سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان




آرشیو نادری - پایگاه تحلیلی( فصل انتظار)







   1   2   3      >


بنوش هیلاری کلینتون!
مگر برای توجیه جنایت های امریکا بهانه ای جز بدمستی هم می توان داشت ؟!
بنوش هیلاری !
که رقص شیطان باید در حال بدمستی باشد!



برقص هیلاری


شیطان هم در حال اغوای بشر پایکوبی می کند!



خوش باش هیلاری!


برای خوشی کودکان غزه !


برای خوشی زندانیان گوآنتانامو!


برای آرامش حاکم بر خیابان های یکطرفه وال استریت


خوش باش هیلاری !



قهقهه بزن هیلاری !


عکسی به یادگار با باربی های کلمبیایی بگیر


مانند همان عکسهایی که


سربازان بدمست آمریکا با جنازه های پف کرده در عراق و افغانستان می گیرند


بخنــــــــد هیلاری


که پس از یک روز سخت کاری


بایدبه کافه هاوانا در بوگوتا رفت


و برای استراحت، رقصید و نوشید!


بنوش هیلاری !


برقص هیلاری !


خوش باش !




نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]

حمله اسرائیل به غزه


صبح؟


 چه صبحی ؟


 


سحر؟


 کدامین سحر ؟


صبحگاهی که در آن معصومیت ، ممزوج با مظلومیت است ؟


و بیداد، آمیخته با فزونخواهی و خونخواری است ؟


 و غزه آغشته در سرخیِ رنگ ِخونِ چکیده از گلوی ذبح شده انسانیت است


و بوی خونِ گرم ،


و صدای آهِ سرد


فضا را احاطه کرده


و همایشِ حمایت از غزه پایان یافته


بیانیه حمایت از زنانِ بحرینی در چند بند تصویب شده !


سازمان حقوق بشر گرفتار آستیگمات سیاسی است و اندازه ها را خوب نمی فهمد !


و غزه همچنان در خون ِ حقد و کینه


دست و پا می زند


نه برای نجات


که آرام، جان دهد


قتل صبری


برای حیوان هم زجر آور است چه رسد به


طفلان زبان باز نکرده


بگذارید غزه آرام قالب تهی کند


برای رهایی از


 این همه سیاست زدگی


این همه مصلحت اندیشی


این همه ژست های محافظه کارانه


بخواب غزه !


شاید خواب التیامی باشد


برای دردهای نهفته ات


برای رازهای نگفته ات


برای بخت خفته ات


غزه بخواب !



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]

    ef7cf215bfca716cc8b2dc679e1712bd طالع بینی ماه های ازدواج عروس وداماد


    گاهی آدم احساس میکند برخی روایات می بایست مخاطب خاص داشته باشند زیرا جوان امروزی بعضا در دوراهی تردید ناشی از آنچه باید انجام دهد بنا به روایاتی که می شنود، با آنچه روزگار برایش تحمیل می کند  حیران و مبهوت مانده است .


    این روزها بخاطر نوع ارتباطات خاصی که با جوانان مختلف از اقشار و ایده ها و مسالک مختلف دارم احساس می کنم اتفاقی ، که اصولآً می بایست ، شیرین ترین و خاطره انگیز ترین اتفاق زندگانی هر انسانی باشد دقیقا تأثیر معکوس در روحیه و تفکرات و انتخاب مسیر آینده زندگانی جوانان امروزی دارد.


    اینکه عرض می کنم اختصاص به جنسیت خاصی هم ندارد و شاید مخاطب این نوشتار به نوعی نه جوانان درگیر این معضل، که شاید آنهایی باشند که دستی در کار دارند و می توانند گرهی هر چند کوچک را به دست خود بازکنند تا فردا روزی نه چندان دور، مجبور نباشیم گره هایی بزرگ تر و بیشتر را با دندان باز کنیم !


    دنیای عجیبی است، روزگاری ، جوان مسلمان تشویق می شد برای ازدواج و چه بسیار احادیث و روایاتی که در  باب بیان مزایا و برکات ازدواج داریم ، اما بنده با جرأت تمام اعتراف می کنم که نمی توانم بسیاری از این مطالب را برای جوان امروزی تجویز کنم .


    جوان باید تقوا پیشه کند چون نمی تواند و جرأت نمی کند به سمت ازدواج برود!


    جوان باید تقوا پیشه کند چون ازدواج موقت در میان افکار عمومی جرمی است فراتر از بسیاری کبائر و معاصی !


    جوان باید تقوا پیشه کند و در مواجهه با زیبارویانی که دین ایمان او را تهدید می کنند، چشم بر آسمان بدوزد تا خدا در قیامت اجر خویشتنداری به او بدهد !


    جوان باید تقوا پیشه کند چون طبیعت او بر اساس قواعد فیزیولوژیک خواسته هایی دارد و او می خواهد و باید این نیازها را پاسخی معقول و مطلوب و مشروع دهد و البته نمی تواند !


    ماجرا بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که بشود در این مجال به نحو کامل به آن پرداخت .


    نیازی مانند خوردن و آشامیدن از سوی خدای حکیم در نهاد آدمی گذاشته شده است و هر ساله در ماه مبارک رمضان ، بشر به خاطر تحمل یک ماه نخوردن از اذان صبح تا اذان مغرب به بهشت وعده داده شده است؛  حال آنکه به سبب جبر معیشتی و تنگناهای اقتصادی عصر حاضر، از جوان امروز می خواهیم سال های سال از اذان صبح امروز تا اذان صبح فردا روزه داری پیشه کند در مقابل نیرویی که بزرگانی مانند یوسف بخاطر خویشتنداری در مقابل آن ردای نبوت به تن کرد ه اند !!


    از او می خواهیم از خود پاسداری کند در برابر نیرویی که بزرگانی مثل مقدس اردبیلی در جواب اینکه اگر داستانی مانند داستان یوسف برایت اتفاق افتد کدام سمت پیرهن ات دریده میشد،  پاسخ داده می دهد، پیرهنی به تن نمی داشتم تا بگویم کدام سمتش به دست زلیخای شهوت دریده می شد !


     ما از جوان امروزی و در دنیایی که همه کوچه پس کوچه های آن در ازدحام زلیخاهای شهوت و یوسف جمالان عصر مدرنیته به حد انفجار رسیده است می خواهیم تقوا پیشه کنند !!!


    جوان می ماند و سوال های بی پاسخ ، جوان می ماند و نصیحت هایی از موضع بالا، جوان می ماند و احساسی سرکوب شده به دست آداب و رسومی که در هیچ جای این مکتب خدایی جایی ندارد اما به نام دین و به نام سنت به او تحمیل می کنیم .


    جالب تر و دردناک تر اینکه قربانیان این آداب و رسوم دست و پا گیر جوانان محجوب و متدین هستند تا افرادی که لاقید زده اند به سیم آخر بر اساس آنچه از فلسفه لسه فر آموخته اند !


    به نظر می رسد برای در امان ماندن معصومیت نسل امروز و به قهقرا نرفتن نجابت نسل فردا در برابر سونامی بنیان کن پیر دختران و پیر پسران افسرده چاره ای نیست مگر برای تسهیل امر ازدواج جوان مسلمان ، نجیب و محجوب مملکت تدبیری اندیشیده شود ؛ تدبیری در میدان عمل و نه در چارچوب همایش ها و سخنرانی ها و بروشور هایی که منفعت آن برای جوان درگیر با مشکل ازدواج چیزی نیست مگر توجیه هایی که بیشتر شبیه فحش و دشنام است .


     


    حل این معضل از دو زاویه قابل بررسی است که در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت و انتظار دارم  ازهمه دوستانی که دغدغه ای در این باب دارند چه به عنوان جوانی که درگیر این ماجراست و چه کسانی که فکر میکنند می توانند در باز شدن این گره سهمی داشته باشند   :


     


    ملزومات حکومتی


    تمهیدات فرهنگی و اجتماعی  




    نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]

    رنسانس انتخاباتی»
    14/12/90 10:49 ص


     


    صرف نظر از حضور دشمن شکن مردم طلای 24 عیاری ایران در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی که  با دریافت هوشمندانه پیام ولایت دشمنان را بار دیگر در موضع انفعال قرار دادند ُنتیجه معنادار و البته قابل پیش بینی انتخابات مجلس نهم حاوی پیام های بسیار تامل برانگیزی است که به نظر می رسد جای آن دارد از سوی مسئولین ذیربط عمیقا مورد بررسی قرار گیرد !


    رصد نتایج حاصله در سایر حوزه های انتخابیه را به خود شما واگذار می کنم اما آنچه دراین مختصر عرض خواهد شد تحلیلی است که از نتیجه حوزه انتخابیه اردبیل ، نیر ، نمین و سرعین ارائه میگردد.


     


    1- دکتر منصورحقیقت پور استاندار  خوشفکر ، خوش سابقه ، مردمی و فعال و البته معزول اردبیل که از سوی احمدی نژاد و به تحریک قاسم محمدی، میر کاظم موسوی و یوسف اکبری به جرم باج ندادن برکنار شده بود با بیشترین آرا به عنوان نفر اول در اردبیل انتخاب شد !


    منصور حقیقت پور که در مدت 18 ماه حضورش در اردبیل به چهره ای محبوب و مردمی در استان تبدیل شده بود با بهانه های بچه گانه کوتوله های سیاسی استان و تصمیم عجولانه احمدی نژاد از سمت استانداری کنار گذاشته شد تا مردم فهیم اردبیل که انصافاً در امتحان بصیرت نمره قبولی گرفتند جواب معنا داری به احمدی نژاد داده و او را به عنوان وکیل خود راهی مجلس شورای اسلامی کنند  حرکتی که  جای بسی تأمل دارد برای کسانیکه اهل تدبر و تدقیق هستند .


    کوتاه سخن اینکه رأی به دکتر حقیقت پور 2 معنای عمده داشت :


    اول اینکه مردم اردبیل جنس اصل را از چینی خوب تشخیص می دهند !


    دوم اینکه به احمدی نژاد پیام دادند هم از بر کنار کردن حقیقت پور ناراضی هستند و هم از انتصاب صابری به سمت استانداری اردبیل و هم ابقای یوسف اکبری در فرمانداری اردبیل !!!!


    2- نفر دومی که در دور اول جواز حضور در مجلس نهم را از مردم گرفت کمال الدین پیرموذن هست چهره ای نام آشنا برای مردم که با شال سبزی که در سال های فتنه بر گردن داشت و پیش تر درسمت شهرداری اش و اخیراً با سخنرانی های آتشین اش  تبدیل به چهره ای شناخته شده برای مردم شده است .


    پیام این انتخاب هم از زاویه ای شبیه پیام انتخاب حقیقت پور است و آن روی ترشانیدن مردم اردبیل به دولت بخاطر پسرفت قطار توسعه اردبیل که از نگاه مردم مقصر اصلی آن باز هم شخص احمدی نژاد است اگر استاندار را نماینده قوه مجریه در استان بدانیم !!!


    3- اردبیل در یک ماه آینده شاهد انتخابات دور دوم مجلس نهم با رقابت نفس گیر مصطفی افصلی فرد و میرکاظم موسوی خواهد بود .


    آنچه از شواهد و قرائن بر می آید و همچنین رفتار هوشمندانه اهالی ولایی اردبیل به اثبات رساند میرکاظم موسوی که با هزینه میلیاردی وارد عرصه رقابت های انتخاباتی شده است و همچنین از او به عنوان یکی از مهره های جریان انحرافی یاد شده است نخواهد توانست با اقبال عمومی روبرو شود و این بیانگر آنست در دور بعد مصطفی افصلی فرد می تواند گزینه خوبی برای حضور در بهارستان باشد .


     


    رنسانس هر چه هست در تاریخ سیاسی جهان پیامدهایی اساسی در تغییر ساختارهای مدیریتی جوامع در پی داشته است و مردم بعد از رنسانس انتخابات مجلس نهم منتظر تغییر نگرش مدیران ارشد کشور در انتصابات و نوع رفتارهای سیاسی شان هستند چه در سطح کلان و چه در سطوح استانی  !!



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]


     


    من رأی می دهم ولی شما هم قول بدهید امانتداری کنید  !


    با شما هستم آقای استاندار و فرماندار!


    من رأی می دهم ولی شما هم قول بدهید به سوگند هایتان وفادار باشید !


    با شما هستم آقایان کاندیداها!


    من رأی می دهم ولی شما هم قول بدهید سرهایتان را بالا بگیرید و به افق های روشن تری نگاه کنید و به یک انتصاب و ثمن بخس دنیوی دلخوش نباشید !


    باشما هستم آقایان وکلا !


    من رأی می دهم شما هم وقتی نوبت رأی دادن تان رسید ملاحظه کاری نکنید و بخاطر اینکه مجرم، نماینده مجلس است کوتاه نیایید !


    باشما هستم مسئولین محترم قوه قضائیه !


    من رأی می دهم شما هم از وکلای ما نخواهید رسالت خود را زیر پا بگذارند و از نظارت چشم بردارند بخاطر امتیازاتی که در اختیارشان قرا می دهید !


    با شما هستم وزرای محترم و اعضای قوه مجریه !


    من رأی می دهم تا دنیا بداند یک رأی یک برگ کاغذ نیست !


    برات ارادت این ملت به ولایت است!


     


    باشما هستم آقاجان !


    نورچشم هستی !


    دردانه عالم !


    بگذار راحت تر بگویم :


    با شما هستم آقا سید علی !!



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]





     


    حکایت چهره های هنری و سیاسی ایران که بعد از مدت ها تبدیل به معضل لاینحل برای کشور می شوند حکایت گلوله برفی پسر بچه لاغر اندام ضعیفی است که همبازی هایش به او بازی نداده اند به جرم بی عرضه بودنش !


    تصور کنید پسر بچه ای لاغر اندام در یک روز برفی گلوله ای برفی درست می کند و آن گلوله برفی را می غلطاند و در پستی بلندی های محل بازی اش این گلوله برف کم کم تبدیل به کره ای بزرگ از برف و یخ و سنگ و شیشه ریزه میشود و این پسرک لاغر اندام ما نه اینکه جلوی پایش را نمی بیند همینطوری این کره بسیار بزرگ برفی را با خود تا دامنه های کوهی که در آن حوالی است بالا می برد تا کار به جایی می رسد که دیگر نه می تواند خود را از زیر کره یخی بیرون کشد و نه می تواند کاری کند که این پرورده دست خودش تغییر مسیر دهد تا لاقل  آسیبی به خود نزند !!!


    حکایت اصغر فرهادی و بسیاری چهره های مختلفی که پس از مدتی تبدیل به معضل می شوند برای مملکت،از این قماش کارها هستند .


    اصغر فرهادی همان کارگردانی است که برای جدایی نادر از سیمین او همین جشنواره مفخم فجر سینمایی در سالی که گذشت همه آنچه در انبان داشت دو دستی تقدیم کرد و لابد هیأت محترم داوران سرخوش از انتخاب خود در شب اختتامیه آن با آرامش وجدان سر بر بالین نهادند و به خواب خوش مستی رفتند ؛ اما سوال اینست که چه شده است  امروز اصغر فرهادی و جدایی نادر از سیمین را تقبیح می کنند ؟؟!


    اگر خوب بودند و شما انتخاب شان کرده اید بگذارید کلکسیون افتخارات اصغر فرهادی ادامه یابد که آغاز کننده این سریال خودتان بوده اید و اگر بد بوده است اصغر و ساخته اش چرا سوئیچ  استارت قطار افتخاراتش به دست شما چرخیده است ، اول بار ؟؟


    اگر اصغر فرهادی همان کره یخی است که کنترلش از دست پرورش دهندگان آن خارج شده است که همین است ؛ به زعم حقیر باید کسانی که از اصغر فرهادی ، اصغر فرهادی ساختند محاکمه شوند نه اینکه او را بخاطر روبوسی با کیت بکینسل مواخذه کرد که جنس امثال اصغر فرهادی و سیمین(فاطمه) معتمد آریا از اول مشخص بوده است .


    آنجا مجری مرد برنامه ای که سیمین معتمد آریا در حالتی میان مستی و هشیاری به روی سن دعوتش می کند بازیگر زن ایرانی را به پاس 30 سال خدمت به صنعت سینما می بوسد و اینجا مدل زن امریکایی اصغر فرهادی را بخاطر جدا کردن نادر از سیمین و این حکایت عجیبی است که در هر دو حال ما بوس می دهیم !!!


    حال کسانیکه امثال اصغر و سیمین را تبدیل به کوهی از یخ کرده اند بیایند و خود را برای شنیدن دشنه های دشنامی که بخاطر ندانم کاریشان بر پیکر هنر و هنرمند و هنرمندی فرو می آید مهیا کنند و باز هم مثل همیشه توجیه کنند؛ که اکسیر توجیه همه چیز را زیر و رو می کند




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]

    دروغ استبدادی:


    گوینده تعمدا و برای فریب طرف مقابل دروغ می گوید، اما چون شنونده نمی داند آنچه می شنود دروغ است  بنابراین فریب می خورد و همه حرف های طرف مقابل را باور می کند .


    دروغ استعماری :


    بازهم گوینده در دروغ گفتن تعمد دارد اما چون شنونده هم می داند حرف هایی که گفته میشود دروغ است بنابراین همه حرف های طرف مقابل را گوش می دهد اما باور نمی کند  !


     


     


    دروغ استحماری:


    گوینده می داند که حرف هایش دروغ است و شنونده هم به دروغ بودن حرف های طرف مقابل اطمینان دارد ولی با وجود اینکه می داند آنچه می شنود دروغ است اما باور می کند !!!


    نتیجه :


    در نوع اول و دوم دروغ ، که حقیر آنها را دروغ استبدادی و استعماری نام گذاشته ام شاید بتوان حقی برای شنونده قائل شد؛ چون در نوع اول نمی دانسته حرف هایی که می شنود دروغ است و در نوع دوم چون به دروغ بودن آنها اطمینان داشته باور نکرده است اما تاسف بارترین نوع دروغ گویی و یا بهتر است بگویم دروغ شنوی نوع سوم آن یعنی دروغ استحماری است که مخاطب با وجود علم به دروغ بودن آن ، باور می کند !!! حالا چرا باید از خود این افراد سوال کرد !!!


    مصداق :


    شاید همه ما در اطراف خودمان از هرسه قسم دروغی که عرض شد  نمونه هایی را شنیده باشیم اما این روزها که بازار تبلیغات انتخاباتی داغ است  ، هر روز شاهد دروغ های استحماری هستیم که گروهی می گویند و گروهی شاید بنا داشته باشند باور کنند .


    نمایندگانی که شعارهای تکراری و وعده هایی دروغ دیروز را که گاه، ساخته خودشان و گاه ابزارمستهلک کاندیداهای دوره های قبل بوده در بوق و کرنا می گویند و عده ای بازهم باور می کنند و زیرعَلَم این افراد سینه می زنند .


    وعده هایی که برای تحقق آنها حتی اگر دولتی موازی تشکیل شود بازهم نخواهد توانست آنها را عملی کند حال آنکه وظایف و اختیارات یک نماینده مجلس مشخص و محدود است !


    پی نوشت همراه با اعتذار :


    استحمار مصدر باب استفعال از ریشه حمر به معنی الاغ فرض کردن  یا سواری گرفتن از مخاطب است !



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :محمد نادری::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3      >



    »
    هوا