سفارش تبلیغ
صبا







اگر به شما بگویند که قرآن یک کتاب تاریخی است که 1400 سال پیش در سرزمین حجاز نازل شده و کلماتی مانند شتر و ... در آن نشان دهنده تأثیرات زمان و مکان در ادبیات قرآنی است شما چه می گویید؟ این ادعایی است که سروش و روشنفکرانی چون او بارها طرح کرده اند.

اگر روشنفکری دینی شریعتی با نقد جمود حاصل از تشیع صفوی، ایده بازگشت به خویشتن را با رجوع به مبانی دینی طرح می کند، روشنفکران دینی لیبرال با حمله به خود مبانی دینی مانند وحیانی بودن قرآن به دنبال مشروعیت بخشی تام و تمام به انگاره های مدرنیته و هضم اسلام در معده مدرنیته اند. شریعتی اگرچه خود تحصیلکرده غرب است و علی الظاهر زیست جهانی مدرن دارد، ولی ادبیات او به کل ادبیات مدرن نیست و دل در گرو علی و فاطمه دارد.

شریعتی دلداده مدرنیته نیست و رویکرد انتقادی او به مدرنیته را میتوان با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت قیاس کرد. نقدی که به شریعتی وارد است این است که او به شکل متعصبانه ای شیعه است. بازگشت به خویشتن او به جای اینکه به اسلام محمدی و علوی ارجاع یابد صرفا بر «تشیع علوی» تأکید می کند. اما تفاوت عمده او با فرقه تشیع سنتی که امروز می توانیم به نحوی آن را معادل «تشیع انگلیسی» بدانیم، این است که علی و فاطمه برای او افراد و اشخاص نیستند. علی و فاطمه شریعتی، علی و فاطمه تاریخی نیست، بلکه علی و فاطمه ای است که می تواند در همه تاریخ بروز و ظهور یابد.

تشیع انگلیسی درست مانند اسلام امریکایی، به ما بسیار نزدیک تر از آن چیزی است که تصور می کنیم. نباید بیاندیشیم که اسلام امریکایی و تشیع انگلیسی همواره صفتی است که شایسته دیگری است. خود ما نیز در خطر ابتلا به این دو تفکر هستیم.

از نظر بنده مبدل کردن پیامبر و اهل بیت و اصحاب او و حتی دشمنان آنها به اشخاصی تاریخی بارزترین ویژگی تفکر تشیع انگلیسی است. اگر مطهری فریاد می زند که شمر دیروز مرد، شمر امروز موشه دایان است، دقیقا برای مبارزه با رویکرد تاریخی نگر به اسلام است.

تاریخی کردن پیامبر و اهل بیت درست مانند تاریخی کردن قرآن است. اگر روشنفکران دینی می خواهند قرآن را کتاب عصری و تاریخی معرفی کنند، تشیع انگلیسی نیز همین کار را با اهل بیت می کند و کل اسلام را خلاصه می کند به سال اول تا 255 هجری!

عمده ترین دغدغه تشیع انگلیسی کوبیدن بر طبل اختلاف میان سنی و شیعه است. اما روش تشیع انگلیسی در دامن زدن به این اختلاف و بازتولید این دوگانه نه بحث بر سر مسائل کلامی بلکه تکیه بر همان وقایع تاریخی است. اختلافات کلامی میان خود جریان موسوم به شیعه نیز وجود دارد. ولی هیچ گاه اختلافاتی شبیه اختلافات اشاعره و معتزله منجر به فرقه گرایی و تفرقه در سطوح اجتماعی نشده و به انجام بحث هایی میان اندیشمندان و نخبگان خلاصه شده است.

دوگانه سازی میان تشیع و تسنن و تسری دادن آن به سطوح اجتماعی از اساس بر خطاست. این دوگانه سازی همان گونه که بیان شد حاصل نگرش تاریخی به دین است. البته محدود کردن دین به وقایع تاریخی صدر آن، تنها عامل تقویت اختلافات نیست بلکه محور قرار دادن اشخاص نیز عاملی است که در همدستی با نگرش تاریخی عمل می کند. شخص محوری را می توان در مقابل نظام محوری قرار داد. تفکر شخص محور به جای اینکه کلیت روح و اندیشه حقیقت اسلامی را دریابد و حقیقت را در مفاهیم جستجو کند صرفاً در مصادیق مانده است. نگارنده به واسطه فیض بودن پیامبر و ائمه معصومین اعتقاد دارد ولی امام را سرمشق و تحقق انسان کامل می داند.

به ائمه معصوم نباید رنگ تاریخی زد و نه باید آنها را در وجوه شخصی شان خلاصه کرد. امام برای ما یک وجود تاریخی نیست، چنانچه شخص هم نیست، گرچه وجوه تاریخی و شخصی هم دارد. ما به حقیقت امام و به مفهوم انسان کامل اعتقاد داریم.

عبور از نگاه تاریخی و شخصی و رویکرد نظام مند و مفهومی به دین علاوه بر اینکه می تواند دین ورزی ما را عمیق تر کند، از تبعاتی چون تفرقه و اختلاف نیز جلوگیری خواهد کرد.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :واژگون::نظرات دیگران [ نظر]

    گفتگو با آیت الله علی اکبر رشاد

    اشاره دوباره رهبر انقلاب در سالگرد رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی به مسأله تحریف امام نشان از خطری دارد که در کمین انقلاب اسلامی نشسته است. در این میان آنچه مهم است مصون داشتن مبانی اندیشه های امام راحل از دستبرد تحریفات است که این امر نیز مستلزم رجوع به متون مدون به جای مانده از امام و همچنین ارجاع به سلوک و سیره ایشان است.

    اما فارغ از اینکه کدام یک از اندیشه های امام در معرض تحریف قرار دارد، این سوال جای طرح دارد که انگیزه و نیات افرادی که دست به چنین تحریفاتی می زنند چیست. به نظر می رسد تفسیر به رأی و سعی در خوانش و مصادره امام به نفع خود، ریشه شکل گیری این دست تحریفات باشد. به واقع برخی به دلیل تغییر مواضع و چرخش و عدول از مواضع انقلاب چون نمی توانند خود را با اصول و مبانی حضرت امام(ره) هماهنگ کنند، سعی می کنند تا مواضع امام و در پی آن اساس اسلام و انقلاب را به رنگ تمایلات و تغییرات خود در آورند. فلذا تحریف امام فرایندی است که ریشه در تغییر و چرخش مواضع برخی خواص دارد.

    در این راستا با آیت الله رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره دلایل چرخش مواضع برخی خواص به گفتگو نشسته ایم که در پی می آید؛

    *اصولاً چرا برخی از خواص و نخبگان به یکباره دچار تغییر در مواضع و عدول از اصول انقلاب می‌شوند؟

    تعبیر «چرخش نخبگان»؛ به نظر من تعبیری غلط‌ انداز بلکه جانبدارانه از فرایند عدول از اصول توسط برخی خواص است؛ زیرا لزوماً هر آن که از اصول و آرمان‌ها عدول می‌کند نخبه نیست، بلکه و بسا چرخش‌ها که ناشی از ناپایداری فکری، تذبذب شخصیتی، و خصلت «نون به نرخ روز خوردن» و امثال این آفات است ـ گاه نشانه‌ نانخبگی و ناپختگی چنین عناصری است؛ و بسا کسانی که بر مبانی و مواضع خویش اصرار می‌ورزند، و همچنان وفادار و پایدار مانده‌اند نخبه‌تر و برگزیده‌تر باشند.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :واژگون::نظرات دیگران [ نظر]

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با دکتر مصطفی مهرآئین، پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی گفتگویی تفصیلی انجام داده ایم. مهرآیین دکتری در جامعه شناسی سیاسی دارد. وی که اکنون مدیریت موسسه مطالعاتی رخداد تازه را برعهده دارد، در حدود ده سال در گروه جامعه شناسی انقلاب پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی مشغول به کار بوده و تدریس درس هایی همچون نظریه های جامعه شناسی و جامعه شناسی جنبش های اسلامی را بر عهده داشته است. رساله ارشد و دکتری وی هر دو در حوزه تحلیل فرهنگی انقلاب ایران جای می گیرند.

    *به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی می‌خواستیم فراتر از کلیشه‌های رایج، درباره جامعه شناسی انقلاب و اندیشمندانی که به انقلاب اسلامی پرداخته اند گفتگو کنیم. شما به عنوان کسی که در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در این زمینه کار کردید و صاحب تألیف و پژوهش در زمینه انقلاب هستید، بفرمایید اساساً چرا انقلاب اسلامی برای پژوهشگران خارجی جذابیت دارد و آنها با چه انگیزه‌ای به سراغ تحلیل انقلاب اسلامی می‌آیند؟

    به نام خدا. دلایل متفاوت و متعددی برای توضیح چرایی رشد مطالعات انقلاب اسلامی وجود دارد. در سطحی ترین لایه، مقتضیات سیاسی- امنیتی نظام بین‌الملل و نیاز کشورهای قدرتمند به شناخت مقتضیات انقلاب و کنترل سیاست جهانی منجر به شکوفایی و رشد مطالعه انقلاب شد. این مسأله البته بیشتر در پیوند با مسأله اسلام است تا صرف انقلاب ایران. از میان چهار سنت فرهنگی عمده جهانی؛ یعنی آئین کنفوسیوس، هندو، اسلام و مسیحیت، سنت فرهنگی اسلام دارای نافذترین نقش در سیاست معاصر است. نقش نافذ و فراگیر سنت فرهنگی اسلام در سیاست معاصر و پیامدهای بعدی آن مثل احیاء جنبش های اسلامی مبارز و وقوع انقلاب اسلامی ایران باعث افزایش توجه جوامع قدرتمند غربی به شناخت پدیده اسلام و هدایت منابع مالی، سیاسی و فکری به سمت مؤسسـات تحقیقاتی، دانشگاه ها و محافل علمی جهت انجام این کار شده است.

    *این موسسات خصوصی بودند یا دولتی؟

    همه آنها وابسته به دانشگاه‌ها و دولت‌های غربی بودند که انتظار از آنها این است که روشن کنند وضعیت جهان اسلام چگونه است. جالب است که دیگر ساده‌ترین این حوزه‌ها که به تعبیری خیلی نزدیکی هم دارد به بحث انقلاب، حوزه مطالعات زلزله است. حتی در آن حوزه‌ها هم علوم اجتماعی داشت وارد می‌شد. دقیقاً زمانی که مطالعات زلزله آغاز شد اصلاً دلیلش این بود که می‌گفتند اگر اتحاد جماهیر شوروی به جهان غرب حمله کند، واکنش مردم چه خواهد بود؟ پرسش‌شان این بود که اگر این اتفاق از طریق حمله اتمی شوروی در آمریکا بیفتد، آیا مردم عقلانی رفتار خواهند کرد یا نه؟ و جالب است که به این نتیجه رسیده بودند که نزدیک‌ترین پدیده‌ای که می‌تواند عظمت حمله اتمی شوروی به آمریکا را شبیه‌سازی کند، زلزله است. برای همین تحقیقات در این حوزه گسترش پیدا کرد. می‌بینیم که اصولاً این تحقیقات و این بحث‌ها از حوزه امنیتی و دفاعی ریشه می‌گیرد. در همین اسرائیل 30 مرکز ایران‌شناسی وجود دارد. جالب است که ما در کشور خودمان یک مرکز این چنینی هم نداریم. اما در دانشگاه‌های غربی مراکز تحقیقاتی متعددی تأسیس شد که به صورت تخصصی درباره این مسائل پژوهش می‌کردند.

    از میان چهار سنت فرهنگی عمده جهانی؛یعنی آئین کنفوسیوس، هندو، اسلام و مسیحیت، سنت فرهنگی اسلام دارای نافذترین نقش در سیاست معاصر است

    برنارد لوئیس، اسلام شناس برجسته، در جملاتی که حاکی از تعجب و حیرت است، در اشاره به نقش سیاسی اسلام در جهان امروز می‌ گوید: نقش سیاسی اسلام در جهان امروز از دیدگاه یک ناظر جدید غربی امری غیرعادی و نامتعارف است. در جهان جدید، اندیشه مذهبی پدیده‌ای پوچ و بی‌مورد است. اما در مورد اسلام پوچ و بی‌مورد نبوده است. این تفاوت از کجا ناشی می‌شود؟

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :واژگون::نظرات دیگران [ نظر]

    اقتصاد دین عنوان نظریه‌ای است که در آن از مفهومی به نام کالای دینی سخن گفته می‌شود. در این رویکرد نظری دین به مثابه یک نظام اقتصادی در نظر گرفته می‌شود که کالای دینی در آن تولید، توزیع و مصرف می‌شود. نظریه اقتصاد دین می‌کوشد تا با سنخ‌شناسی مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان کالای دینی به نوعی به ارزیابی وضعیت دینداری بپردازد. حسن محدثی، مدیر سابق گروه جامعه‌شناسی دین انجمن جامعه‌شناسی ایران است که از وی ترجمه‌ها و تألیفات متعددی در این حوزه منتشر شده‌است. وی، به سفارش بعثه مقام معظم رهبری به انجام پژوهشی در زمینه رضایت‌سنجی حجاج مبادرت نموده است که از نتایج آن پژوهش و همچنین با جرح و تعدیل آرای برخی جامعه‌شناسان اقتصادگرای دین به طرح این نظریه پرداخته است. در میزگردی که در سه نوبت منتشر خواهد‌شد، با حضور دکتر حسن محدثی و دکتر مهدی فیض، قرآن پژوه و استاد دانشگاه، به عنوان منتقد به بررسی و نقد این نظریه یا رویکرد نظری پرداختیم که بخش اول آن را ملاحظه می‌فرمایید.

    http://mehrnews.com/news/2383806

    *برای آغاز گفت و گو خوب است با توجه به اینکه در موسم حج هستیم با این بهانه بحث را شروع کنیم و هر دو بزرگوار از منظر خودشان از آنچه که در حج دیدند صحبت کنند تا برسیم به اینکه دکتر محدثی چطور از دل پژوهشی که در حج انجام دادند به نظریه اقتصاد دین رسیدند.

    فیض: بنده نگاهی که به حج دارم نگاهی است که درباره اکثر احکام دینی و شرعی دارم. اکثر احکام هم یک کارکرد فردی دارد و هم یک کارکرد اجتماعی. نمی خواهم بگویم کارکرد احکام در این دو کارکرد محدود می شود زیرا احکام کارکردهای دیگری هم دارد که نمی خواهم وارد آنها بشوم. کارکرد فردی حج این است که یکی از انواع عبادت است، عبادت در مفهوم کلان، اثری که روی انسان دارد این است که مسیر عبودیت را برای ما هموار می کند. عبودیت آن چیزی است که باید در زندگی اتفاق بیفتد. در لحظه لحظه زندگی باید اتفاق بیفتد. تعامل با مردم، تعامل با خانواده و حتی تعامل با محیط زیست و ... در تمامی اینها قرار است بندگی فقط و فقط برای خدا اتفاق بیفتد و از مسیر بندگی، حرکت به سوی خدا امکان پذیر است.

    به تعبیر امام(ره)، جز با قدم عبودیت نمی توان به سوی خدا حرکت کرد و به مقام تقرب حقیقی رسید. عبودیت برای تقرب است و عبادت مسیر عبودیت را هموار می کند. لذا اثر فردی حج، (به عنوان یک عبادت) این است که مسیر انسان را برای عبودیت های بعد از خودش هموار کند. بنابراین حج باید در زمانی از زندگی و عمر انسان اتفاق بیفتد که اولا انسان با واقعیت های زندگی و با مشکلات و موانع آشنا شده باشد. بفهمد که در برابر بندگی خدا چه موانعی وجود دارد. در برابر بندگی خدا تطمیع و تهدید است، اشکال تراشی های مختلفی است، موانع درونی است. نفس است، موانع بیرونی است. فشارهای جامعه است. باید همه این موانع را بشناسد بعد که به حج می رود باید از محتوای حج استفاده کند که مسیر بندگی را در برابر این موانع برای خودش هموار کند.

    توحید حاکم بر حج برای همین است که مسیر بندگی بر انسان هموار شود و از آن طرف هم انسان زمانی باید به حج برود که احتمال بدهد که فرصتی برای زندگی بعد از حج خواهد داشت نه اینکه به قول بعضی ها بگوییم حج را نگه داریم برای آخر عمرمان، آخر عمر برویم حج برای اینکه ثوابش را برای آن دنیا نگه داریم! ثواب حج برای این است که انسان از حج برای این دنیا قبل از مرگش استفاده کند و فرصتی داشته باشد تا بتواند از برکات حج در زندگی خودش استفاده کند و بندگی خدا را بیش از گذشته انجام دهد و در چنین صورتی قطعا ثواب حج به بعد از دنیای ما هم منتقل می شود و حیات آخرتی و ابدی ما را هم تحت تاثیر قرار می دهد. این کارکرد فردی حج است.

    کارکرد اجتماعی حج برمی گردد به آن جنبه وحدتی که باید در امت اسلامی ایجاد کند. احساس صمیمیت و از آن طرف کاهش اختلاف طبقات اجتماعی و کاهش احساس تبختر که در ذهن و دل ما ممکن است باشد. ممکن است ما به جهت جایگاه اجتماعی یا شغلی ای که داریم، عناوین و یا ثروتی که داریم خودمان را از دیگران فراتر ببینیم، این اثراتی است که بار منفی روانی روی انسان و اخلاق انسان می گذارد و حج یکی از آثار و کارکردهایش این است که اینها را در انسان کمرنگ کند و اینها را از ذهن و دل انسان پاک کند تا انسان احساس وحدت با همه انسان های دیگر بکند. باعث شود با ملت های دیگر احساس وحدت بکند. احساس مسئولیت در قبال سرنوشت امت اسلامی بکند و در امت اسلامی بتواند تحرک ایجاد کند.

    این کارکرد اجتماعی حج است لذا امام (ره) تاکید دارند حتما باید مراسم برائت از مشرکین اتفاق بیفتد زیرا آن کارکرد اجتماعی حج باید ظهور پیدا کند و در آن کارکرد، چیزی مثل برائت از مشرکین معنا و ضرورت پیدا می کند وگرنه بدون آن کارکرد می تواند هیچ یک از این مراسم و برنامه ها هم لزومی نداشته باشد. هر دوی این کارکردها باید مورد توجه باشد هم افراد باید به این توجه کنند و هم نظام اسلامی که برنامه ریزی برای حج می کند، هم روحانیون کاروان ها. همه و همه باید به این کارکرد توجه کنند تا یک حج اثرگذار اتفاق بیفتد.

    *شما در حج چه چیزی دیدید؟

    محدثی: از وقتی که حج رفتم به شخصه نسبت به ماه ذی الحجه احساس خاصی دارم و اینکه در این ماه دارم راجع به حج صحبت می کنم خیلی اتفاق خوبی است. از موقعی که به حج رفتم به لحاظ قلبی دوست دارم بیشتر درباره اش صحبت کنم. از یک طرف هم نگرانم زیرا چنین صحبت هایی ممکن است تظاهر تلقی شود. کسی که می خواهد راجع به امور اخلاقی و معنوی صحبت کند باید خیلی شایسته باشد که من چنین شایستگی ای در خودم نمی بینم. از این بابت هم نگران می شوم چون صلاحیت چنین بحثی را ندارم ولی حالا برای اینکه اینجا هستم برایتان توضیح دهم واقعا آن چیزی که شخصا در حج تجربه کردم، امور بسیار بسیار متنوعی است که برای من بسیار با اهمیت اند. یعنی واقعا وقتی فکر می کنم چه مناسکی را می توانسیم با این مناسک مقایسه کنیم از جهت ابعاد و وجوه مختلفی که دارد واقعا شگفت زده می‌شوم از این همه وجوهی که می شود در این مناسک دید و چقدر جای کار دارد.

    دست کم در یک دسته بندی کلی می توانم بگویم که حج دو دنیای آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد: یکی دنیای عینی و آفاقی و دیگری جهان انفسی و درونی. در هر دو حالت اموری و پدیده هایی ایجاد می کند که باید هر دو را لحاظ کرد و در هر کدام از این دو جهان، جهان آفاقی و جهان انفسی، آثار متعددی را به جای می گذارد که به گمان من آن کسی که حاجی می شود با هر دو مواجه است و کم و بیش هر فردی که تجربه حج را داشته باشد کم و بیش با هر دو جهان هم جهان آفاقی و هم جهان انفسی یعنی هم در جهان بیرون و هم در درون خودش درگیری هایی پیدا می کند. حالا ممکن است فردی درگیری هایش بیشتر آفاقی و بیرونی باشد و برخی بیشتر درونی و انفسی. به عبارت دیگری سفر حج برای یک حاجی، دو نوع سفر است یک سفر آفاقی و یک سفر انفسی.

    علاوه بر این‌که در حج با مسلمانان از سرزمین های گوناگون با نژادهای مختلف و فرهنگ های گوناگون مواجه می شویم و ردوبدل هایی می کنیم. مبادلات و تعاملاتی انجام می دهیم چیزهایی از آنها می آموزیم و بسیاری امور دیگر، در درون هم، آدمی احساس می کند که یک سفر درونی هم اینجا وجود دارد و لحظه به لحظه درگیر آن سفر است. دائما یک دیالکتیک یا بهتر بگویم یک تعاملی بین این دو جهان در ماجرای حج وجود دارد. به نظرم هر کس بهترین توصیفی که از حج خودش می تواند بگوید این است که حج یک ماجرا برای هر حاجی است. یادم هست که در جوانی قبل از حج رفتنم اگر کسی به من می گفت حاجی و  مثلا می گفت حاجی ساعت چند است به من برمی خورد، می گفتم حاجی خودتی. بعد این اتفاق افتاد، حج را تجربه کردم و حاجی شدم. با خودم گفتم اگر این بار هم کسی به من گفت حاجی، باز هم باید به او بگویم حاجی خودتی. این دفعه به این معنا که حاجی بودن مسئولیت بسیار بزرگی است. لذا خودم را لایق نمی دیدم که بگویم حالا حاجی هستم. چون واقعا آن مسئولیتی که در این ماجرا می پذیرید، آنقدر سنگین است که آدم نمی تواند بارش را با خودش داشته باشد.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :واژگون::نظرات دیگران [ نظر]

    کدام انحراف ساخته سفیر فیلم، بیش از آنکه موضوع انحراف را دستمایه مستند سازی خویش کرده باشد به تقابل ایران و غرب به ویژه در زمینه دستیابی به سوخت هسته ای و فشارها و قطعنامه های غربی می پردازد. از این حیث مستند کدام انحراف دچار ضعفی عمده است. بزرگ ترین ایراد آن همین است که مخاطب را تشنه ارائه مستنداتی در باب جریان انحرافی! نگاه می دارد و دست آخر نیز چیزی در این باره به او عرضه نمی کند. به نظر می رسد وجه تسمیه عنوان " کدام انحراف " نیز خودش نوعی نکته انحرافی است که در خلال روایت اصلی بدان پرداخته می شود.

    فارغ از اینکه به چیزی به نام جریان انحرافی معتقد باشیم یا خیر این مستند می توانست سوژه جریان انحرافی را به عنوان خط اصلی داستان در مرکز قرار داده و در پیرامون آن به داستان هسته ای و رفتارهای طرف غربی نیز اشاره نماید. کدام انحراف اگر بنا داشت تا به جریان انحرافی بپردازد جمع آوری نظرات موافقین و مخالفین دولت احمدی نژاد و بررسی تاریخ پیدایش مفهومی به نام جریان انحرافی کمترین کاری بود که باید انجام می داد. در این راستا انجام مصاحبه با اسفندیار رحیم مشائی تنها نقطه قوت و جذابیت مستند است که آن هم با تدوین نادقیق مخاطب را دچار گیجی می کند. این تدوین نا دقیق را در بخش های دیگری از مستند می توان ملاحظه کرد. به طور مثال در آن جایی که رئیس جمهور در یک کنفرانس خبری عملکرد وزیر ارشاد را اشتباه می خواند. بدون اینکه اشاره شود این سخنان مربوط به چه جریانی است.

    در مجموع، خلاصه حرف مستند این است که غرب هرگاه در داخل نظام جمهوری اسلامی شکاف و تقابلی را احساس می کند فشارهایش را تشدید می کند. از این حیث جریان فتنه و انحراف هر دو مقصرند چرا که هر دو به این شکاف دامن زده اند و این دقیقاً همان نظریه ای است که در برخی محافل با سطح تحلیل ژورنالیستی نیز به نظریه پیوند فتنه و انحراف موسوم شده بود. به این معنا که فتنه و انحراف هر دو برای نظام خطرناک اند و هر دو برای ضربه زدن به نظام دست به دست هم داده اند. مخالفان جریان انحرافی این سخن را گاه تا انجایی پیش بردند که خطر جریان انحرافی حتی از فتنه گران هم بیشتر است! گرچه این مستند بی انصافی نسبت به دولت احمدی نژاد را تا به اینجا نمی رساند و حداقل از واژه خیانت برای رفتارهای دولت استفاده نمی کند و خیانت را از قول جواد لاریجانی اقدام فتنه گران می خواند.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :واژگون::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3   4   5   >>   >
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی