قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا







در میان مفاهیمی چون آزادی، امنیت، حقوق بشر، عدالت و ... شاید هیچکدام همچون عدالت از جامعیت و فراگیری برخوردار نباشد. هیچ انسانی نیست که زبان بر وصف عدالت نگشاده باشد و خواهان تحقق آن نباشد. عدالت آنچنان مقدس است که حتی ظالمان و زورگویان و زیاده خواهان نیز برای توجیه جنایات و تجاوزات خود، بر آن نام عدالت و مساوات نامیده‌اند و رفتار خود را مطابق با موازین عدالتخواهانه دانسته‌‌اند. به واقع هیچ کس را یارای آن نیست که خود را دشمن عدالت بداند و بر آن افتخار نماید!

در این میان مکاتب و اندیشه‌های بسیاری در طول تاریخ پرچم عدالت‌خواهی را برافراشته و شعار و عدالت ورزی سرداده‌اند و جمعی را مشغول خود کرده‌اند. اما همان‌ها در مسیر آنچه عدالت می‌خواندند، از مسیر عدالت خارج شده و چه بسیار جنایت‌ها که نکردند و چه بسیار حقوقی که پایمال ننمودند! بزرگترین نظام‌های سیاسی مدعی تحقق عدالت و به قدرت رساندن طبقات مستضعف در دو قرن اخیر، نظام‌های کمونیستی بلوک شرق بودند که آمار سرکوب‌ها و جنایات آن در تاریخ به سیاهی ثبت شده است. نظام توتالیتر و مستبدی که مخالفین را سرکوب و انسانیت را خوار نمودند تا به زعم خود آنچه تسلط طبقات پرولتاریا می‌خواندند را محقق کنند.

عدالت در مکتب لیبرالیسم نیز چندان محلی از اعراب ندارد، هرچند متفکرینی چون جان رالز تلاش کردند تا خلاء تئوریک غرب در این زمینه را جبران نمایند، اما همچنان کاپیتالیسم بر اساس به رسمیت شمردن نابرابری توزیع ثروت و فاصله طبقاتی تعریف می‌شود.

در این بین تفکر اصیل اسلام ناب محمدی(ص) که در مکتب تشیع و بطور خاص کلام امیرالمومنین (ع) تجلی یافته است، را باید سردمدار عدالت در طول تاریخ دانست. کافی است مروری بر زندگی و سیره علی(ع) بیندازیم تا مشخص گردد که چگونه عدالت در اوج کمال خود در رفتار فردی و اجتماعی یک حاکم تجلی یافته و چگونه در حد ممکن در یک سیستم حکومتی بشری نهادینه شده است.

توجه به مجموعه گهربار کلام علوی که گزینشی از آن نام نهج البلاغه برخود گرفته است، خود فصلی دیگر است که این مجموعه گرانسنگ را به مانیفیست عدالتخواهی بدل ساخته است. گزاره‌های نابی که دکترین هایی برای تحقق همه جانبه عدالت در زندگی بشری پیش روی صاحبان خرد و مجاهدان راه عدالت در طول تاریخ قرار داده است.

دست پروده‌های مکتب علوی در طول تاریخ نیز هر یک پرچمدار عدالت بوده‌اند. از ابوذر و مالک و سلمان گرفته تا حضرت روح الله(ره) جملگی به واسطه تلمذ در این مدرسه افتخار کرده و خود را وجودی ناچیز در ذیل سایه امیرمومنان (ع) دیده اند. و به جرات می‌توان گفت که آزادمردی نیست که وامدار مکتب علی (ع) نباشد و مستقیم یا غیرمستقیم از آبشخور فکری ایشان بهره مند نشده باشد.

بدون شک مفهوم عدالت به معنای حقیقی کلمه در منظومه فکری امیرالمومنین(ع) تعریف شده و جایگاه خود را در میان دیگر مفاهیم می‌یابد و از گزند افراط و تفریط مصون می‌ماند. در این مدرسه ابعاد و شاخصه های این گوهر گرانقدر بسط یافته و مقدمات و فرآیند آن به درستی شرح داده شده و از خطر تقلیل‌گرایی و تمامت خواهی نجات یافته است.

اما متاسفانه این تفکر و اندیشه تا تبدیل شدن به گفتمانی فراگیر برای نجات بشریت فاصله دارد. واقعیت آن است که کتاب قطور تاریخ بیش از آنکه داستان عدالت باشد، داستان جنایت و ظلم و بی‌عدالتی است. چه در عصر جاهلیت اولی و چه دنیای به ظاهر مدرن امروز که به حق باید آن را جاهلیت ثانی خواند.

امروز نه تنها بشریت، حتی مفهوم عدالت نیز محتاج مکتب علی(ع) است. ظلم و جوری که سراسر جهان بالاخص منطقه خاورمیانه را فراگرفته است، ضرورت بازگشت به نهج البلاغه را بیش از پیش اولویت بخشیده است. امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که زیاده‌خواهی و تبعیض و بی‌عدالتی در ساختار نظام بین‌الملل آن نهادینه شده است. زیاده‌خواهانی، زیاده خواهی خود را قانونی کرده و سازمان‌های بین المللی را به نگهبانان این حقوق ظالمانه بدل شده‌اند و روز و ساعتی نیست که به نام سازمان ملل و حقوق بشر جنایت نشود!

لذا داستان عدالت، داستان کهنه شده‌ای نیست که خریداری نداشته باشد. بلکه برعکس هنوز عدالت مهمترین گمشده است که اکثریت توده‌ای مستضعف عالم طالب آنند تا از جور اقلیت مستبد رهایی یابند. و در همین فضای گفتمانی است که حرفهای ناشنیده مکتب امیرالمومنین(ع) شنیدنی خواهد بود و در دلهای ناامید مستضعفان عالم روح حیات و نجات را خواهد دمید.

 



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]

     

     


    اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را با عنوانی وصف کنیم شاید "انقلابی فرهنگی" بهترین آن باشد. انقلاب از همان زمان آغازین خود بیش از آنکه با ادبیات سیاست و اقتصاد سخن بگوید با ادبیات فرهنگ سخن گفت، به نحوی که تعابیر اقتصادی و سیاسی آن نیز رنگ و بوی فرهنگی داشت.

    این مساله کافی است تا ما را به این حقیقت راهنمایی نماید که اگر قرار است مهمترین نهادهای زیربنایی جمهوری اسلامی را نام ببریم باید، نهادهای فرهنگی در صدر آن قرار خواهند گرفت. مجموعه‌هایی چون آموزش و پروش، دانشگاه، حوزه‌های علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد و ... که البته در میان همه آنها آموزش و پرورش از جایگاه ممتازی برخوردار است.

    در این بین یکی از بزرگترین تهدیدات و آسیب‌های فعالیت‌های عرصه فرهنگ، نشت سیاست به این حوزه است. به واقع عرصه سیاست با توجه به جوهر و ماهیتش که بر مبنای قدرت شکل گرفته است، همواره علاقمند به بسط حوزه نفوذ خود بوده، و در این میان مظلومترین عرصه، عرصه فرهنگ است که با توجه به تاثیرگذاری گسترده فرهنگ بر شکل گیری و تربیت جامعه، سیاسیون را برای در اختیار گرفتن این میدان به طمع می‌اندازد!

    تکمیل کننده این پازل پر تهدید آن است که فعالین عرصه فرهنگ، خود آلوده به سیاست شده و نتوانند بین تعلقات سیاسی – جناحی و وظیفه و رسالت فرهنگی خود تفکیک قائل شوند و ماموریت خود در این عرصه را به فرصتی برای فعالیت سیاسی و تبلیغی جناحی بدل نمایند!

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]

     


    سال جدید شمسی با فرا رسیدن بهار طبیعت آغاز گردید و در این بین جهت‌گیری کلان و راهبردی سیاست‌های کشور با پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی مشخص شد. حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در بیاناتشان مهمترین‌های سال 93 را دو مساله دانستند: «یک مسئله همین مسئله اقتصاد و دیگری مسئله فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمینه توقعی که وجود دارد، تلاش مشترکی است میان مسئولان کشور و آحاد مردم. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آینده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم تحقق‌پذیر نیست... به‌گمان من آنچه در این سال جدید پیشِ‌رو داریم، عبارت است از اقتصادی که به‌کمک مسئولان و مردم شکوفایی پیدا کند، و فرهنگی که با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملت ما را معین کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را این قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی». »

      

    با اولویت یافتن اقتصاد مقاومتی طبیعی است که همه توان و فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور برای شکوفایی اقتصاد و مهار و کنترل بازار و مدیریت تولید و دیگر شاخصه‌های اقتصادی با هدف ایجاد رفاه و عدالت به خدمت گرفته شود. ضمن آنکه این راهبرد برای مقابله همه جانبه ایران اسلامی با سناریوهای دشمنان انقلاب اسلامی از تهدید تا تحریم اتخاذ گردیده است و صرفا محدود و معطوف به مشکلات امروز کشور نیست، بلکه راهبردی همیشگی است که کشور و ملتی انقلابی چون ایران اسلامی همواره باید به آن تمسک جوید. راهبردی که همه بلوف‌های پوچ و توخالی غرب در حوزه تهدیدها و تحریم‌های اقتصادی را به حول و قوه الهی برای همیشه خنثی خواهد کرد.

     

    در این میان تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر مقوله فرهنگ شاید رکن کلام ایشان باشد. به تعبیر معظم‌له سه مولفه فرهنگ، علم و اقتصاد ارکان اقتدار یک ملت را تشکیل می‌دهند و در این میان اولویت با فرهنگ خواهد بود. به تعبیر معظم له «فرهنگ به معنای هوایی است که تنفس می‌کنید. اگر این هوا تمیز باشد یک اثر و اگر کثیف باشد اثر دیگری دارد». و در این فضای سالم تنفسی است که امکان ظهور و بروز دیگر استعدادها و توانایی‌های یک ملت فراهم خواهد آمد.

     

    لذاست که باید از "فرهنگ مقاومتی" به عنوان یکی از الزامات و ارکان رسیدن به "اقتصاد مقاومتی" و "اقتصاد مقاوم در برابر تهدیدات و تحریمات"، یاد کرد. حقیقت امر آن است که بدون فرهنگ مقاومتی نمی‌توان از پیشرفت در علم و اقتصاد سخن گفت. به واقع لازم توسعه و پیشرفت و تعالی در همه حوزه‌ها وجود ایدئولوژی‌ها، آرمان‌ها، هویت‌ها و اراده‌هایی است که بتوانند فعل خواستن را صرف نمایند! این خودباوری، اعتماد به نفس ملی، احساس عزت ملی رمز و گوهر تحول و پیشرفت کشور است که در حوزه فرهنگ تعریف و جای می‌گیرد. به واقع اول باید باورها، ایمان‌ها و جهت‌گیری‌های فرهنگی تغییر کند تا آثار مادی تمدن سازی همچون بسط و گسترش علم و اقتصاد و تکنولوژی آشکار گردد.

     

    در این مسیر برخی مولفه‌ها وشاخص‌ها باید در فرهنگ عمومی کشور تقویت و تولید گردد و برخی رفتارها و شاخصه‌ها باید کنار گذاشته شود تا فرهنگ مقاومتی، بستر ساز اقتصاد مقاومتی گردد. مروری بر راهبردهای حضرت آیت الله خامنه‌ای در نامگذاری‌های سال‌های گذشته به خوبی نشان می‌دهد که معظم له در این مسیر مبتنی بر یک نقشه راه کلان، بسیاری از شاخصه‌های مهم را برشمرده‌اند که همگی مولفه‌های "فرهنگ مقاومتی" برای ساختن و رسیدن به اقتصاد مقاومتی است. سال 1372 تاکید بر «عدالت اجتماعی»، سال 1373 تاکید بر «صرفه‌جویی»، سال 1374 تاکید بر «وجدان کاری، انضباط اجتماعی، انضباط اقتصادی»، سال 1375 تاکید بر «ضرورت پرهیز از اسراف و حفظ ثروت و منابع عمومی کشور»، سال 1376 تاکید بر «مبارزه با اسراف»، سال 1377 تاکید بر «صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف»، سال 1380 تاکید بر «تلاش برای رفع مشکل اشتغال»، سال 1382 تاکید بر «نهضت خدمت‌‌رسانی به مردم»، سال 1387 سال نوآوری و شکوفایی، سال 1388 تاکیذ بر «حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف»، سال 1389 سال «همت مضاعف، کار مضاعف»، سال 1390 سال «جهاد اقتصادی»، سال 1391 تاکید بر «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانی»

     

    حال در سالی که با عنوان سال "اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی" نامگذاری شده است، ضروری است تا فرهنگ جهادی و مقاومتی بار دیگر بازخوانی شده و در خدمت اقتصاد جهادی و مقاومتی قرار گیرد. و در این بین مسئولیت اصلی بر دوش مسئولین و متولیان و صاحب‌نظران عرصه فرهنگ از نخبگان و صاحبنظران و روحانیان و دانشگاهیان و هنرمندان و رسانه‌ها خواهد بود.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]

    تندرو‌هایی که پرچم‌دار مبارزه با افراط شده‌اند!

      

    آغاز به کار دولت یازدهم و در دست گرفتن پرچم اعتدال، تلاش برای تشکیل دو قطبی اعتدالی - افراطی در دستور کار کسانی قرار گرفته که در پس دولت اعتدال پنهان گشته‌اند. ضعف تئوریک دولت اعتدال، و فقدان مبانی مشخص برای تعریف آنچه "گفتمان اعتدال" می‌نامند، موجب شده تا برخی مدعیانی که در طول سال‌های گذشته از صحنه سیاسی کشور بدست ملت و در انتخابات مختلف طرد شده بودند،‌ به اردوگاه اعتدالیون نفوذ کرده و خود را اعتدالی بنماند.

    کافی است مروری بر سوابق این افراطیون "اعتدال نما" بیندازیم تا مشخص شود کسانی امروز پرچم مبارزه با افراط را در دست گرفته‌اند که خود کارنامه سیاهی از افراطی‌گری را یدک می‌کشند! اغلب این افراد از فتنه گرانی هستند که در حوادث 88 نقش آفرین بودند و در سوابق بیشتر آنها اقدامات ساختارشکنانه در مجلس ششم و دوران اصلاحات به چشم می‌خورد. این افراد امروزه همه خود را پرچمدار اعتدال و مبارزه با افراطیون دانسته و به ظاهر و در اقدامی فرصت طلبانه در صف حامیان آقای روحانی قرار گرفته‌اند!

    جالب آنکه برخی سایت‌ها و خبرگزاری رادیکال و افراطی از جمله خبرگزاری کار ایران (ایلنا) پیشگام مصاحبه و انتشار مطلب این افراطیون شده‌اند و هر روز اظهار نظر جدیدی از این افراد را برای القاء و تاثیرگذاری بر افکار عمومی نشر می‌دهند! مصاحبه ها و اظهاراتی که جز بداخلاقی سیاسی و آلوده کردن فضای سیاسی دستاوری برای مخاطبین ندارد!

     


    این‌ها تنها نمونه‌هایی از اظهارات اینچنینی بود که در طول روزها و هفته‌های گذشته توسط رسانه‌های فرصت طلب و تندور اصلاح طلبان تولید و نشر یافته است. با قطعیت می‌توان گفت که تداوم این روند جز ایجاد کدورت و اختلاف و تندوریی و بازتولید و نشر این ادبیات افراطی جز تهمت زدن و تحریک جریان‌های رقیب حاصلی نخواهد داشت و به کم رنگ شدن و انفعال و به حاشیه رانده شدن گفتمان اعتدال خواهد انجامید. بنظر می‌رسد دولت اعتدال و مدافعان واقعی گفتمان اعتدال هر چه زودتر باید وارد میدان شده و ضمن کنترل این افراطیون نفوذ کرده در اردوگاه اعتدال، مبانی و مولفه‌ها و شاخصه‌های گفتمان اعتدال را نیز تعریف کرده و مرزهای آن را از جریان‌های تندرو مشخص نمایند. تاخیر در این زمینه جز نفوذ بیشتر بیگانگان و استحاله این گفتمان ثمری نخواهد داشت و به افول و انحطاط زودهنگام آن خواهد انجامید!



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]

    شاه شمشاد قدان»
    92/8/23 8:36 ص

    السلام علیک یا قمر العشیره

    شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
    که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
    مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
    گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
    تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
    بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان
    کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
    تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
    بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
    شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
    پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
    گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
    دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
    مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
    با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم
    که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
    گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
    از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3   4   5   >>   >
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی