انتشار گزارش کمیته ویژه بررسی مجلس شورای اسلامی از اقدامات اخیر فتنه گران که از آن با عنوان "غائله اسرائیلی - آمریکایی - انگلیسی" یاد شد، به خوبی این مساله را آشکار کرد که غائله 25 بهمن پروژهای سفارشی بود که نظام سلطه برای تحت الشعاع قرار دادن خیزش اسلامی جدید مردم منطقه خاورمیانه طرح ریزی کرده بود. پروژهای که در آن برای موسوی و کروبی نیز نقشی محوری در نظر گرفته شده بود.
در ورای اهداف پشت پرده خائنانه این حرکت، آنچه در بررسی فاز جدید فتنه گری جالب توجه است، برجسته شدن تضادها و پارادوکسهایی است که بر اردوگاه فتنه گران اختاپوس وار چنبره انداخته و راهی برای رهایی از آن قابل تصور نیست. مرور زمان نیز نه تنها از این تعارضات نکاسته، بلکه مقایسه فاز جدید فتنه با حوادث سال گذشته به خوبی حکایت از افزایش این تضادهای درونی داشته و تا مرز انفجار و فروپاشی اردوگاه فتنه گران پیش میرود. این تعارضات مبنایی، آنها را در عمل نیز دچار تعارض کرده و از اتخاذ برنامه عملیاتی واحد نیز بازداشته است. در این باره شاهد مثالهای فراوانی را میتوان مطرح کرد که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- اولین نمونه از نتایج این نابسامانی، واگرایی و جدایی بخشی از نیروها با سوابقی مثبت از اردوگاه سران فتنه بود که تا پیش از 25 بهمن، سکوت اختیار کرده و یا با مواضعی مبهم، درسناریو فتنه، نقش آفرینی میکردند. اعلام برائت آشکار افرادی چون آقایان ناطق نوری و حسن روحانی نمونهای از این واگرایی است که پس از وقوع این غائله صورت پذیرفت. این حادثه منجر شد تا افرادی چون آقای محسن رضایی که حتی پس از ماجرای 9 دی سال 88 از صدور بیانیه شماره 17 موسوی ذوق زده شده و از بازگشت موسوی به دامن انقلاب سخن میگفتند، این بار پیشاپیش با صراحت از ضرورت محاکمه سران فتنه سخن گویند.
2- یکی دیگر از این تناقضات، نمایان شدن فاصله بین تواناییهای فتنه گران در دنیای مجازی و دنیای واقعی است. در حالی که جریان فتنه با حمایت مالی و رسانهای کشورهای غربی در اینترنت، تبلیغات وسیعی را علیه نظام اسلامی به راه انداخته است، اما آنچه در خیابانهای شهرها و محله های مختلف ایران زمین جاری و ساری است، حکایت دیگری دارد. از ادعای تبدیل میدان آزادی به میدان التحریر تا تشکیل گروههای 10 نفره و آتش زدن چند سطل آشغال و سپس فرار از ترس دستگیری، فرسنگها فاصله است که فتنه گران راهکاری برای گذر از آن ندارند.
3- آشفتگی و ناامیدی، امروز به ویژگی برجسته اردوگاه فتنه گران مبدل شده است. در حالی که تیم رسانهای فتنه در دنیای مجازی تلاش دارد تا خود را سرحال و قبراق نشان دهد و برنامههای سلسله وار روزهای سه شنبه برای اغتشاش در خیابانها را موفقیت آمیز معرفی کند، یکی از یادداشت نویسان این جریان ضمن اعتراف به شکست مینویسد: «پیشنهاد سه شنبههای اعتراض که توسط مشاورین آقایان کروبی و موسوی در جهت حمایت از سران جنبش ارائه شده بیشتر بهنفع سران حکومت است تا سران جنبش... اگر کمی دقت کنیم خواهیم دید که این اعتراضات آنچنان هزینهای هم برای حکومت ندارد و اگر هم هزینه و فرسایشی باشد برای معترضان است.»
4- لطیفهای شنیدنی از وضعیت کاریکاتوری اردوگاه فتنه، طرح این شعار بود که: «موسوی یا کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه»!؟ این شعار که با هدف بازدارندگی و برای جلوگیری از برخورد احتمالی دستگاه قضایی با سران فتنه طراحی شده بود، خیلی زود در 10 اسفند رسوا شد، چرا که انتشار خبر جعلی بازداشت موسوی و کروبی در زندان حشمتیه نیز هواداران بیغیرت موسوی و کروبی در دنیای مجازی را از پای میز رایانه به خیابانها نکشاند! و آنها بار دیگر بیپشتوانه بودن شعارهایشان را اثبات کردند و ترجیح دادند تا در فضای مجازی قیامت کنند تا در خیابانهای پایتخت ایران!
5- تقسیم اردوگاه فتنهگران به دو جبهه داخل و خارج و تفاوت این دو شرایط، گوشه دیگری از این تضادهاست. اغلب کسانی که دیدگاههای رادیکال داشته و هوادران را به آمدن به خیابان دعوت میکنند، کسانی هستند که از صحنه واقعیتهای جامعه دور بوده و خود از ترس به آغوش بیگانگان پناه بردهاند و از هزاران کیلومتر فاصله، از هوادارانشان در پایتخت میخواهند که آنها هزینه اغتشاشگری را بپردازند! اقدامی که صدای ایادی داخلی آنها را در آورده که چرا ما باید هزینه بلندپروازیهای خارج نشینان را بپردازیم!؟
6- سوابق انقلابی سران فتنه نیز به معضلی دیگر در اردوگاه فتنه تبدیل شده که بنظر میرسد جز رسوایی موسوی و کروبی و مجبور شدن به برائت از گذشته سرانجامی نخواهد داشت! مروری بر یادداشتهای نوشته شده در سایتهای ضدانقلاب به خوبی نشان میدهد روزی نیست که سوابق موسوی و کروبی و مسئولیت آنها در دهه اول انقلاب مورد نقد قرار نگیرد. از سویی دیگر، سران فتنه نیز که دیگر در اطراف خود جز ضدانقلاب و دشمنان حضرت امام(ره) کسی را نمیبینند، مانده اند که برای جذب و نگهداشتن هواداران، با این سوابق چه کنند!؟
7- میدان داری فرصت طلبان و افراد ناشناختهای که تحت عنوان "شورای هماهنگی راه سبز امید" صحنه گردان شدهاند نیز از دیگر موارد بحث برانگیز این اردوگاه است. "اردشیر امیرارجمند" و "مجتبی واحدی" که عنوان پرطمطراق مشاورین ارشد موسوی و کروبی!؟ را یدک میکشند، آنقدر مجهول الهویه هستند که صدای پیران ضدانقلاب را -که سابقه سه دهه ضدیت با ملت مسلمان ایران را در کارنامه خود دارند!؟- در آورده و آنها را افراد ناشناختهای خواندهاند که صلاحیت خط دهی به جریان ضدانقلاب را ندارند!
8- این اردوگاه بی در و پیکر، حتی از اتخاذ کوچکترین تصمیمات نیز ناتوان است. به عنوان نمونه یکی از نویسندگان سایتهای ضدانقلاب حامی فتنه در مخالفت با انتخاب روز 10 اسفند (روز تولد موسوی) به عنوان روزی برای اغتشاشگری که با هدف بزرگنمایی موسوی طرحریزی شده بود، مینویسند: «هنوز موسوی به قدرت نرسیده تولدش را جشن میگیریم، همچنانکه چهارم آبان تولد محمدرضا پهلوی را جشن میگرفتیم»!؟
مثالهای مذکور تنها نمونه هایی از اختلافات آشکار شده در اردوگاهی است که برای انتقام از ملت مسلمان ایران توسط استکبار جهانی ساماندهی شده است. اردوگاه فتنه، اردوگاهی شیطانی است که سرانجامی جز واگرایی و تشتت و ظلمت در پیش روی خود نخواهد داشت: «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ...»
این مطلب در روزنامه وطن امروز ? شنبه ??/??/?? ص ? منتشر گردید
http://www.vatanemrooz.ir/1389/12/18/VatanEmrooz/622/Page/6/
نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]