سفارش تبلیغ
صبا ویژن







 

 

آرش پاک اندیش: بدون شک درحفظ حیات نظام تربیتی و سیاسی و در یک کلام ، کلیت انقلاب اسلامی ارتقاء دانایی مردم بویژه دانشجویان در عرصه های مختلف بسیار پراهمیت است.

از ملزومات جامعه دانشگاهی معطوف نمودن نگاه خود بر محیط پیرامونی و سعی در ارتقای آگاهی و دانش در حوزه های مختلفی همچون فرهنگی و سیاسی می باشد. این در حالیست که چنین مساله ای در روزگاری که «اصلاح طلبان» سکاندار مدیریت اجرایی کشور بودند بدلیل فقدان مدیریت فرهنگی – سیاسی شان، متاسفانه مورد غفلت واقع شد و سبب تحمیل هزینه های فراوانی بر جنبش دانشجویی گردید.

این نوشتار قصد دارد به دور از امواج و اغراض سیاسی با نگاهی واقع گرایانه به آسیب شناسی تاثیرات فرهنگی – سیاسی دولت اصلاحات بر دانشگاه بپردازد.

درپی شکست راهبردهای افراطی داعیه داران اصلاح گری ، طیف وسیعی از فعالان سیاسی اردوگاه اصلاح طلبان، درعین تعلق به مبانی نظام دینی از درک صحیح تفاوتهای این نظام با الگوهای لیبرال دمکراسی، درماندند و در معرض الگوهای جایگزین نظیر جبهه دمکراسی‌خواهی و حقوق‌بشر گرفتار آمدند. به عنوان مثال در دوره اوج جولان تفکر لیبرالیسم در دولت اصلاحات آنچه که در خصوص سکون نخبگان مطرح می شد تنها القائات منفی بود که انتظار می‌رفت مدیران دولت وقت دست کم از شدت این خبرسازی های بی اساس می کاستند و بجای شتاب دادن به آن، مسیر حرکات افراطی را با خبره سازی و کادرسازی نخبگان جهت می بخشیدند.

جالب آنکه برخی مدیران دولت اصلاحات از "دانشگاه" این مسئله را مطالبه می نمودند که در حوزه های مختلف فرهنگی به ویژه علوم انسانی اسلام را با دمکراسی و حقوق بشر لیبرالیستی بسنجد و به نام قرائت مدرن از دین، مبانی اصیل اسلامی را با ترازوی لیبرالیسم قیاس نماید و حرکت آزادی بخش امام خمینی (ره) را که به احیای اسلام ناب در قالب گفتمان جمهوری اسلامی با محوریت مردم پرداخت را کم رنگ جلوه دهد و با نقد بی رحمانه خط امام (ره) فضای سیاسی جامعه را به سمت مقاصد حزبی و فردی آنان سوق دهد.

متاسفانه بخش اعظم ادبیات گفتمانی متولیان فرهنگی دولت اصلاحات بر مبنای مدرنیته (برپایه اصالت فرد واصالت لذت) و سایه افکندن صنعت ترجمه در قالب های گفتاری و نوشتاری تجلی می یافت.

ظهور مطبوعات زنجیره ای که بی محابا احکام اسلامی را به سخره می گرفتند بخش دیگری از پروژه استحاله بود که فضای فرهنگی و سیاسی دانشگاه را به شدت دچار تنش نمود. مطبوعاتی که از سوی مقام معظم رهبری “پایگاه دشمن” نام گرفتند. (دیدار مقام معظم رهبری با جوانان- اردیبهشت 79)

لذا از مهمترین تاثیرات منفی دولت اصلاحات بر دانشگاه را می توان « قرار گرفتن دانشگاه در دام الگوهای غربی و فرهنگ ترجمه پروری» دانست.

هنوز رویکرد یک سونگرانه شعار توسعه سیاسی دولت جناب آقای خاتمی در اذهان جامعه دانشگاهی هضم نشده بود که سپهر گفتمان دوم خرداد بدلیل حاکمیت نگاه سکولار در آن و همچنین بدلیل عدم توانایی طیفی از به اصطلاح روشنفکران دینی در بازخوانی دین، شکسته شد و مجموعه ای از فرصت طلبی ها و عقده گشایی ها را در قالب جریانات ورشکسته سیاسی در ساحت دانشگاه ، سبب گردید. حوادثی همچون 18 تیر 78 از جمله نقاط تاریکی بود که دانشگاه را آبستن بحران های تنش آفرینی ساخت و موجب شد برخی از گروه های فعال دانشجویی که تا آن زمان سابقه روشن و قابل قبولی داشتند به اشتباهی تاریخی دست زنند و برای همیشه از طیف دانشجویان متعهد به آرمانهای امام(ره) و انقلاب خارج گردند.

مفاهیمی چون تحریم ، رفراندوم و... همان استراتژی همزاد اصلاحات بود که با مرجعیت جنبش فرومایگان تا مرز مرگ نهایی تشکل های ریشه دار دانشجویی پیش رفت و باعث شد یک جریان دانشجویی[دفتر تحکیم وحدت] را که اصالت آن به انقلاب اسلامی برمی‌گشت و در پیشینه اش همواره مشی مبارزه با امپریالیسم و ایستادگی در برابر تمامیت خواهی مستکبرین عالم موج می زد به مرز افول رسید و ظاهرا دیگر احیا نخواهد شد.

در واقع می توان چنین گفت که در دوران حاکمیت اصلاح طلبان بنگاههای سیاسی خارج دانشگاه ترجیح ‌دادند با تند کردن فضای درون دانشگاه‌ها خلأ گفتمانی خود را پر نمایند و حرکت دانشجویان را از حرکت طبقه سنتی دین ورز جامعه جدا نموده و به تعبیری دانشجویان را وادار نمایند که با امضای پیمان وفاداری به موضع احزاب برون‌دانشجویی در مقابل اشتباهات فاحش اجتماعی و دست‌اندازی‌های مالی‌شان سکوت نمایند. از این رو است که استبداد زدگی ته نشین شده در شخصیت داعیه داران دموکراسی غرب زده و سرسپردگانی که به دنبال نهادینه ساختن تئوری های استعماری همچون "انقلاب مخملی" بوده و هستند، در عمل موجودات مستبدی را آفرید که استفاده ابزاری از ساحت مقدس دانشگاه را در کارنامه خود به همراه دارند.

اگر بررسی مختصری نسبت به اولویت ها ، مواضع و جهت گیریهای برخی تشکل های دانشجویی وکل مجموعه حرکات دانشجویی در طی سالهای حاکمیت اصلاح طلبان داشته باشیم، جز در مواردی اندک مطالبه و پی گیری چندانی نسبت به مسأله فقر و فاصله طبقاتی و مبارزه با بی عدالتی و تبعیض و فساد مدیران و خویشاوند سالاری در دولت ندیده ایم. جماعتی که به خاطر زندانی شدن و یا هر مشکل دیگر که برای طیف مطبوع سیاسی شان اتفاق می افتاد با برگزاری میتینگها و مراسم های مختلف و بعضا غیر قانونی حاکمیت را برای اعمال خواسته هایشان تحت فشار قرار می دادند ، هرگز حتی برای دلخوشی هم که شده برای رفع تبعیض وبی عدالتی و فقر و... اعتراضی ننمودند و این موضوع را به مسئولان گوشزد نکردند.

جنبش دانشجویی که در 16 آذر 1332 با حرکت در راستای اهداف مردم با حضور یک آمریکایی در تهران آنچنان حرکتی کرد که در تاریخ ماندگار شد ، متاسفانه با رفتار خاص خود ضمن تاثی از برخی گروههای افراطی جبهه دوم خرداد باعث شد تا مرحله به مرحله میان جنبش دانشجویی اصیل و آرمان خواه و توده های محروم فاصله بیفتد.

امید است که آن دسته از فعالان فرهنگی- سیاسی دانشگاه که در عصر موسوم به اصلاحات از سر غفلت و کم اطلاعی موجبات ایجاد تنش و سرخوردگی در بدنه جنبش دانشجویی را فراهم ساختند ،اینک با بازگشت به ریشه و اصل خود که همانا استکبار ستیزی و طرفداری از مستضعفین در جامعه است ، با بازخوانی عملکردها و مواضع خود طی سالهای اخیر و نقد اصولی و صادقانه آن به باز تولید گفتار و خطی مشی ای در خور شان یک دانشگاه تمدن ساز اسلامی که لزوماً می باید مطابق منافع توده های مستضعف باشد، بپردازند.



  • کلمات کلیدی :
  • کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی