سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان




آرشیو وحید یامین پور - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3   4   5   >>   >

فرجام «سهم خواهی سیاسی» کانون های قدرت و ثروت
جبهه متحد تا کی غرامت می پردازد؟


رقابت انتخاباتی پایان یافت. هیجان سیاسی در روزهای پایانی، برخی از جوانان وابسته به یک تشکیلات سیاسی را بر آن داشت تا آشکارا رقبای انتخاباتی خود را «خوارج»، «دزد» و «منحرف» بخواندند. فشار تبلیغات میلیاردی و برنامه ریزی های چندین ماهه گویا با نتایج نظرسنجی های روزهای پایانی دو چندان شده بود. به هر تقدیر بازی پایان گرفت. منتخبان مردم علی الاغلب چهره هایی موجه و مورد پسند دو طرف رقابت انتخاباتی اند؛ چهره هایی که از بدنه ی اجتماعی و سرمایه ی فرهنگی برخوردارند.  کرسی های تهران تقریبا به طور مساوی بین دو طیف شناخته شده از رقابت انتخاباتی، تقسیم شد و این به نوبه ی خود برای جبهه پایداری که نه از سازماندهی تشکیلاتی بهره مند بود و نه حتی از حداقل تبلیغات شهری برخوردار بود، پیروزی بیش از حدانتظاری دانسته می شود.
پیش بینی می شد که راه نیافتن برخی از چهره های سیاسی فاقد پایگاه اجتماعی که از آنها به «سهم سیاسی» برخی کانون های قدرت و ثروت تعبیر می شد، عصبانیت ها را آشکار کند. از آن مهمتر اینکه چهره های وابسته به کانون های قدرت و ثروت حتی در شهرستان ها هم موفق نشدند به مجلس راه یابند. در واقع این طیف کمتر شناخته شده که سابقه ی سیاسی روشنی هم ندارد، صرفا می توانست به قیمت حذف برخی از طیفهای اصولگرای دیگر در بدنه ی جبهه ی متحد جایی برای خود بیابد؛ که اینطور هم شد. البته از همان ابتدا برخی طیف های جبهه متحد از حجم تبلیغاتی این «سهم سیاسی» ناخشنود بودند و این اتفاق را مآلا به ضرر کل جبهه می دانستند؛ که این پیش بینی هم تحقق یافت.
اکنون در حالیکه منتخبان مردم درصدد هستند با پرهیز از جنجال رسانه ای، لطمه های گذشته را جبران کنند، رسانه های وابسته به همین کانون های قدرت و ثروت – که کم هم نیستند- بی محابا به هر سو لگدپراکنی می کنند و خود را پیروز مطلق انتخابات می خوانند! هرچند کمی بالاتر یا پایینتر از همین اخبار، سوگواری خبری آنها از راه نیافتن مدیرانشان به مجلس نیز پیداست.


ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    جریان شناسی دیدگاه‌های شهید آوینی



    یامین پور: زمانی که همه می‌گفتند مخالف هاشمی مخالف پیغمبر است، شهید آوینی علیه این دولت مقاله نوشت


    میزگردی با عنوان «جریان‌شناسی دیدگاه های شهید آوینی» شب گذشته با حضور وحید یامین‌پور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه؛ وحید جلیلی، منتقد و کارشناس فرهنگی و علی جعفری، دانشجوی دکترای رسانه در رادیو گفت‌وگو برگزار شد.


     یامین پور:


    اگر بخواهیم جریان فکری آوینی را بعد از شهادت وی پیگیری کنیم و بدانیم که سهم آوینی از انقلاب چیست و یا بالعکس، باید تعبیری را از استاد اسلامی ندوشن بیان کنم.


    وی وقتی در مورد اینکه اگر سعدی نبود چه می‌شد، همیشه پاسخ می‌داد این ما نیستیم که زبان سعدی را می‌فهمیم بلکه ما به زبان سعدی سخن می‌گوییم؛ یعنی آنقدر سعدی در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما مستتر شده است که ما زبان‌باز کردن‌مان خواستگاه سعدی است.


    شان شهید آوینی نیز در فرهنگ انقلابی و هنر انقلابی- اسلامی پس از شهادت همان شان سعدی در زبان فارسی است؛ چرا که ما به زبان او سخن می‌گوییم و نسبت به چیزی‌هایی که آوینی حساس بود، ‌حساس می‌شویم و حتی ادبیاتمان برگرفته از آوینی است اگر آوینی را حذف کنیم کلام‌مان بند می‌آید.

    متن صحبت های وحید یامین پور


    متن صحبت های وحید جلیلی 


    سومین جلسه از سلسله جلسات جریان شناسی فکری-فرهنگی


    (سیر مطالعاتی شهید آوینی) 


     


    شنبه 2 اردیبهشت ساعت 18 منطقه 14 (دارالمومنین)
    مسجد جامع ابوذر


    omghedid.blogfa.com



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    این جمله ی کلیدی ابوالقاسم طالبی کارگردان شاهکار «قلاده های طلا» ست. این جمله مهم است چون دقیقا مقابل مواضع اشخاص و رسانه هایی قرار می گیرد که بطور سنتی حامی او و فیلمهایش هستند.


    طالبی در مصاحبه با یک خبرگزاری ادامه داده: «البته من نمی‌خواهم بگویم حرف های آقایان سلحشور، مظفری، تارخ و خانم‌ها پطروسیان و صالحی وجود ندارد و دروغ می گویند. ولی این‌ها همه قصه نیست. شما از قصه‌ای تعریف می‌کنید، از موجودیتی حرف می‌زنید که این موجودیت درحال حاضر همه فرهنگ ما است. یعنی همین هنرمندان در سینما و تلویزیون مدافع انقلاب‌مان هستند. از کجا هنرمند بیاوریم؟ برویم واردات کنیم و از چین بیاوریم. برویم از چین بازیگر بیاوریم؟»


    این دیدگاه برای من بسیار ارزشمند و مهم است. طالبی اینبار سینما را از زاویه ی مدیریت فرهنگی نظام دیده است. زاویه ای که دوستان دیگری مثل فرج الله سلحشور کمتر به آن توجه دارند. شبیه این اتفاق هنگامی رخ می دهد که علیرغم داد و بیداد بسیاری از دلسوزان نظام درباره وضعیت اعتقادی جوانان یا مسائل فرهنگی دانشگاه ها، رهبری در اظهارنظرهایی محکم و شفاف تاکید می کنند که جوانان ما امروز بهتر از جوانان دهه شصت هستند. این موضع تبلیغاتی نیست. یک واقعیت است. این درست است که ما دقیقا با وجود فساد در سینما یا در تلویزیون ولی همچنان دینی ترین و پاک ترین سینما و تلویزیون دنیا را داریم.


    انتقاد حق همه بویژه دغدغه مندان است ولی نباید سیاه نمایی به حدی برسد که اصل ماجرا وارونه شود. انقلاب در همه ی عرصه ها پیش رفته است. ابعاد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، امروز قابل قیاس با دهه شصت یا هفتاد نیست. مثلا چگونه می توان تلویزیون امروز را با صد شبکه داخلی و بین المللی با تلویزیون دهه ی شصت یا اوایل هفتاد با فقط دوشبکه که روزی 5 ساعت برنامه دارند، مقایسه کرد؟!


    ایران امروز صادر کننده فرهنگ و اعتقاد به دنیاست. کافیست اثرگذاری سریال ها و فیلمهای ایرانی را در کشورهای اسلامی رصد کنید؛ مثلا توفیق شبکه تلویزیونی I film در جذب مخاطبان بسیار در دنیا؛ یا تهاجم شبکه های العالم و پرس تی وی را در عالم عرب و انگلیسی زبان؛ این توفیق بزرگی است که نباید ذیل انبوه تف و لعنت ها مدفون شود. تاکید می کنم که انتقاد حق ماست و خود من هم بسیار از سینما و تلویزیون انتقاد کرده ام و خواهم کرد بویژه اینکه انتقاد بیش از همه از کسانی شنیدنی تر است که از موضع انقلاب اسلامی سینما و رسانه را نقد می کنند.


    البته حق این است که سینمای ایران سرعت مناسبی در پاک سازی و اسلامی سازی خود نداشته و ندارد. همانگونه که سرعت تلویزیون ما هم آنچنان نیست که دغدغه مندان حوزه فرهنگ و رسانه را راضی کند. ولی به این فکر کنید که عدم توجه به واقعیت پیشرفت جمهوری اسلامی ایران در ابعاد فرهنگی و هنری، بهانه ای خواهد بود برای دگراندیشانی که منتظرند از هرچیزی چماقی بسازند برای کوفتن بر سر انقلاب و تکرار این جمله که «خودتان هم می گویید که بعد از گذشت سی و چند سال، فساد کشورتان را گرفته است!»


    ضمن اینکه چرا باید دعوای منتقدین با سینما و رسانه را به سطح روابط فاسد چند بازیگر و سینماگر یا فیلم ساز دیگر تقلیل داد؟! دعوای اصلی دعوای گفتمانی با سینماست. مطالبه ی پیام انقلاب از سینما و رسانه درگیری و منازعه ی اصلی است. مثلا به این فکر کنید که شهید آوینی یه عنوان جدی ترین آغاز کننده نقد سینمای ایران، هیچ مقاله یا یاددشتی درباره ی فساد در روابط فردی در سینما ندارد. آوینی ماهیت سینما و رسانه را مورد پرسش قرار می دهد و این آن اتفاقی است که جبهه ی فکری و فرهنگی انقلاب این روزها آنرا در بلوای فساد اخلاقی در روابط بازیگران و فیلمسازان گم کرده اند.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    این جمله ی کلیدی ابوالقاسم طالبی کارگردان شاهکار «قلاده های طلا» ست. این جمله مهم است چون دقیقا مقابل مواضع اشخاص و رسانه هایی قرار می گیرد که بطور سنتی حامی او و فیلمهایش هستند.


    طالبی در مصاحبه با یک خبرگزاری ادامه داده: «البته من نمی‌خواهم بگویم حرف های آقایان سلحشور، مظفری، تارخ و خانم‌ها پطروسیان و صالحی وجود ندارد و دروغ می گویند. ولی این‌ها همه قصه نیست. شما از قصه‌ای تعریف می‌کنید، از موجودیتی حرف می‌زنید که این موجودیت درحال حاضر همه فرهنگ ما است. یعنی همین هنرمندان در سینما و تلویزیون مدافع انقلاب‌مان هستند. از کجا هنرمند بیاوریم؟ برویم واردات کنیم و از چین بیاوریم. برویم از چین بازیگر بیاوریم؟»


    این دیدگاه برای من بسیار ارزشمند و مهم است. طالبی اینبار سینما را از زاویه ی مدیریت فرهنگی نظام دیده است. زاویه ای که دوستان دیگری مثل فرج الله سلحشور کمتر به آن توجه دارند. شبیه این اتفاق هنگامی رخ می دهد که علیرغم داد و بیداد بسیاری از دلسوزان نظام درباره وضعیت اعتقادی جوانان یا مسائل فرهنگی دانشگاه ها، رهبری در اظهارنظرهایی محکم و شفاف تاکید می کنند که جوانان ما امروز بهتر از جوانان دهه شصت هستند. این موضع تبلیغاتی نیست. یک واقعیت است. این درست است که ما دقیقا با وجود فساد در سینما یا در تلویزیون ولی همچنان دینی ترین و پاک ترین سینما و تلویزیون دنیا را داریم.


    انتقاد حق همه بویژه دغدغه مندان است ولی نباید سیاه نمایی به حدی برسد که اصل ماجرا وارونه شود. انقلاب در همه ی عرصه ها پیش رفته است. ابعاد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، امروز قابل قیاس با دهه شصت یا هفتاد نیست. مثلا چگونه می توان تلویزیون امروز را با صد شبکه داخلی و بین المللی با تلویزیون دهه ی شصت یا اوایل هفتاد با فقط دوشبکه که روزی 5 ساعت برنامه دارند، مقایسه کرد؟!


    ایران امروز صادر کننده فرهنگ و اعتقاد به دنیاست. کافیست اثرگذاری سریال ها و فیلمهای ایرانی را در کشورهای اسلامی رصد کنید؛ مثلا توفیق شبکه تلویزیونی I film در جذب مخاطبان بسیار در دنیا؛ یا تهاجم شبکه های العالم و پرس تی وی را در عالم عرب و انگلیسی زبان؛ این توفیق بزرگی است که نباید ذیل انبوه تف و لعنت ها مدفون شود. تاکید می کنم که انتقاد حق ماست و خود من هم بسیار از سینما و تلویزیون انتقاد کرده ام و خواهم کرد بویژه اینکه انتقاد بیش از همه از کسانی شنیدنی تر است که از موضع انقلاب اسلامی سینما و رسانه را نقد می کنند.


    البته حق این است که سینمای ایران سرعت مناسبی در پاک سازی و اسلامی سازی خود نداشته و ندارد. همانگونه که سرعت تلویزیون ما هم آنچنان نیست که دغدغه مندان حوزه فرهنگ و رسانه را راضی کند. ولی به این فکر کنید که عدم توجه به واقعیت پیشرفت جمهوری اسلامی ایران در ابعاد فرهنگی و هنری، بهانه ای خواهد بود برای دگراندیشانی که منتظرند از هرچیزی چماقی بسازند برای کوفتن بر سر انقلاب و تکرار این جمله که «خودتان هم می گویید که بعد از گذشت سی و چند سال، فساد کشورتان را گرفته است!»


    ضمن اینکه چرا باید دعوای منتقدین با سینما و رسانه را به سطح روابط فاسد چند بازیگر و سینماگر یا فیلم ساز دیگر تقلیل داد؟! دعوای اصلی دعوای گفتمانی با سینماست. مطالبه ی پیام انقلاب از سینما و رسانه درگیری و منازعه ی اصلی است. مثلا به این فکر کنید که شهید آوینی یه عنوان جدی ترین آغاز کننده نقد سینمای ایران، هیچ مقاله یا یاددشتی درباره ی فساد در روابط فردی در سینما ندارد. آوینی ماهیت سینما و رسانه را مورد پرسش قرار می دهد و این آن اتفاقی است که جبهه ی فکری و فرهنگی انقلاب این روزها آنرا در بلوای فساد اخلاقی در روابط بازیگران و فیلمسازان گم کرده اند.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    ابتدائاً باید بنویسم که شناخت و رابطه نویسنده ی این یادداشت با آقای دکتر علی مطهری بیش از یک خواننده روزنامه یا مشاهده گر صرف است. صرف نظر رصد دقیق ایشان در رسانه ها، سابقه ی ارتباط و هم نشینی با ایشان به جلسات متعدد در تلویزیون و همچنین کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم بازمیگردد. من به دکتر علی مطهری رای نداده ام و نیز همگان را به حذف ایشان –به عنوان یک عنصر تندرو و غیر قابل تعامل- از لیست منتخبشان توصیه کرده ام. به دلایلی که اجمالاً و به اختصار خواهد آمد، حضور دکتر علی مطهری در مجلس شورای اسلامی را موجب کند شدن حرکت انقلاب اسلامی، تقدیم مسائل دست چندم بر مسائل اولویت دار و اتلاف وقت قوه ی مقننه، تشدید تنازعات بین دولت و مجلس و رادیکال شدن فضای عمومی مجلس می دانم.

    1.    آنچنان که گفته شد متاسفانه دکتر علی مطهری به هر دلیلی – ولو احساس تکلیف فردی- هر از گاهی وقت بااهمیت مجلس شورای اسلامی را بستر طرح دغدغه های شخصی خود کرده و توجهات عمومی را به خود معطوف می کند. بطور مثال سال گذشته سوال ایشان از وزیر کشور منجر به جلسه ای وسیع و وقت گیر با آقای مصطفی نجار و بسیاری دیگر از رجال مرتبط با این موضوع از جمله رئیس ستاد صیانت و معاون اجتماعی وزارت کشور، رئیس پلیس  و دیگر مسوولین رده بالای کشور شد. جلسه ای که علیرغم توضیحات مفصل و چندین باره موسولان امر نهایتاً پایان خوشی نداشت. اطلاعات کم و عدم بهره گیری از نظر کارشناسان و تکیه و اصرار صرف بر سوال و فرضیه ی ذهنی، تخاطب با آقای دکتر مطهری را دشوار و گاهی ناممکن می کند و اغلب باعث طرح کنایه ها و توهین ها از طرف ایشان به مسوولان امر می شود.

    2.    منازعه و درگیری های لفظی، حاشیه ایست که دکتر مطهری را سوژه ای جذاب برای بسیاری از رسانه ها کرده است. متاسفانه چندین تجربه از چنین صحنه های خلاف شأنی درباره ایشان گزارش شده است. نویسنده خود شاهد چند مورد مکابره ی لفظی شدید و مجادلات عصبی ایشان حتی با برخی نمایندگان روحانی مجلس بوده است.(توهین های ایشان در صحن علنی به یکی دیگر از نمایندگان تهران بازتاب وسیعی در رسانه های داخل و خارج داشت از اینجمله است) متاسفانه چنین برخوردهایی باعث شکل گیری تصویری نادرست و معوج از مجلس در اذهان عمومی و دلسرد شدن عموم مردم از آن می شود که بی تاثیر در کاهش مشارکت عمومی در انتخابات نیست.

    3.    دکتر علی مطهری متاسفانه کمتر به نظر جمعی و مطالعات کارشناسی در تصمیم گیری توجه دارند. تصمیم سازی در مجلس شورای اسلامی به معنای تدوین و تصویب قوانینی برای آینده ی کشور است. تکروی در این زمینه میزان کارآمدی و بقای مصوبات را کاهش می دهد. اقدام تعجب برانگیز و دفعی دکتر مطهری در ارائه ی طرح شخصی خود به عنوان قانون جامع صدا و سیما و بی توجهی به ماه ها کار کارشناسی کمیسیون فرهنگی و مرکز پژوهشهای مجلس دراین زمینه از آنجمله است. اقدامی که مدتها روند تصویب این قانون را به تاخیر انداخت.(توجه کنید با اعلام وصول یک طرح، طرح مشابه دیگری با آن نام دیگر اعلام وصول نمی شود. دکتر مطهری با امضا گرفتن از نمایندگان برای طرح خود عملا طرح کارشناسی شده و جمعی کارگروه رسانه ی کمیسیون فرهنگی را از دور خارج کرد!)

    4.    دکتر علی مطهری فرزند استاد شهید مرتضی مطهری است که بی تردید یکی از ارکان تئوریک نظام جمهوری اسلامی دانسته می شود. خوشایند یا ناخوشایند این نسبت و رابطه انتظارات و توقعات ویژه ای را نسبت به ایشان تولید می کند که متاسفانه اغلب برآورده نمی شود. بنابراین ارادت نظری و عاطفی به این استاد شهید باعث می شود نگران حفظ و حرمت شأن و حرمت شان باشیم. اگر دکتر علی مطهری شخصیتی غیر از این بود طبعا موجبات خوشحالی همگان و تبلیغ نام و جایگاه پدر گرامیشان بود. هرچند خوشبختانه تجربه حضور ایشان در مجلس و رصد احوالات ایشان توسط مردم خود نوعی بلوغ سیاسی را موجب خواهد شد. چراکه تفکیک اشخاص از خانواده و القاب و نسبت ها خود گردنه ای سیاسی است که بسته به هشیاری مردم می تواند خطرناک و شبهه آفرین باشد. به این ترتیب تجربه ی دکتر علی مطهری در مجلس پیشینه ای خوب برای داوری درباره ی سایر فرزندان یا نوادگان شخصیت های بزرگ است که در سر دارند دیر یا زود با بهره گیری از نام و لقب پدارن شان به عرصه ی سیاسی قدم بگذارند.

    5.    دکتر علی مطهری ماه هاست که تیتر روزنامه های اصلاح طلب و عکس صفحه ی اول آنهاست. اصلاح طلبان علی مطهری را نامی بلند برای طرح سخنان تشنج آفرین خود یافته اند. آنچنان که "علی مطهری" تک نام لیست انتخاباتی سی نفره بسیاری شان در صندوق های شمال شهر شد(مراجعه کنید به مصاحبه ی عباس عبدی و اظهار شفاف انتخاب یگانه ی مطهری در انتخابات تهران). آنچنان که از رسانه های اصلاح طلب برمیآید آنها دکتر مطهری را نماینده ای تندرو و زبانی تند و تیز یافته اند که بدون ملاحظه ی مختصات داخلی و بین المللی می تواند آغاز گر پیاپی منازعات سیاسی جدید باشد. اگر علی مطهری خود را اصولگرا نمی نامید ضرورتی برای درج این شماره از نوشتار و بل کل نوشتار نمی یافتم. لیکن او همچنان خود را اصولگرا می داند و روتیتر روزنامه های اصلاح طلب نیز با همین وصف از او نام می برند؛ استدلال این بخش از نوشتار همان است که در شماره قبل آمد.

    6.    دکتر علی مطهری خیلی زود پس از انتخابات مشابه طیف سیاسی ظاهرا اصولگرایی که به آن تعلق داشت، به حنجره ای برای دلجویی از اغتشاشگران و توبیخ جریان حزب الله و عموم مردم متدین بدل شد. تجربه های شخصی من در سال 88 از چند برنامه تلویزیونی با ایشان بسیار خواندنی خواهد بود که در این مجال امکان ذکرش نیست. صرفاً یادآوری مواضع عجیب و غریب ایشان در مناظره با آقای وحید جلیلی در برنامه "روبه فردا" خالی از لطف نیست. این برنامه درست یک هفته پس از یوم الله 9دی و حضور شگفت انگیز عموم مردم در این راهپیمایی به عنوان اتمام حجت با فتنه گران و ساکتین فتنه، بصورت زنده پخش شد. دکتر مطهری در این برنامه بدون استناد به هیچ منبع قابل اعتمادی مدعی شد که هزاران نفر از جوانان این کشور در زندان های بسرمی برند! شتاب دکتر مطهری در مسیر جلب نظر طیف مخالف نظام به مرور البته بیشتر هم شده است. توهین به دانشجویان معترض به مصوبه مجلس در خصوص وقف دانشگاه آزاد را کمتر کسی متصور بود. اینگونه اقدامات رادیکال در توهین به بدنه ی دانشگاهیان و بسیجیان باعث می شود تا سایر اقدامات ایشان از جمله سوال از رئیس جمهور در خصوص علت خانه نشینی نیز تنها نوعی منازعه ی سیاسی و اقدامی کینه ورزانه تلقی شود و نه خیرخواهانه.

    ... در آخریک پرسش:

    مجلس ما اصولگرا تر است یا سنای امریکا؟! این سوال ممکن است خلاف قاعده پرسیده شده باشد ولی هرچه هست باید مسلم گرفت که سنای امریکا مظهر ابراز مهمترین اصول سیاسی و حاکمیتی امریکاست و طی سالیان متمادی کمتر می توان از مصوبات و یا اظهارنظر هایی که مخالفت و یا حتی تنافر صریح با راهبردها و مبانی اصلی نظام سیاسی ایالات متحده داشته باشد از طرف سناتورها سراغی گرفت. اهتمام سناتورها به راهبری سیاست های ضد اسلامی و ضد ایرانی حتی در خارج از چارچوب دستور اصلی مجلس سنا در این باره قابل توجه است. سفر با افغانستان، طرح کمک به مخالفان بشار اسد در سوریه، طرح جداسازی بلوچستان در پاکستان، تحریم بانک مرکزی ایران و حتی اقدامات شخصی سناتورها نظیر جنجال سازی های رسانه ای علیه ایران(مانند آنچه سناتور مک کاتر درباره کشته سازی از ترانه موسوی و نمایش تصویر بزرگ او در سنا انجام داد) یا پیشنهاد سناتور "منندز" در حراج الواح هخامنشی و کتیبه های تخت جمشید در امریکا و بسیاری دیگر از این دست اقدامات نشان می دهد که سنای امریکا مجموعه ای است یکدست و صریح در پیشبرد اهداف استکباری ایالات متحده و سرعت بخشی – ونه ایجاد مانع یا کندی- در مسیر تحقق راهبردهای بین المللی امریکا.

    منظور نظر این نوشتار روشن است. دکتر علی مطهری برای کسانی مثل من سوژه ای همیشه جذاب برای رسانه هاست. او می تواند به عنوان یک ژورنالیست بطور هفتگی یا روزانه برای روزنامه هایی مانند شرق یا سایت های همسوی آن یادداشت بنویسد و همگان را از نظرات خود مطلع کند آنچنان که اکنون هم به آن کار مشغول است. لیکن درحالیکه جمهوری اسلامی ایران تحت فشار اتحاد ضد ایرانی غرب و امریکا قرار دارد پرواضح است که به نهادهای سیاسی صریح، یکپارچه و سریع الانتقال نیاز دارد. تصور کنید که در بحبوحه ی تحریم ها که مدیریت کشور نیاز به فهم دقیق و لحظه به لحظه شرایط داخلی و بین المللی دارد، نماینده ای در مجلس به هر دلیلی به اقدامات تکروانه، جناحی و سیاسی دست بزند و علاوه بر تشدید تزاحمات فی مابین قوای نظام و اتلاف وقت مسوولین، پالس های امید بخش به خارج از مرزها بفرستد.  



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    میریم که داشته باشیم...


     


    اولین یادداشتم در سال نو شمسی ، یادداشتی است با عنوان "علیه علی مطهری..." که بزودی در سایت های خبری منتشر می شود. مثلا می خواستم پدر خوبی برای دخترم باشم! میریم که داشته باشیم...


    علیه "دکتر علی مطهری"


    وحید یامین پور


    ابتدائاً باید بنویسم که شناخت و رابطه نویسنده ی این یادداشت با آقای دکتر علی مطهری بیش از یک خواننده روزنامه یا مشاهده گر صرف است. صرف نظر رصد دقیق ایشان در رسانه ها، سابقه ی ارتباط و هم نشینی با ایشان به جلسات متعدد در تلویزیون و همچنین کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم بازمیگردد. من به دکتر علی مطهری رای نداده ام و نیز همگان را به حذف ایشان –به عنوان یک عنصر تندرو و غیر قابل تعامل- از لیست منتخبشان توصیه کرده ام. به دلایلی که اجمالاً و به اختصار خواهد آمد، حضور دکتر علی مطهری در مجلس شورای اسلامی را موجب کند شدن حرکت انقلاب اسلامی، تقدیم مسائل دست چندم بر مسائل اولویت دار و اتلاف وقت قوه ی مقننه، تشدید تنازعات بین دولت و مجلس و رادیکال شدن فضای عمومی مجلس می دانم.


    .


    .


    .


    ادامه بزودی...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    پاتوق ...»
    4/12/90 1:26 ص


    قرار شد همت کنیم و برای بچه محل های با صفایمان در دارالمومنین تهران(منطقه 14) جلسه ای دائمی برقرار کنیم. قرارمان شد مسجد جامع ابوذر؛ چند هفته ای هم در مساجد علی ابن الحسین و ولی عصر علیهماسلام تبلیغات شد. جلسه ی اول شنبه ی همین هفته برگزار شد.


    جلسه یک هفته درمیان، شنبه ها خواهد بود ان شاءالله. قرار است مباحث جریان شناسی و غرب شناسی باشد. فعلا قرار است با مقالات شهید آوینی شروع کنیم. البته این جلسه با چالشهای انتخاباتی تمام شد... تا چگونه ادامه یابد.


    رفقا برای شرکت در جلسات تماس بگیرند با آقای ستاری -بسیج مسجد جامع ابوذر؛ 8688341-0935 - اتوبان شهید محلاتی(آهنگ)- بلوار ابوذر جنوبی- بین پل چهارم و پنجم- مسجد جامع ابوذر


    *ثبت نام برای دانشجویان بسیجی است(و البته فارغ التحصیلان). البته فعلا فقط برای برادران




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3   4   5   >>   >



    »
    هوا