای اولیه و مراد استعمالی فقه جواهری همان کتاب جواهر الکلام مرحوم نجفی است که نمود بارز این فقه است اما معنای ثانویه و مراد جدی متکلم از فقه جواهری همین است که بیان کردم.



    ¤با توجه به این توضیحات اینکه حضرت امام(ره) می فرماید باید فقه سنتی تقویت شود، اما در عین حال آن را برای اداره جامعه کافی نمی دانند یعنی چه؟
    اصولاً در حوزه، گروهی داریم که بیشتر تابع فقه سنتی هستند و کمتر در این فقه به نوآوری و تشخیص موضوعات جدید و تطبیق فقه سنتی با مسایل فرهنگی و سیاسی و ... جامعه کنونی می پردازند. در مقابل این عده دسته دیگری هستند که به زعم خودشان دنباله روی فقه پویا هستند و سعی می‏کنند مسایل را با بینش جدید و منطبق با نیازها و خواسته های بشر کنونی استنباط و اجتهاد کنند و مسایل سیاسی و اجتماعی و ... را در نظر بگیرند، اما مسئله ای که اینجا هست این است که این دو گروه مشی افراط و تفریطی دارند. آنهایی که ژیرو فقه ژ.یا هستند



    گاهی اوقات در بعضی افراد و در بعضی موارد خیلی زیاد از فقه سنتی عدول میکنند و یک سری خط مشهای کلی فقه سنتی رو زیر پا می گذارند در مقابل کسانی هم که تابع فقه ستی هستند از اجتماع عقب می افتند و نی توانند فقه را به نیازهای جامعه منطبق کنند و در نتیجه مردم را در صحنه فقه فعال کنند. اما خدا رحمتش کند حضرت امام(ره) هر دو را داشت. ایشان در عین اینکه قائل به فقه سنتی هستند به حوزه ها تأکید می‏کنند که «فقه به همان صورتی که بوده است باید باشد و فقه جواهری باید تقویت شود».(صحیفه امام18: 72) اما در عین حال می فرماید «همین اصول کلی و قوانین با نیازهای  بشر باید تطبیق داده شود و با حکومت اسلامی هماهنگ باشد»، لذا می فرماید زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند برای همین فراتر از آن 12 شرطی که علما برای مرجع تقلید بیان می‏کنند مانند مرد بودن و عادل بودن و ...؛ امام می‏فرمود: «مجتهد باید به مسائل زمان خود هم احاطه داشته باشد.» و مدیریت و مدبریت در جامعه بودن را هم لحاظ می کردند.



    ¤امام (ره) در عمل و سیره خودشان چگونه پیوند این دو جهت را نمایش دادند؟
    در قبل از انقلاب شاید انحراف افکار یک سری روشنفکرها سبب شد عده‏ای از علما که به فقه سنتی پایبند بودند چنان دچار افراط بشوند تا سعی کنند جلوی نفوذ افکار روشنفکران به این را بگیرند. البته نه تنها این کار را نکردند بلکه سبب شدند دین مقداری از جامعه هم عقب بماند، لذا شاهد بودیم دین از جامعه فاصله گرفته بود و علمای ما به گوشه‏نشینی و زاویه حجره ها و حوزه ها ی علمیه کشانده شده بودند و محبوس شده بودند و قدرت بروز خودشان را نداشتند. ولی امام با انقلاب خودشان فقه را از کنج حوزه ها و حجره ها بیرون کشید و در سرتاسر عالم مطرح کرد و اکنون با گذشت سی سال با ابزار علمی جدید -چه نرم افزاری چه سخت افزاری- دین و مذهب را به تمام دنیا فرستاده‏ایم. این بروز و غلبه و سلطنت برجهان و افکار بشر به خاطر این بود که امام علاوه بر اینکه دین را به صورت تئوری میان جامعه امروز وارد کرد و به صورت عملی هم به عمل کرد.



     امر به معروف و نهی از منکری که خیلی از رساله های بحث از آن نمی کردند جهاد و دفاعی که خیلی از علما از آن صحبت نمی کردند چون اصلا نیازی به آن نمی دیدند اینها را به میدان آورد و هم عملا به آنها عمل کرد و هم نظرا به طور تئوری به صورت خیلی عالی به آنها پرداخت. ولایت فقیه و حکومت فقه که منزوی و مطرود شده بود و خیلی کم به آن پرداخته می شد را به صورت کاملا روشن در جامعه مطرح کردند و خون شهدا سلام الله علیهم سبب آبیاری این درختی شد که امامکاشت و وسعتش داد به تمام دنیا.



    ¤ امام (ره) تأکید می‏کند که مباحث درسی و تحقیقی حوزه باید براساس فقه سنتی باشد، آیا خروجی این شیوه می‏تواند به فقه پویا منجر شود؟
    یکی از مفاهیمی که امام زنده و تأسیس کرد وحدت بین دانشگاه و حوزه بود. امام با مطرح کردن این مسئله توانستند جمودی که بر حوزه حاکم بود و تقریباً از شئون غیر دینی خالی شده بود تا حد خیلی زیادی از بین برد و سیاست و فرهنگ و مدل اجتماعی را به داخل دین کشاند و دین را به میادین سیاسی و فرهنگی و ... وارد کرد. بعد علما را تشویق کرد که فقط محورشان علوم اسلامی نباشد بلکه در علوم دیگر هم تحقیق کنند. به عبارت دیگر حوزه‏ها وارد تمام میادین مورد نیاز جامعه به صورت خیلی گسترده شدند و ما ثمرات این حرکت امام را که با انقلاب نرم افزاری و سخت افزاری خودش انجام داد، روز به روز بیشتر مشاهده می‏کنیم. مثلاً مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‏ای (حفظه الله) یک فقیه جامع الشرایطی است که نظیرش شاید در زمان گذشته هم شاید خیلی کم بوده است. به خاطر اینکه یکی از روشن‏ترین و بارزترین جلوه‏های وجودی ایشان این است که چون شاگرد امام بوده است در نتیجه تمام افکار امام در وجودش تجلی کرده است و امروز مشاهده می‏کنیم یک فقیهی است که در هر رشته‏ای و با هر گروهی صحبت می‏کند، کاملاً به مسائل آن رشته وارد است و به صورت خیلی کارشناسی نظر می‏دهد و آسیب شناسی می‏کند و راهکارهای مناسب برای حل آسیب‏های آنها ارائه می‏کند. این ثمره همان دیدگاه امام است که خودشان را محصور در فقه سنتی نکردند و از آن طرف هم با فقه پویا نیامدند با دیدگاههای روشنفکر مآبانه چارچوب اصلی فقه سنتی را بشکنند و ما را از اسلام اصیل ناب محمدی محروم کنند. خوب توانستند بیتن این دو مورد جمع کنند.



    ¤امام می‏فرماید یک مجتهد باید بتواند جامعه اسلامی و حتی جامعه غیراسلامی را اداره کند. در گذشته دیده‏ایم امام موسی صدر در میان مسیحیان لبنان تقریباً چنین کاری انجام داد. اکنون با گذشت 30 سال از انقلاب حوزه دارای چنین ظرفیتی است؟
    اگر نگویم بالفعل هست بالقوه چنین مجتهدی دینی به طور گسترده وجود دارند.
    که در آینده بروز چشمگیری خواهند داشت. بهترین نشانه اثر این امر و پیشرفت حوزه ها سیطره روز افزون جمهوری اسلامی در جهان است. اگر امروز در لبنان کاملاً جایگاه داریم به خاطر یک چارچوب ایدئولوژیک کامل است. البته حوزه های ما مشکلات بیار بسیار زیادی دارند یکی از بهترین منتقدین حوزه ها مرحوم شهید مطهری است ایشان می فرمود حوزه های ما سازماندهی کامل خوبی ندارند و من فکر می کنم هنوز این مشکل گریبانگیر حوزه های ما هست اما در عین این که این نقایص وجود داره ولی به خطر همان انقلابی که امام کردند خوزه های پیشرفتهای بسیار چشمگیری کرده است.



    ¤در صحبت های امام تأکید به سیاست و ورود روحانیون به سیاست بسیار دیده می شود مثلاً می فرماید برای مردم و جوانان و حتی عوام قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسایل سیاسی اظهارنظر نمی کنم. دلیل این همه تأکید چیست؟
    آن کلمه معجزه آسای شهید مدرس که فرمود: سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست، در بطن شریعت ماست.
    حضرت زهرا(س) تمام زندگی‏اش مبارزه با مخالفین و معاندین حق و دفاع از توحید و ولایت است. تمام هستی‏اش هم در این راه داد. همان خانمی که شب تا صبح عبادت می‏کرد، هنگامی که اجحافی به دین و ولی می‏شود با قدرت ایستادگی می‏کند. همان خانمی که از کور رو می‏پوشاند، مهار ناقه علی را می‏گیرد در مدینه می‏چرخد و یکی یکی با انصار و مهاجر صحبت می‏کند که چرا حق علی را نمی‏گیرید؟ لذا اصلاً دین بی‏سیاست مفهوم ندارد. یکی از ویژگی‏هایی که امام داشت و کمتر عالمی آن را دارا بود این بود که پدرش مجتهد و مبارز بود و هم در راه مبارزه شهید شد. این اجتهاد و شهادت بر امام اثر زیادی گذاشت. امام در جوانی در مجالس شورای ملی طاغوت که اصلا قبولشان نداشت شرکت می کرد و مسائل را زیر نظر می‏گرفت. در زمانی که زعامت حوزه به دست آْیت الله العظمی بروجردی سلام الله علیه بود امام در کنار اینکه در برابر ایشان اسائه ادب نمیکرد و سخن نمی‏گفت و رهبری را همیشه به ایشان واگذار می‏کرد ولی به تمام مسائل سیاسی اشراف داشت هم به مسائل فقهی و فلسفی و عرفانی و معرفتی و اخلاقی و روایتی و تفسیری اشراف داشت هم اشراف کامل به مسائل سیاسی داشت لذا امام ثمره‏اش این شد. علمای دیگر این مسائل را نداشتند یک جهتی در آنها کم رنگ است.



    ¤حضرت امام (ره) می فرماید همه ترس استکبار از این مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی پیدا کند اگر چنین مسئله‏ای تحقق یابد چه اتفاقی می‏افتد که مستکبرین از آن ترس دارند؟
    فقه به معنای اعم یعنی فقه اکبر که شامل عرفان، فلسفه، تفسیر، اصول، اخلاق و همه علوم اسلامی می‏شود این فقه در فطرت همه هست. اگر یک فقیه کامل وارد جامعه شود این فطرت بروز پیدا می‏کند در نتیجه جایی برای حکومت ظالمان نخواهند ماند و ریشه تمام منفعت طلبی آنها را می‏کند. کما اینکه انقلاب امام در ایران این کار را کرد. البته ما نواقص هم داریم چون نتوانستیم حق نعمتی که امام به ما داد ادا کنیم اما اگر  بشود  اگر فقه اجرا بشود دیگر جایی برای سیطره و حتی برای نفوذ بر هیچ یک از افکار روشنفکرمآبانه و ظالمانه و استبدادی دشمنان از هر جهت، چه فرهنگی و چه سیاسی و... باقی نمی‏گذارد. برای همین می ترسند چون تمام وجودشان را نابود می کند.



    ¤ آیا عرفان امام در سیاست و فقه ایشان هم اثرگذاشته بود؟
    امام تمام وجودش را از عرفان داشت. صد در صد نظرات امام مستقیماً از عرفانش سرچشمه می‏گیرد. مثلاً عارف می‏گوید حکومت فقیه یعنی حکومت خدا. فقیه یعنی خلیفه خدا که تمام کمالات حضرت حق در او ظهور پیدا کرده باشد و او باید این کمالات را به تمام عالم منتقل کند لذا تمام کمالات و نوآوری‏های امام در فقه و اصول و فلسفه و سیاست به خاطر همین بود. به خاطر اتصالش به حضرت حق و قدرت گرفتن از نور خدا و افاضه آن به عالم. باید این جامعیت در حوزه باشد، در حالی که در عرفان اصلاً کار نکردیم و بلکه بعضا با عرفان مخالفت شده و حتی با آن مبارزه می کنند! ما آیا جامعیت امام را در حوزه‏ها پیاده کردیم؟ نکردیم. مثلا امام یکی از مهمترین مشخصه‏هایش عرفانش است ولی الان در خیلی از حوزه ها عرفان را می کوبند! با جرات هم می کوبند. من این را عرض کنم که الان کسانی که در حوزه ها مسئولیت دارند و عرفان را می کوبند بیشتر از کسانی است  که عرفان را قبول دارند. این جفاست به شان علمی و عملی امام. عرفان را منزوی کردیم. تفسیر عرفانی امام را ما روحانی ها جلویش را گرفتیم! این ظلم بزرگی بود.



    ¤سوال آخر اینکه فرق فقه پویا با قرائتهای مختلف از دین چیست؟ الان مشاهده می شود تعداد اندکی از شاگردان امام مثلاً آقای صانعی، نظراتی در فقه ارائه می کنند که بسیار از فقه امام دور است؟
    فقه پویا اگر یک طرفه باشد و از چارچوب های فقه سنتی فراتر رفت پای ظن و استحسان وارد دین می‏شود و هزار جور قرائت برای دین تبیین می شود که همه سم است و بلکه از سم بدتر است چون روح را نابود می کند. همین‏ها چون یک بعد از ابعاد امام را ناقص گرفته‏اند، این گونه نظر می‏دهند فقه پویا و سیاست را گرفته‏اند و عرفان و فقه سنتی را رها کرده‏اند.




  • کلمات کلیدی : سیاست

  • نوشته شده توسط :احسان آیتی::نظرات دیگران [ نظر]

    پیام
    زمان: 15 آذر 1358/ 16 محرم 1400
    مکان: قم
    مخاطب : ملت ایران
    ملت شریف ایران - ایدهم الله تعالی
    شما می دانید که بدخواهان اسلام و کشور در تمام مراحل توطئه نموده و بحمدالله باشکست مواجه شدند. این بار که در رفراندم قانون اساسی (بخوانید انتخابات ریاست جمهوری) شکست مفتضحانه نصیبشان شد سخت وحشت زده شده اند و توطئه را با چوب و چماق شروع کردند و با بهانه ها واستفاده از سادگی بعضی قشرها غائله راه انداخته و خواهند انداخت. در این موقع که بادشمنی مثل امریکا و دنباله های او روبه رو هستیم ریشه های رژیم سابق و طرفداران آنهاو دارو دسته امریکا در این امور دست دارند که نگذارند آرامش در این کشور تحقق پیداکند. لهذا من به شما ملت هوشیار هشدار می دهم که هر تشنجی و غائله ای امروز برخلاف مصالح اسلام و کشور است و موافق خواستهای دشمنان اسلام است .
    من به شما دوستان اکیدا اخطار می کنم که هر کس عکس اینجانب را پاره کند یا بسوزاند و به من ناسزا بگوید و اهانت کند کسی حق ندارد به او تعرض کند و از من طرفداری کند. امروز در صددند ایجاد غائله کنند و شماها را به جان هم بیندازند. بایدباکمال خونسردی و آرامش از کنار آنان بگذرید و تعرض به آنان و مقابله به مثل خلاف رضای خداوند و از محرمات بزرگ شرعیه است. خداوند همه ما را از شرور شیاطین حفظ فرماید. والسلام علیکم و رحمه الله.
     16 محرم الحرام 1400/15 آذر 58
    روح الله الموسوی الخمینی
    صحیفه امام/ ج.11/ص.174


    اما20 سال بعد  امام خامنه ای


     


    ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. ...آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفه‌شان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.


     بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید که این آیه‌ى مبارکه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید که «و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، این بناى استوار که هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود. 22 آذر 88



  • کلمات کلیدی : سیاست

  • نوشته شده توسط :احسان آیتی::نظرات دیگران [ نظر]

    سعید حجاریان، مهندسی مکانیک از دانشگاه تهران و دکترای علوم سیاسی از دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران می‌باشد. وی در زمان شاه به گفته خودش زندان نرفته است و این یعنی اینکه وی مبارزه‌ای نکرده است که در اثر آن به زندان بیفتد و یا اینکه به قدری باهوش و بر فنون رزم شهری آگاه بوده است که مامورین ورزیده‌ی ساواک نتوانستند نام وی در در پرونده‌های خود ثبت کنند.


    پرونده سوابق اطلاعاتی حجاریان حاکی از آن است که در عملیات ضد کودتای نقاب (نوژه) با کشمیری همکاری نزدیک داشته است و در یک اتاق فعالیت داشته‌اند. اما کشمیری که بود؟ کشمیری عامل بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری بود که منجر به شهادت رجایی و باهنر شد.


    همسر سعید حجاریان سابقه عضویت در منافقین را داشته است و خود حجاریان رفیق نزدیک تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان بوده است.


    تقی محمدی در رابطه با بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری دستگیر شد. تا شروع به بازکردن پرونده کرد، جنازه او را کف سلول دیدند. بعد از مرگ محمدی پرونده ادامه پیدا نکرد. اگر او کشته نمی‌شد نفر بعدی باید "سعید مظفری" (حجاریان) را می‌گرفتند چون با هم بودند.


    حجاریان در دفتر اطلاعات نخست وزیری در سمت معاون خسرو تهرانی در امور ضد جاسوسی فعالیت نموده است و در تاسیس وزارت اطلاعات نقش اساسی داشته است و در دوران وزارت ری شهری مدیرکل آن وزارتخانه بود.


    حجاریان پس از دولت "میرحسین موسوی" به تدریج خود را از وزارت اطلاعات جدا ساخته و به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری پیوست که موسوی خوئینی‌ها رئیس آنجا بود. وی در آنجا به سمت معاون سیاسی موسوی خوئینی‌ها منصوب شد.


    علی رغم اینکه حجاریان در مصاحبه‌های خود اعلام می‌کند دلیل خروجش از وزارت اطلاعات، علاقمندی به کار در ریاست جمهوری بوده است اما علت خروج حجاریان از وزارت اطلاعات مخالفت وی با سپردن وزارت اطلاعات به علی فلاحیان بود.


    بعد از خروج حجاریان از وزارت اطلاعات، چرخش فکری او آغاز می‌شود. وی با بورسیه‌ای که در اختیارش قرار می‌دهند به دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌رود و چه کسی بهتر از "حسین بشیریه" می‌توانست این جوان جویای نام و مدهوش تئوری‌های سحرآمیز سیاسی غرب را از چشمه‌ی علوم انسانی مغرب زمین سیراب کند؟


    در سال 1372 با دفاع از پایان نامه‌اش با عنوان "موعودیت در انقلاب ایران و روسیه" زیر نظر حسین بشیریه فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای آن را در آن دانشگاه می‌گیرد.


    سپس حجاریان با نام مستعار " جهانگیر صالح پور" در نشریه کیان، قرائت جدید طیف موسوم به چپ مدرن را از ولایت فقیه و سیستم حکومتی وابسته به آن تشریح می‌کند. بطوریکه برخی از اندیشمندان دینی همان دوران به نقد مقالات وی در باب ولایت فقیه مشغول بودند، از آن مقالات بعنوان " مطالبی که بصورت رندانه‌ای پنبه ولایت فقیه را می‌زند" یاد نموده‌اند.


    حجاریان در همین زمان در نشریه نیمروز با نام مستعار " نادر صدیقی" چند مقاله در باب "آزادی اسلامی" می‌نویسد و با اقامت در خارج از کشور باب گفتگو با اپوزیسیون را باز می‌کند.


    حجاریان در زمان تصدی معاونت سیاسی دفتر تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، فقط یک پروژه به نام "توسعه سیاسی" را در دستور کار قرار دادکه موضوع آن نوسازی سیاسی یا دموکراتیزاسیون بود. پروژه سیاسی حجاریان و تیمش چنان انحرافی بود که خود وی اذعان دارد هاشمی رفسنجانی با آنان اختلاف داشت.


    سعید حجاریان قبل از دوم خرداد 1376 مقالات بسیاری در هفته نامه " عصرما" به رشته تحریر در آورد. مجموعه این مقالات در کتابی با عنوان " جمهوریت؛ افسون زدایی از قدرت" به چاپ رسیده است.


    حجاریان نظریه پرداز و تئوریسین حزب مشارکت محسوب می‌شود و تئوری‌های " فشار از پایین و چانه از بالا" و " فتح سنگر به سنگر" از جانب وی و پس از دوم خرداد 76 مطرح شده است. وی همچنین در جنگ روانی تبحر خاصی دارد و در دوره‌های مختلفی این مباحث را تدریس کرده است.


    سعید حجاریان پس از دوم خرداد 76 بعنوان مشاور سیاسی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت انتخاب گردید و آخرین مسئولیت اجرایی او، عضویت در شورای شهر تهران بود. وی در دوران اصلاحات به صورت جدی وارد عرصه مطبوعات شد و با مدیر مسئولی "روزنامه صبح صادق" مشغول فعالیت گردید. روزنامه انگلیسی فاینشنال تایمز نزدیک‌ترین روزنامه نگار به حجاریان را اکبر گنجی می‌داند.


    یکی دیگر از دوستان نزدیک سعید حجاریان، "سعید شاهسوندی" از اعضای فعال گروهک منافقین بوده است. حجاریان درباره او می‌گوید: «شاهسوندی در مسئول رادیوی منافق بود که در عملیات مرصاد دستگیر شد و مدتی زندانی می‌شود و بعد به آلمان می‌رود و دیگر کار سیاسی نمی‌کند». شاهسوندی هم درباره حجاریان چنین می‌گوید: « تنها کسی که می‌شود با او حرف زد حجاریان است. او فقط می‌فهمد من چه می‌گویم».  


    علی فلاحیان وزیر اطلاعات در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در مورد تغییر رفتار سعید حجاریان چنین می‌گوید: سعید حجاریان تا وقتی که در وزارت اطلاعات بود نیروی فعالی بود. اما بعد از آنکه حجاریان فعالیتش در دانشگاه شروع شد، نوشته‌هایی از او منتشر شد که با آن «سعید» که ما در وزارت می‌شناختیم خیلی متفاوت بود.


    روح الله حسینیان در مورد رفتارهای خشن سعید حجاریان چنین می‌گوید: من و آقای محسنی ‌اژه‌ای به خاطر عملکردهای خشونت آمیز آقای حجاریان و ربیعی نتوانستیم آنجا بمانیم. چطور شده است که یک مرتبه در جامعه همه چیز برعکس شده و ما مبدل به چهره‌های خشن شده‌ایم و آنها چهره‌های ملایم و ضد خشونت شده‌اند!



  • کلمات کلیدی : سیاست، حجاریان، خشونت، منا فقین





  • آرش پاک اندیش/ امیرحسین کبیری: متهم کنندگان نقابدار از یاد برده اند که برگ زرین تبعیت از ولی فقیه به عنوان رکن اصلی حکومت دینی ، آنچنان در کارنامه دولت نهم می درخشد که ماحصل آن، "حمایت گرمتر" مقام معظم رهبری از دولت خدمتگزار دکتر احمدی نژاد است.
    « مگر می توان وزیر را استیضاح کرد اما از رئیس نپرسید؟» ، «علت را باید در جای دیگر جست.» ، « کردان سرنخ است نه شاه کلید»
    با تفکر در چیدمان واژگان سطور فوق، ناگهان به یاد آن نویسنده عصر اصلاحات و خالق ادبیات هنجارشکن در میان قلم بدستان دوم خردادی افتادم که در گفتگو با نشریه تاگس اشپیگل لاف زد:


    «[امام] خمینی به موزه تاریخ سپره خواهد شد.» اما اشتباه نکنید! این "اکبر گنجی" نیست که این بار سخن از "شاه کلید" به میان می آورد. هم اینک سطور مذکور را سردبیر هفته نامه شهروند ، به رشته تحریر درآورده است. این نوشتار به بهانه سرمقاله شماره 70 نشریه "شهروند امروز" تحت عنوان "سکولاریسم نقابدار" که به چالشی ناکام و عتاب آلود با دولت مردمی دکتر محمود احمدی نژاد برخاسته ، کوشیده است به افشای ماهیت صاحب این قلم و همراهانش بپردازد:

    1) سردبیر هقته‌نامه شهروند امروز در آغازین سطور اتهام افکنی‌های خود، دولت نهم را دورترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی نسبت به نهاد روحانیت و مرجعیت دانسته و اظهار داشته: «دولت دکتر محمود احمدی نژاد تنها به یک روحانی ارشد (نه مرجع) یعنی آیت الله محمدتقی مصباح یزدی متکی است و از آغاز پاره ای از مواضع این دولت نهاد مرجعیت را آزرده است». آنان که هنوز در شوک پیروزی گفتمان «عدالت محور» دولت نهم در سوم تیر 84 به سر می برند، گویا از یاد برده‌اند مدال افتخار دفاع از حریم روحانیت و ارزشها بر سینه رییس دولت نهم از دیرباز تاکنون، خوش درخشیده است. جالب آنکه نگارنده یادداشت " سکولاریسم نقابدار" نتوانسته کینه دیرینه خود نسبت به شخصیت ارزشمند استاد مصباح یزدی را پنهان نگاه دارد و با لحنی کنایه‌آمیز،‌ به مخاطب چنین القاء می‌کند که گویی ارادت به استاد به مفهوم تقابل با جایگاه روحانیت است؛ شخصیتی که به فرموده مقام معظم رهبری، «مطهری زمانه» است.
    کارنامه سیاه کسانی‌که اکنون مدعی حمایت از روحانیت شده‌اند و اصول‌گراترین دولت انقلاب اسلامی را به دوری از روحانیت متهم کرده‌اند؛ ظاهراً فراموش کرده‌اند در عصر اصلاحات ، چه قلم‌ها در نقد اندیشه معمار کبیر انقلاب، فرسوده (!) و چه نوشتارهایی در راستای عبور از آرمان‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند.

    2) اصلاح‌طلبان خودخوانده که اینک در قامت مدعیان دفاع از شریعت به تخریب فرزند مکتبی امام راحل(ره) و حافظ خون شهدا قلم می‌زنند، فرزندان نامشروع سازمان موسوم به مجاهدین انقلاب هستند که در جلسات هفتگی ارگان مطبوعاتی این سازمان، دوره فراگیری پلورالیسم می‌دیدند تا اینک ما شاهد تراوش ذهن متوهمشان باشیم.
    دکتر احمدی نژاد با اثبات وفاداری‌اش به جایگاه ولایت مطلقه فقیه که منبعث از اسلام ناب محمدی (ص) است، پیوسته قدم در مسیر ترویج صحیح شریعت و مبارزه با خرافه‌گویی نهاده و با استعانت از آموزه‌های برگرفته از فرهنگ مهدویت، پرچمدار گفتمانی شده است که بدون تردید، گفتمان غالب ایرانیان در دهه آینده خواهد شد.
    رییس جمهوری ایران با ارج نهادن به نقش حوزه‌های علمیه به عنوان پاسداران فقه شیعه، آشکارا مسیر هموار انحراف از دین را که در دوران اصلاحات گشوده شده بود، مسدود کرد. احمدی‌نژاد دقیقاً برخلاف نظر نویسنده مقاله مورد نظر، با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعتبار ایران و ایرانی را که پیشتر بر مبنای «دیپلماسی خندان» از دست رفت، احیا کرد و با اتخاذ رویکرد مقاومت و تدبیر، از عزت انقلاب دفاع نمود و این مهم برعکس مواضع کسانی‌ است که خطوط قرمزشان در سیاست خارجی، صدور قطعنامه‌های شورای به اصطلاح امنیت بود.
    از قضای روزگار، سردبیر هفته‌نامه شهروند امروز به درستی سکان‌دار قوه مجریه را «استثنا گرا» نامیده اما باور به این موضوع، تنها نقطه اشتراک ما با اوست.
    از منظر نگارندگان این نوشتار، مؤلفه‌هایی از شخصیت و عملکرد دکتر محمود احمدی نژاد می‌توان برشمرد که او را به حق، رییس جمهوری استثنایی نموده است. برخی از این شاخصه‌ها عبارتند از :
    2-1) جسارت طرح و اجرای مسائلی چون سهمیه‌بندی بنزین، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و ...
    2-2) سفرهای استانی هیئت دولت که مشخصاً مورد تأیید مقام معظم رهبری قرار گرفت.
    2-3) تردید در رویداد مشکوکی به نام "هولوکاست" که دیری است با نقشه صهیونیسم جهانی، به باور عمومی تبدیل شده است.
    2-4) اتخاذ رویکرد جوان‌گرایی و تزریق نشاط در بدنه فرتوت اجرایی کشور .
    2-5) احیای عدالت و بسط این ارزش به عنوان یک الگو در سطوح مختلف حاکمیت.
    2-6) شکستن شبکه مافیایی زر و زور و متلاشی نمودن جریانات زیاده خواه ساکن در بدنه دولت‌های پیشین .
    2-7) سیاست نامه‌نگاری به رؤسای جمهور کشورهای مختلف بر گرفته از دیپلماسی پیامبر (ص) در جهت تبیین رویکرد «مهرورزی» دولت نهم .

    3) سردبیر هفته نامه شهروند بدون آنکه بخواهد خود در مقام مبلغ این مکتب ظاهر شده و به توضیح و تفسیر این اندیشه پرداخته و یادآور شده : ‌«سکولاریسم به معنای قدسیت‌زدایی و راز زدایی از زندگی و از همه مظاهر دینی است.» ناگفته پیداست متهم‌کنندگان امروز دولت نهم بر دوری از خط تابناک امام (ره) ، کسانی هستند که با مبانی و الفبای امام‌شناسی بیگانه‌اند.
    اینک گردانندگان رسانه تجدید نظرطلب "شهروند امروز" همنوا با معروفترین سایتهای ضد دین فارسی زبان، در مسیر به استهزا گرفتن مواضع رئیس جمهور و رویدادهای معنوی کشور گام نهاده است.
    رهبر فرزانه انقلاب با انتقاد از برخی که در دولت های گذشته در مقابل بیگانگان زیاده خواه، احساس انفعال و شرمندگی می کردند اینچنین تاکید دارند:" این دولت، در تعاملات جهانی وفاداری به گفتمان انقلاب را افتخار خود می داند و روند بسیار خطرناک غربزدگی و گرایشهای سکولاریستی را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مدیریتی کشور بود، سد کرده است."
    اینجاست که می توان دریافت ، دلیل حملات بی وقفه سکولارهای جدید نسبت به دولت نهم ریشه در عناد و کینه آنان از گفتمان امام و انقلاب دارد.

    رسانه های مندرج:



  • کلمات کلیدی : سیاست
  •    1   2   3   4   5   >>   >



    »
    هوا