سفارش تبلیغ
صبا ویژن







قطعه 26 ردیف عشق مقدس/ عکس: عباس حاجی پور آرانی

شعر است یا نثر، آنچه می خواهم بنویسم؟ افقی یا عمودی، بهترین «سبک زندگی»، «شهادت» است. قطعه ادبی خون شهید نباشد، کدام سبک؟ کدام زندگی؟ این شب ها شب عاشوراست. یک شب عاشورای طولانی که گاه سیاسی می شود، گاه اقتصادی، و گاه باید در همین شب عاشورایی، گریبان وزرای اقتصادی، مالی دولت را گرفت؛ کو کارنامه تان در باب «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی»؟ اگر کارخانه مولدی ورشکست شده باشد، رفوزه های شب عاشورای اقتصاد باید خودشان را معرفی کنند. حضرت سیدعلی با کارنامه، پای برگه شهادت نامه را امضاء می کند، نه با نامه. به نامه و این حرف ها باشد، این روزها خاتمی هم برای ما ولایت مدار شده است! احمدی روشن به «آقا» نامه ننوشت. شهید شط حتی وقت نکرد با پیر جماران، لحظه ای دیدار کند. طفل 6ماهه فقط 6ماه با حسین (ع) بود! خوشی دیدار از نزدیک و نامه از نزدیک تر، زده زیر دل بعضی ها. اوووووه! اینقدر مادر شهید هست که هنوز از نزدیک ندیده «آقا» را. شهادت، «سبک پرواز» است. نامه ها اما وبال گردن کوفیان شد. «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست»، سبک زندگی ماست. سنگر، خط مقدم، لباس خاکی، چند قطره خون، جزیره مجنون و سربند یا زهرا (س). صد سال سیاه می خواهم رای من به عمرو و زید نباشد، اگر بیعت من با «سیدعلی» نباشد. در آستانه محرم، من عاشق سبک زندگی «ابالفضل» ام که هرگز وارد مذاکره با شمر نشد. اسیر شعر نشد. بر وزن «رود»، آنکه بی عباس سرود، شاعر نیست. در ردیف آب، همان به که لب، بی تاب. غیر قانونی نبود نوشیدن ابالفضل از علقمه، اما سبک زندگی عشاق عاشورا لبالب از همین لب تشنگی هاست. نکند آب را هم بر ما تحریم کرده این آمریکا که قبلا 3 سوت رژیم عوض می کرد، اما الان؟ یکی باید مسائل خود آمریکا را حل کند! حل المسائل دیروز دنیا، امروز شده یک معادله چند مجهولی! اصحاب فتنه همچین از تحریم دشمن حساب می برند، انگار خط مقدم سپاه قدس اند! آمریکا از شکم مردم خودش زد و در فتنه 88 حرام این حرام لقمه ها کرد! آقایان! خیال تان جمع، تحریم با ملک و املاک شما کاری ندارد. آمده به جنگ ملت. این شب ها شب عاشوراست. قمقمه خالی از آب شهدای کانال کمیل نبود، بعضی ها به جای بازدید از زندان اوین، باید زندانی ابوغریب می شدند. یادش به خیر، سبک زندگی شهدا. در کربلای 5 کدام شهید، شب عقدش مصادف شد با شب شهادتش؟! در سومار، طومار کدام تازه داماد با خاک و خون و باد پیچیده شد؟!

او پاره کرد امان نامه زندگی را. پاره کردن امان نامه ها، سبک زندگی ماست. کسب و کار ما گریه برای امام عاشوراست. ما بزرگ شده های مکتب امام حسین (ع) ایم. تا «غذای هیئت» هست، «پلوی سفارت» به ما نمی چسبد. این روزها در آستانه محرم، اصلاح طلبان بی حیا ما را دعوت به مذاکره با آمریکا می کنند. رابطه با کاخ سفید، چیز جدیدی نیست. پهلوی دوم، آن روز بحرین را از جغرافیای ایران جدا کرد که آمریکا هوایش را داشت! رجب طیب اردوغان با اوباما رابطه دارد، اما از پس بسیجی های سوریه برنمی آید. تازه «الحریت» نوشت: محبوبیتش کم شده! صدام با آمریکا رابطه داشت، ولی در «الی بیت المقدس»، حریف «حسن باقری» نشد. قذافی البته با دولت زنان آمریکایی خیلی رابطه تنگاتنگ داشت، اما آخرش مرد! رابطه با «مجسمه آزادی» اگر قرار بود مریض شفا دهد، ما هرگز نمی گفتیم: «شاه فراری شده، سوار گاری شده»! همچین حرف می زنند اصلاح طلبان، انگار همین الان هم با آمریکا رابطه ندارند! من الساعه هم که می خواهم به خاتمی طعنه بزنم، می گویم: «حاجی واشینگتن»! رابطه با آمریکا که شاخ و دم ندارد! در سبک زندگی دریوزگی، همین حالا هم آمریکا قبله آمال آقازاده هاست. خاوری، مدیر خاتمی بود که توانست در کانادا ویلا بخرد. «ف. ه» در اوین، خواب مک دونالد می بیند! رابطه با آمریکا اگر دنیا را سودی داشت، پس چرا شیخ بیسواد از 4 نفر، پنجم شد؟! و چرا در 9دی، همه آنهایی که کیلومترها جلوتر از کاخ سفید، به ویلای جرج سوروس رفت و آمد داشتند، از ملت ایران، تودهنی خوردند؟! رابطه با آمریکا مرده زنده نمی کند؛ نشان به نشان ملک عبدالله. عزت نمی دهد؛ نشان به نشان علی عبدالله صالح. سود ندارد؛ نشان به نشان حسنی مبارک. سیدحسن نصرالله اما با آمریکا رابطه نداشت و پوزه اسرائیل را به خاک مالید. ترکمنچای و گلستان در نهایت امر، اتفاقا محصول سازش بود. فتحعلی شاه با سپاهی که نداشت، معلوم بود حریف روس ها نمی شود. اصلاح طلبان کلا عاشق سازش اند، حتی با طالبان! اسم ترس خود را گذاشته اند عقل! 2ی خردادی هایی که دیروز به خاتمی لقب شاه سلطان حسین داده بودند، خیال می کنند فتحعلی شاه هم بسیجی داشت که در برابر دشمن بایستد! فتحعلی شاه مثل اصلاح طلبان، زیاد حرف می زد! اما قائم مقام کجا؟ وطن فروشان سال 88کجا؟ با این همه الگوی ما در مقاومت، حتی قائم مقام فراهانی هم نیست. ما دل و جان و عقل و هوش به تدبیر قائم مقام حسین (ع) سپرده ایم. ما 300هزار شهید داده ایم برای روزی مثل امروز که از موضع اقتدار، بگوییم: نیازی به مذاکره با آمریکا نداریم. خون شهدای ما شعبه ای از خون سیدالشهداست. مذاکره با آمریکا کلاس کربلا را پایین می آورد. اندک اندک کتیبه های محتشم از راه می رسد. دیروز «حسین» بود و «یزید»، امروز اما «حسین» هست و «حسین». این همه را ممنون درایت «عباس» ایم که در سبک زندگی شهادت، پاره کرد امان نامه شمر را. من حکام ری را خوب تحقیق کرده ام. نام هیچ کدام شان «عمر سعد» نبوده است. الوعده دشمن، تمثیل بی وفایی است. آمریکا اگر وفا داشت، شیطان بزرگ نمی شد. در 16 متری مجیدیه، حتی ارمنی ها هم دخیل به «عباس» می بندند، نه کاخ سفید. این روزها بیشتر از همیشه، خون حسین (ع) بر شمشیر یزید پیروز است، بی آنکه مذاکره ای در کربلا رخ داده باشد. عباس، فامیل مقاومت بود. نسبتی با شمر نداشت. عباس از «بنی کلاب» نبود. علمدار کربلا بود. «عباس» اگر حرف شمر را گوش می داد، تیر 3شعبه، به جای گلوی «علی اصغر»، حنجره دین خدا را می درید! بعضی ها نمی فهمند حکمت کار «عباس» را و خیال می کنند «ابتکار هسته ای»، «قمار هسته ای» است. «انتحار سیاسی» یعنی مذاکره با آمریکا، به جای رابطه با ملت ها. اصلاح طلبان فکر می کنند مذاکره با آمریکا برای شان مثل نان شب می ماند! شباهنگام فتنه هشتاد و اشک، زیاد از این نان خوردند. مذاکره با آمریکا اما برای انقلاب اسلامی، آخر بی کلاسی است. بمیرم الهی! تحریم چقدر لاغر کرده ابراهیم اصغرزاده را! از تسخیر سفارت پشیمان است! ضرغامی باید بعضی 2 ی خردادی ها را به جای «دیروز، امروز، فردا»، بفرستد «خنده بازار»! گفت: «بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد». انگار تنها دانشجویانی که فاتح لانه نبودند، شهیدان «وزوایی» و «ورامینی» بودند! چه بلایی آورده شلاق تحریم بر شکم 2 ی خردادی ها؟! همچین گدایی آمریکا را می کنند، کانه سنگ به شکم شان بسته اند! ما زیاد شنیده ایم صدای آروغ تان را! به خصوص هنگام روزه های سیاسی! عکس یک «شرق»! مکان: اتفاقا بالا شهر! «آدیداس» و برادرش «پوما» اینقدر که در مناطق مرفه نشین تهران شعبه دارند، در آلمان ندارند! آی اهل عالم! فشار تحریم دارد می کشد اصلاح طلبان ما را. تحریم رسما فلج کرده نازنازوهای ما را. از هر اصلاح طلب 5نفر با عصا راه می روند، الباقی دست به عصا راه می روند! ما در ایران اصلا نشاط نداریم. آن «نشاط» هم که در خیابان ستارخان، کباب ترکی هایش معروف است، مال ترکیه است! یونان نام یکی از خیابان های تهران است که در آن هر روز مردم جمع می شوند و علیه دولت شعار می دهند. ایتالیا کجاست؟ حد فاصل میدان گلوبندک و مسجد ارک! گیرم نه شبیه چکمه زنانه، بلکه شبیه چکمه مردانه! غلط کرده هر که می گوید اسپانیا از کشورهای اروپایی است. اسپانیا واقع در قلب تهران، متاثر از سیاست تحریم هوشمند، دم به ساعت شاهد تظاهرات است. جنبش تسخیر وال استریت، نام جنبشی است که اول بار از کوچه پس کوچه های بازار سید اسماعیل تهران کلید خورد! آن قاره ای که مردمانش شبانه روز علیه برنامه ریاضت اقتصادی راهپیمایی می کنند، اروپاست و اروپای بی نشاط، نام یکی از محله های قدیمی تهران است. در کجا رانندگان کامیون و تریلی دست به اعتصاب زده اند؟ در تهران! کجاست که معلمانش هر روز راهپیمایی می کنند؟ اصفهان! دانشجویان کانادایی اهل کجا هستند؟ بندر عباس! کانادا کجاست؟ در ایران! نه جانم! این روزها باید به جای «مارادونای تحریم»، «غضنفر ارز» را چسبید! تحریم دشمن یا خیانت دوست؟! لطفا گناه بی عرضگی خود را گردن تحریم نیاندازید. تحریم خودش درگیر خاموشی های نیویورک است. تحریم اگر زور داشت، آمریکا را بدهکارترین کشور دنیا نمی کرد! ما آن روز که اغذیه فروش پشت مدرسه شهید عاشقلو در منطقه 18 تهران، لامروت، نوشابه را فقط به شرط ساندویچ می داد، از تحریم نترسیدیم، حالا که با «ماهواره امید» رسما به فضا رفته ایم، از هیلاری کلینتون بترسیم؟! مگر ما «حاجی واشینگتن» هستیم؟! روزگاری داشتیم؛ روزی 50 «آرمیتا»، شبی 50 «علیرضا»… ما در اوج موشک باران، نشاط مان را از دست ندادیم، اینک که «سندی» گند زده به نیویورک، از آمریکا بترسیم؟! فرض ما بر این است و الحق همین است که دست علمدار انقلاب، ریشه در جراحت «کف العباس» دارد. دستی که عطر عاشورا می دهد، دست در دست یزید نمی دهد. خامنه ای به دشمن دست نمی دهد. این دست را ما بچه های انقلاب اسلامی گذاشته ایم برای هم دستی با دست زیبای یوسف زهرا (س) یکی دو پیچ آن طرف تر. از سبک زندگی حضرت علمدار، مگر می توان «چفیه» را گرفت؟!

مثل انقلاب اسلامی هرگز با مثل شیطان بزرگ بیعت نمی کند. ما از موضع عباس، دست رد به سینه سازش می زنیم. بگذار فتنه گران، سرمایه های اسرائیل باشند. سران قوا آخرین بار کی علیه آمریکا حرف زده اند؟! رئیس جمهور باید یاد رجایی باشد، رئیس قوه قضائیه، یاد بهشتی، و رئیس مجلس، یاد «دیالمه» و «آیت» و الا ای بسا نامه که چیز مهمی نیست! نامه، آدم را یاد کوفه می اندازد و وصیت نامه، یاد کربلا. حتی یک خط وصیت نامه شهدا، صدای آمریکا را خوشحال نکرد. عصر عاشورا، آن زمان که کمر ارباب شکست، هنوز عده ای داشتند برای سیدالشهدا، نامه تبعیت می نوشتند! «عموعباس» به «حسین (ع)» نامه ننوشت که من از شما تبعیت می کنم. ولایت پذیری به نامه ملغمه نیست؛ به کارنامه علقمه است. امسال علقمه باز هم بوی اقتصاد می دهد، اما نه کل ارض بعضی ها کربلاست و نه کلا ارزشان! در کنار ملغمه بودند، نه علقمه! هی آب خوردند، هی نامه نوشتند! کجایی رئیس قوه قضائیه شهید که بگویی: «ای آمریکا! از ملت ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر»؟! اصلا اگر اطاعت از ولایت نباشد، مشروعیت برادری زیر سئوال است. کلا بی خود نامه می نویسند بعضی ها! حتی نامه های اخیرشان هم چیز مهمی نیست! اگر کاسبی با فتنه بد است، کاسبی با نامه، از آنهم بدتر است! دل رهبر با نامه شاد نمی شود، با کارنامه شاد می شود. وقتی «صدر» افتتاح شود. «سد» افتتاح شود. وقتی بیکار نشود زیر چرخ نامه ها، کارگری. وقتی گرانی عامل نگرانی مردم نشود. و این همه بی منت! بی منیت!

آری! امشب مدت هاست شب عاشوراست. باید روضه عباس خواند در آستانه محرم، که هرگز این همه در آستانه محرم نبوده ایم. ای خوشا کمی از باب الحسین (ع) بیاموزیم درس وفا را. فرمود: «چو میوه داد فراوان، درخت بشکند از بار، ثمر چو داد نهالم، چه غم اگر که شکستم؛ دو دست من ثمرم بود و پیش پای تو افتاد، خجل ز هدیه ناقابلم به پیش پای تو هستم».

وطن امروز/ 16 آبان 1391



  • کلمات کلیدی :
  • کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی