سفارش تبلیغ
صبا ویژن







بصیرت دینی»
91/5/1 12:0 ع

 

عاقبت به خیری مهمه، باید ببینیم در کدام صف ایستاده ایم؟

آنهایی که در آستانه ماه مبارک رمضان ، آرزوی شنیدن قرائت ربنای شجریان را دارند، خوب است مطلب ذیل را بخوانند :

یک چهارم از شب گذشته بود که امیرمومنان علی (ع) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سوی منزل رهسپار گردید. کمیل بن زیاد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت می‏کرد، در راه به در خانه‏ ی مردی رسیدند، صدای قرآن را از خانه وی شنیدند.

او نیمه شب برخاسته بود و قرآن می‏خواند، علی (ع) و کمیل شنیدند او این آیه را با صدای دلنشین و پرسوز می‏خواند:  امن هو قانت اناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الاخره و یرجو رحمه ربه...

(آیا کسی که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قیام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا امیدوار است، با کسی که با گناه و کفر زندگی می‏کند یکسان می‏باشد؟!»  (سوره زمر/ آیه 9)

کمیل در دل خود آهی کشید. صدای دلنشین قرآن، آن هم در دل شب و از لبان یک انسان شب‏ زنده‏ دار، او را به نشاط آورد، ولی چیزی نگفت.

امام به کمیل توجه کرد و فرمود: «صدای دلنشین این شخص تو را نفریبد، این قاری قرآن، از اهل جهنم است که به زودی راز این مطلب را به تو خبر خواهم داد.»

کمیل، در حیرت و تعجب فرورفت، از این رو که امام (ع) از فکر و نیت او آگاه گشته و گواهی می‏دهد که آن قاری قرآن از اهل دوزخ است!!

مدتی از این جریان گذشت، تا اینکه ماجرای خوارج نهروان پیش آمد و آنها بر ضد علی (ع) اعلام جنگ کردند و در سرزمین نهروان، جنگ خونینی بین سپاه علی (ع) با سپاه خوارج درگرفت و همه‏ ی خوارج جز 9 نفر فراری- کشته شدند.

کمیل در جبهه همراه علی (ع) بود - علی (ع)، به کمیل رو کرد و فرمود: با من بیا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته‏ ها و سرهای بریده که به زمین افتاده بود رفتند، علی (ع) سر شمشیرش را بر سر کشته‏ ها می‏ نهاد، تا اینکه نوک شمشیر را بر سر همان قاری قرآن نهاد و فرمود: ای کمیل امن هو قانت آناء اللیل... این سر همان شخصی است که نیمه شب این آیه قرآن را می‏خواند و تو را مجذوب ساخته بود.

کمیل امام را بوسید و از آرزوی جاهلانه خود استغفار کرد.

(داستان های نهج البلاغه محمد محمدی اشتهاردی ص 295 )

 

  • کلمات کلیدی :
  • کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی