سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک







اثبات جانشینی امیر المومنین علی (ع) به استناد منابع اهل سنت

جـمله اى که در حدیث غدیر مورد استشهاد قرار گرفته و در حقیقت پیام اصلى واقعه غدیر در آن نـهـفـتـه اسـت ایـن اسـت که پیامبر اکرم (ص) فرمود: من کنت مولاه فعلى مولاه کسانى که به این حدیث استدلال کرده اند ، مولى را اولى معنا کرده اند . اولى یعنى کسى که به تصرف سزاوارتر است به عبارت سـاده تـر یعنى کسى که لایق سرپرستى , رهبرى و اختیاردارى است بدین ترتیب معناى حدیث این است : هرکس من رهبر وسرپرست اویم , على (ع ) هم رهبر و سرپرست اوست بنابراین تنها کسانى به رهبرى و سرپرستى پیامبراکرم (ص ) پایبند و ملتزمند که رهبرى و سرپرستى على (ع ) را بپذیرند.
ایـنـک بـایـد دانـسـت کـه آیـا در لغت عرب , مولى به این معنا به کار رفته است ؟ یا نه ؟
دیگر آنکه اگـربـپـذیـریـم مـولـى در لغت بدین معنا به کار رفته است , آیا در این خطبه نیز این معنى اراده شده است ؟ یا خیر؟ .
مـرحـوم عـلامـه امینى 42 نفر از علماى بزرگ تفسیر و لغت را نام مى برد که بیست و هفت نفر از آنـان گـفته اند: مولى به معناى اولى است پانزده نفر دیگر گفته اند: اولى یکى از معانى مولى است.
اما درباره اینکه آیا در این حدیث نیز مولى , چنان معنایى را افاده مى کند, توجه به شرایط و ظروفى کـه این حدیث در آن صادر شده , و مطالعه خطبه اى که این حدیث در ضمن آن قرار گرفته است , هیچ شکى باقى نمى گذارد که مولى در این حدیث هم به معناى اولى است .

زیـرا شـخـصـیـتـى چـون پیامبر اسلام (ص ) که عقل کل , انسان کامل و بزرگترین پیامبر و سفیر آسـمانى است  در روزى آن چنان گرم که زمین چون آهن گداخته پاى مسافران را مى گدازد و خـورشـیـد مـغـز انـسان را به جوش مى آورد, در صحرایى سوزان و بدون امکانات که اگر گوشت را بر زمین مى افکندى کباب مى شد  , محلى که هیچ کاروانى در آن توقف نمى کند, دهـهـا هزار حاجى خسته را نگه مى دارد , رفتگان را باز مى گرداند و منتظر مى ماند تا بازماندگان برسند و در گرمترین ساعات روز سخنرانى مى کند و در ضمن آن چند بار از مردم سؤال مى کند تا مـطـمئن شود صداى او را به خوبى مى شنوند و در نهایت على (ع ) را به آنان نشان مى دهد , با نام و نسب معرفى مى کند و مى فرماید: (هرکس که من مولاى او هستم على هم مولاى اوست) سپس همه حاضران را موظف مى کند این سخن را به غایبان برسانند و پس ازآن دستور مى دهد همه با او بـیـعـت کـنـنـد و بـه او تـبـریک و تهنیت گویند و عمامه خویش را بر سرش مى گذارد و به او مـى فـرماید: (تاج عرب عمامه است) و به اصحاب مى فرماید: فرشتگانى که در روز بدر به یاریم آمدند, چنین عمامه هایى بر سر داشتند .
حـال اگر فرض کنیم این حدیث بدون هر گونه قرینه و تفسیر و توضیحى به دست کسى برسد و بـدون غـرض بـه آن تـوجه کند در مى یابد که برخلاف گفته بعضى افراد بى اطلاع پیامبر(ص ) در صدد آن نیست که بفرماید: هرکس من دوست او هستم على هم دوست اوست! یا هرکس من یـاور او هـسـتـم , عـلى یاور اوست! چرا که دوستى و یاورى , بیعت و تبریک نمى خواهد, عمامه و تاج گذارى نمى طلبد و به طورکلى چنان اهمیتى ندارد که در آن موقعیت خطیر و با آن مقدمات اعلام شود .
بـدین دلایل است که مرحوم سبط بن جوزى از علماى اهل سنت , پس از بحثى مفصل در این باره , به این نتیجه مى رسد که مولى در این حدیث به معناى اولى است  .
و ابن طلحه در مطالب السؤول مى نویسد:.
حضرت رسول (ص ) هر معنایى را که لفظ مولى نسبت به خودش دارد , براى على (ع ) قرار داده است و این مرتبه بلندى است که پیامبر مخصوصا على (ع ) را در آن قرار داده است  .
ایـن نـتـیـجـه همان مفادى است که خطبه رسول اکرم (ص ) با تمام جملاتش بر آن دلالت دارد و هـمـان چیزى است که صد و بیست هزار عرب خالص , بدون هیچ شبهه اى از کلام رسول خدا(ص ) فـهـمـیـده انـدو بـه هـمین جهت بود که حسان برخاست و در مدح حضرت امیر(ع ) شعر سرود و پیامبراکرم (ص ) نیز اورا تشویق کرد پس از آن نیز هرکس که از این واقعه خبردار شد, چنین فهمید کـه رسول مکرم اسلام (ص ) براى خود جانشین تعیین کرده است در طول قرون متمادى همه اهل لغت و علماى اسلام همین را فهمیدند و صدها شاعر عرب و غیر عرب در این زمینه شعر سرودند و در اشـعار خود تصریح کردند که پیامبر(ص ) ، على (ع ) را به جانشینى خود برگزید و به همین جهت روز غدیر را گرامى داشتند.
امـیـرمـؤمـنـان عـلـى (ع ) در دوران خـلافت ظاهرى خود در کوفه , بارها به این حدیث استدلال کرده اصحاب رسول خدا(ص ) را قسم داد تا به آنچه از این واقعه در خاطر دارند شهادت دهند و در حالى که حدود چهل سال از واقعه غدیر گذشته و بسیارى از اصحاب رسول خدا(ص ) از دنیا رفته و بـاقـیـمـانده دراطراف بلاد پراکنده شده بودند و کوفه از مرکز اقامت صحابه (مدینه ) دور بود و حـضـرتـش بـدون پیش بینى و تمهید مقدمات از آنها شهادت مى خواست , شمار قابل توجهى به پا خـاسته به درستى گفتارامیرالمؤمنین شهادت مى دادند هـمـچـنـیـن اهـل بـیت (ع ) و دوستان و پیروان ایشان در موارد بسیارى به این حدیث استدلال و احـتـجاج کرده اند .

علاوه بر حدیث معروف ولایت که جمیع فرق سنی و نویسندگان بزرگ و معروف ایشان در کتب خود بر صحت آن تاکید دارند ، آیات و روایات و احادیث فراوان بر انتخاب حضرت امیر (ع) توسط رسول خدا (ص) برای جانشینی خود پس از خود دلالت دارند که در اینجا معروفترین آنها را با استناد به کتب اهل سنت مینویسم . این آیات و روایایات بطور مکرر در کتب اهل سنت تکرار شده است که مجمع آنها در کتاب گرانقدر الغدیر علامه مجلسی موجود است .

1ـ حدیث یوم الدار

هـنـگـامى که آیه شریفه و انذر عشیرتک الاقربین در سال سوم بعثت نازل شد, رسول الله (ص) عـلى (ع )را خواند و فرمود: خدایم دستور داده است خویشان نزدیک خود را به اسلام دعوت کنم غـذایـى تـهیه کن و قدحى از شیر فراهم آور و فرزندان عبدالمطلب را دعوت کن , تا من ماموریت خـویـش را بـه انجام رسانم که در آن مجلس پیامبر اکرم (ص) پس از ابلاغ رسالت خود به حاضرین و دعوت از آنان برای گرویدن به دین اسلام و قبول وحدانیت پروردگار عالمیان جانشین پس از خود را ( علی (ع) را) انتخاب و ابلاغ کرد .

2ـ حدیث منزلت

دلـیـل دیـگـرى کـه بـر خـلافت حضرت على (ع ) دلالت دارد, حدیث منزلت است حدیث منزلت ازمـشـهـورتـریـن احـادیـثـى است که از پیامبر اکرم (ص ) صادر شده است .
در غـزوه تـبـوک پـیـامبر اکرم (ص ) خود فرماندهى سپاه را به عهده گرفته از مدینه خارج شد و عـلـى (ع ) رابه جانشینى خود در مدینه گمارد این تنها جنگى است که على (ع ) پیامبر را همراهى نکرده است , به همین جهت براى آن حضرت مشکل بود که در مدینه بماند و پیامبر خدا (ص ) راهى مـیـدان نـبـرد شـود هنگام حرکت سپاه , خدمت پیامبر اکرم (ص ) رسیده عرض کرد : مرا با زنان و کودکان در مدینه مى گذارید؟
حضرت در جواب فرمود:.
اما ترضى ان تکون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى
.
آیـا نـمـى خـواهـى کـه نـسـبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى ؟
با این فرق که بعد از من پیامبرى نمى آید .
از قـرآن کـریـم چـنـیـن بـرمـى آیـد که جناب هارون نسبت به حضرت موسى , پنج سمت داشته : برادر , شریک نبوت , وزیر و یاور , پشتیبان ,
 خلیفه و جانشین  .
بـنـابراین حضرت على (ع ) نیز همین پنج نسبت را با پیامبر اکرم (ص ) دارد برادر اوست , چون او را بـه بـرادرى بـرگزید و فرمود: در دنیا و آخرت تو برادر منى  ، در ابلاغ پیام الهى شریک اوسـت , چـون فـرمود: جز من و على کسى از جانب من پیامى نمى رساند و وزیر اوست , چـون خـود فـرمود : على وزیر من است ، پشتیبان اوست , چون خداوند او را با على (ع ) یارى کرد  و خلیفه اوست , چون خود او را به خلافت برگزید  .

3ـ حدیث وصایت و وراثت

پیامبر اکرم فرمود: لکل نبى وصى و وارث و ان علیا وصیى و وارثى  .
هر پیامبرى وصى و وارثى دارد و على وصى و وارث من است .
و فرمود: انا نبى هذه الامة و على وصیى فى عترتى و اهل بیتى و امتى من بعدى  .
من پیامبر این امتم و على بعد از من در میان خانواده و امتم وصى من است .
و فرمود: على اخى و وزیرى و وارثى و وصیى و خلیفتى فى امتى  .
على برادر, وزیر, وارث , وصى و خلیفه من در میان امت من است .
4ـ على سرپرست مؤمنان

پیامبر اکرم (ص ) هر وقت با کسانى مواجه مى شد که به هر دلیل با على (ع ) ناسازگارى مى کردند, یاجاهلانه از او به پیامبر(ص ) شکایت مى بردند, مى فرمود:.
ما تریدون من علی ان علیا منى و انامنه و هو ولى کل مؤمن بعدى  .
از على چه مى خواهید على از من است و من از او پس از من على سرپرست هر مؤمنى است .
هـر چـنـد کـلـمه (ولى) در لغت داراى معانى متعددى است ولی در این حدیث جز به معناى رهبر وسرپرست نیست , توجه به کلمه (بعد از من ) در حدیث این نظر را تایید مى کند چون اگر منظور از ولـى ,دوسـتدار, دوست , یاور, همسایه , هم قسم و امثال این معانى باشد, اختصاصى به زمان بعد ازپیامبر(ص ) نداشته در زمان حیات آن حضرت نیز صادق بود.

5 ـ نتایج سرپرستى على (ع ) در کلام رسول خدا(ص )

هـر وقـت اصـحـاب دربـاره خـلـیفه رسول خدا(ص ) و رهبر جامعه اسلامى پس از آن حضرت , با حـضـرتش گفتگو مى کردند, حضرت ـ در حالى که طبق بعضى از روایات آه مى کشید ـ از نتایج و ثمرات سرپرستى على (ع ) سخن به میان مى آورد.
از جمله مى فرمودند:.
ان و لیتموها علیا وجد تموه هادیا مهدیا یسلک بکم على الطریق المستقیم  .
اگـر خـلافـت را بـه على بسپرید, مى بینید که هدایت شده و هدایت کننده اى است , که شما را به راه راست مى برد.
اما والذى نفسى بیده لئن اطاعوه لیدخلن الجنة اجمعین اکتعین  .
قسم به آنکه جانم در دست اوست , اگر از على اطاعت کنند, همگى , همگى وارد بهشت مى شوند.
ان تستخلفوا علیا ـ و لا اراکم فاعلین ـ تجدوه هادیا مهدیا یحملکم على المحجة البیضا .
اگر على را خلیفه کنید ـ و گمان نمى کنم چنین کنید ـ مى بینید که او راه یافته هدایتگرى است که شما را از راه اصلى مى برد.

6ـ خلافت انتصابى على (ع )

با استناد به وقایع روز غدیر و آیه بلغ ما انزل رسالتک ... و آیه الیوم اکملت لکم ... ( آیات 67 و 3 سوره مائده ) و نیز حدیث ولایت که شرح آن بیان شد مستند است که معرفى على (ع ) به دستورالهى بوده است , اینک روایتى رانقل مى کنیم که این مطلب را به خوبى افاده مى کند.
از رسـول گـرامـى اسـلام (ص ) روایـت شـده است : شب معراج  هنگامى که به مقام قرب نهایى رسـیـدم ودر پـیـشـگـاه پروردگارم ایستادم  فرمود: یا محمد! من عرض کردم : لبیک ، فرمود: آیا بندگان
مرا آزمایش کرده اى تا بدانى کدامیک از ایشان در پیشگاه من مطیع ترند؟ .
عرض کردم : پروردگارا مطیع ترین ایشان على است .
فرمود: راست گفتى اى محمد! آیا براى خود خلیفه اى انتخاب کرده اى که وظایف ترا انجام دهد و به بندگانم آنچه از قرآن نمى دانند بیاموزد؟ .
عرض کردم : پروردگارا تو برایم انتخاب کن .
فرمود: من على را برایت انتخاب کردم , او را به وصایت و خلافت خود برگزین  .
هـمـچـنـیـن فـرمـود: خدا براى هر امت , پیامبرى انتخاب کرده است و براى هر پیامبر وصى و جانشینى من پیامبر این امتم و على وصى من است  .

حال با ذکر اینهمه روایات متقن و کافی از همه جهات دیگر بر منکرین غدیر و آنان که امر جانشینی رسول الله را از حدیث غدیر به دوستی تعبیر میکنند بهانه ای نمی ماند تا در مقابل انسانهای عاقل و با هوش زبان به انکار و تشکیک کنند و اگر کنند دلیل بر نادانی آنهاست . ذیلاً دانشمندان اهل سنتو بعضی از شیعیان که حدیث غدیر را در کتب خود آورده یا در باره آن کتاب نوشته اند آوردم تا اهل تحقیق بتوانند به مستندات حدیث ولایت و حقانیت علی (ع) در امر جانشینی رسول الله (ص) دسترسی داشته باشند و البته بهترین و بزرگترین منبع برای تحقیق در این موضوع کتاب گرانقدر و جامع الغدیر است .

مستندات :

1ـ آثـار الـبـاقـیـه , ابـوریحان بیرونى , ترجمه اکبر دانا سرشت , چاپ انتشارات ابن سینا,سال 1352 هجرى شمسى .
2ـ اثـبات الوصیه للامام على بن ابى طالب (ع ), ابوالحسن على بن حسین بن على مسعودى , متوفى به سال 345 هـ ق , چاپ انتشارات بصیرتى : قم , چاپ پنجم .
انتشارات نهضة المصر للطباعة و النشر و التوزیع قاهره (سنى ).
4ـ اسـدالـغـابة فى معرفه الصحابه , عزالدین ابوالحسن على بن محمد الجزرى ـ معروف به ابن اثیر ـمتوفى به سال 630 هـ ق , چاپ (سنى ).
5ـ اسـنـى الـمـطالب فى مناقب سیدنا على بن ابى طالب , شمس الدین محمد بن محمد بن محمد جزرى شافعى , متوفى به سال 833 هـ ق , چاپ انتشارات کتابخانه امیرالمؤمنین (ع ), اصفهان (سنى ).
6ـ اعـلام الـورى بـاعلام الهدى , امین الاسلام ابوعلى فضل بن حسن طبرسى ـ از دانشمندان قرن ششم هـ ق ـ چاپ دارالکتب الاسلامیه , تهران (شیعه ).
7ـ اقـبـال الاعـمـال , رضـى الـدیـن ابـوالـقـاسـم على بن موسى بن جعفر بن طاووس ـ مشهور به سیدبن طاووس متوفى به سال 664 هـ ق چاپ سنگى از انتشارات دارالکتب الاسلامیه تهران 1390 هـ ق 1349 هـ ش (شیعه ).
8ـ الامـامـة و الـسـیـاسـة , مـعـروف بـه کـتـاب تـاریـخ الـخـلفا, ابو محمد عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینورى ,متوفى به سال 276 هـ ق , چاپ شرکت انتشاراتى مصطفى بانى و پسران مصر (سنى ).
9ـ امـتـاع الاسـمـاع , تـقـى الـدیـن احـمد بن على مقریزى , چاپ لجنة التالیف و الترجمه و النشر بالقاهره :1941 م (سنى ).
10ـ بحارالانوار, علامه محمد باقر مجلسى , چاپ مؤسسة الوفا بیروت : 1403 هـ ق 1983 م (شیعه ).
11ـ البدایة و النهایة , ابوالفدا حافظ بن کثیر دمشقى , متوفى به سال 774 هـ ق چاپ دارالکتب العلمیه بیروت : 1405 هـ ق 1985 م (سنى ).
12ـ تـاج الـعـروس , سـیـد مـحمد مرتضى حسینى زبیدى , چاپ گروه فنى وزارت ارشاد و اخبار کویت :1385 هـ ق 1965 م (سنى ).
13ـ تاریخ الامم و الملوک , ابو جعفر محمد بن جریر طبرى , چاپ انتشارات استقامت قاهره : 1358 هـ ق 1939 م (سنى ).
14ـ تـاریـخ بـغـداد, ابـوبـکـر احـمد على خطیب بغدادى , متوفى به سال 463 هـ ق چاپ دارالفکر بیروت (سنى ).
15ـ تـاریـخ حـبـیـب الـسـیر فى اخبار افراد بشر, غیاث الدین بن همام الدین الحسینى ـ مشهور به خـواندامیر ـ متوفى به سال 942 هـ ش (سنى ) چاپ انتشارات کتابفروشى خیام , تهران , چاپ سوم : 1362 هـ ش (سنى ).
16ـ تـاریـخ روضة الصفا, میر محمد بن سید برهان الدین خاوند شاه ـ مشهور به میرخواند ـ متوفى به سال 903 هـ ق چاپ انتشارات مرکزى , خیام , پیروز (سنى ).
17ـ تـاریـخ مـدیـنـة دمـشـق , مـعـروف به تاریخ ابن عساکر, بخش ترجمه امام على بن ابى طالب , ابـوالـقاسم على بن حسن بن هبة اللّه شافعى ـ معروف به ابن عساکر ـ متوفى به سال 571 هـ ق چاپ مؤسسه محمودى , بیروت : 1398 هـ ق 1978 م (سنى ).
73ـ تـذکـرة الـخـواص , عـلامـه سـبـط ابـن جـوزى , مـتـوفـى بـه سال 654 هـ ق چاپ مؤسسه اهل البیت ,بیروت : 1401 هـ ق 1981 م (سنى ).
18ـ التفسیر الکبیر, ابوعبداللّه محمد بن عمر بن حسین طبرى ـ معروف به امام فخر رازى ـ متوفى به سال 606 هـ ق (سنى ).
19ـ تـفـسـیـر فـرات , ابـوالـقـاسم فرات بن ابراهیم بن فرات کوفى , از علماى دوره غیبت صغرى , چاپ مؤسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى , تهران , چاپ اول : 1410 هـ ق 1990 م .
20ـ تـلـخـیـص الـشـافـى , شـیـخ الـطـائفـه ابوجعفر محمد بن طوسى , متوفى به سال 460 هـ ق چاپ دارالکتب الاسلامیه , قم , چاپ سوم : 1294 هـ ق 1974 م (شیعه ).
21ـ الـتـنـبـیـه و الاشـراف , ابوالحسن على بن حسین بن على مسعودى , متوفى به سال 345 هـ ق چاپ انتشارات دارالصاوى , قاهره (سنى ).
22ـ تـهذیب التهذیب , شهاب الدین ابوالفضل احمد بن على بن حجر عقلانى , متوفى به سال 852 هـ ق چاپ دارالکتب العلمیه , بیروت , چاپ اول : 1415 هـ ق 1994 م (سنى ).
23ـ ثـمـارالـقـلـوب فـى الـمـضـاف و الـمـنـسـوب , ابومنصور عبدالملک بن محمد بن اسماعیل ثعالبى نیشابورى , متوفى به سال 429 هـ ق چاپ دارالمعارف , قاهره (سنى ).
24ـ الـجـامـع لاحـکـام الـقـرآن , مـعـروف بـه تفسیر قرطبى , ابوعبداللّه محمد بن احمد, نصارى قرطبى ,چاپ داراحیا التراث العربى , بیروت (سنى ).
25ـ حـلـیـة الاولـیـا و طـبقات الاصفیا, ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانى , متوفى به سال 430 هـ ق چاپ دارالکتاب العربى , بیروت : 1407 هـ ق 1987 م (سنى ).
26ـ الدر المنثور فى التفسیر بالماثور, علامه جلال الدین عبد الرحمن سیوطى , متوفى به سال 911 هـ ق چاپ کتابخانه آیة اللّه العظمى مرعشى نجفى , قم : 1404 هـ ق (سنى ).
27ـ ذخـائرالـعـقـبى , ابوالعباس احمد بن عبداللّه بن محمد بن ابوبکر بن محمد الطبرى , متوفى به سال694 هـ ق چاپ مکتبة القدسى قاهره : 1356 هـ ق (سنى ).
28ـ راهنماى حرمین شریفین , ابراهیم غفارى , معاصر, چاپ انتشارات اسوه : 1370 هـ ش (شیعه ).
29ـ ربـیـع الابـرار و نـصـوص الاخـبـار, مـحـمـود بـن عـمر زمخسرى , متوفى به سال 528 هـ ق چاپ انتشارات دارالذخائر, قم : 1410 هـ ق .
30ـ الـریـاض الـنـضـرة فى مناقب العشرة المبشرة , ابوالعباس احمد بن عبداللّه طبرى ـ مشهور به محب طبرى ـ متوفى به سال 694 هـ ق چاپ دارالندوة الجدیدة , بیروت , چاپ اول : 1408 هـ ق 1988 م (سنى ).
31ـ سـنن ابن ماجه , ابو عبداللّه محمدبن یزید قزوینى , متوفى به سال 275 هـ ق چاپ داراحیاالتراث العربى , بیروت : 1395 هـ ق 1975 م (سنى ).
32ـ سـنـن تـرمـذى , ابـو عـیـسـى مـحـمـد بـن عـیسى بن سوره , متوفى به سال 279 هـ ق چاپ دارالفکر,بیروت (سنى ).
33ـ الـسـیـرة الـنـبـویـة , ابومحمد عبدالملک بن هشام بن ایوب حمیرى متوفى به سال 213 هـ ق چاپ انتشارات مصطفى بانى و پسران , مصر: 1355 هـ ق 1936 م (سنى ).
34ـ السیرة الحلبیه , على بن برهان الدین حلبى , متوفى به سال 1044 هـ ق چاپ دارالمعرفه ,بیروت (سنى ).
35ـ الـسـیـرة الـنـبویة و الاثار المحمدیه , سید احمد زینى ـ مشهور به دحلان ـ چاپ دارالمعرفه , بیروت ,چاپ دوم (سنى ).
36ـ الـصـواعـق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقة , احمد بن حجر هیتمى مکى , متوفى به سال974 هـ ق چاپ دارالکتب العلمیه , بیروت : 1405 هـ ق 1983 م (سنى ).
37ـ العقد الفرید, احمد بن محمد بن عبدربه الاندلسى , متوفى به سال 328 هـ ق چاپ داراحیاالتراث العربى 1409 هـ ق 1989 م (سنى ).
38ـ الـغـدیـر فـى الـکـتـاب و الـسـنة و الادب , شیخ عبدالحسین احمد الامینى , چاپ انتشارات حیدرى ,تهران : 1396 هـ ق 1976 م (شیعه ).
39ـ فـرائدالـسـحـطـیـن , ابـراهـیـم بن محمد بن مؤید جوینى خراسانى , متوفى به سال 730 هـ ق چاپ مؤسسه محمودى , بیروت : 1400 هـ ق 1980 م (سنى ).
41ـ فـیـض الـقـدیـر شـرح الـجـامـع الصغیر, علامه محمد عبدالروف المناوى , چاپ دارالمعرفه , بیروت :1972 م 1391 هـ ق (سنى ).
42ـ الـکـافـى , ابـوجـعـفـر مـحـمـد بـن یـعقوب کلینى , متوفى به سال 328 هـ ق چاپ دارالکتب الاسلامیه1367 هـ ش (شیعه ).
43ـ الـکامل فى التاریخ , عزالدین ابوالحسن على بن ابى الکرم شییانى ـ معروف به ابن اثیر ـ متوفى به سال 630 هـ ق چاپ دارصادر, بیروت : 1385 هـ ق 1965 م (سنى ).
44ـ الـکـشـاف عـن حـقـائق غـوامـض الـتنزیل , محمود بن عمر زمخشرى , متوفى به سال 528, چاپ دارالکتاب العربى , بیروت (سنى ).
45ـ کـنـزالـعـمـال فـى سـنـن الاقـوال و الافعال , علاالدین على المنقى بن حسام الدین الهندى البرهان فورى , متوفى به سال 975 هـ ق چاپ مؤسسه رسالت , بیروت : 1399 هـ ق 1979 م (سنى ).
46ـ لـسـان الـعـرب , ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم ابن منظور آفریقایى مصرى , متوفى به سال711 هـ ق چاپ انتشارات نشر ادب الحوزه 1405 هـ ق 1363 هـ ش (سنى ).
47ـ مـجـمـع الـبـحـریـن , شـیـخ فـخـرالدین طریحى , متوفى به سال 1085 هـ ق چاپ انتشارات مرتضویه ,تهران (شیعه ).
49ـ مـجـمـع الـزوائد و مـنـبـع الفوائد, نورالدین على بن ابى بکر هیثمى , متوفى به سال 807 هـ ق چاپ دارالکتاب العلمیه , بیروت : 1408 هـ ق 1988 م (سنى ).
50ـ المراقبات , حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى , متوفى به سال 1343 هـ ق چاپ چاپخانه حیدرى , تهران : 1381 هـ ق (شیعه ).
51ـ المستدرک على الصحیحین , ابوعبداللّه حاکم نیشابورى , چاپ دارالمعرفه , بیروت (شیعه ).
52ـ مـسـتـدرک الـوسائل , حاج میرزا حسین نورى طبرسى ـ معروف به محدث نورى ـ متوفى به سال1320 هـ ق چاپ مؤسسه آل البیت , قم : 1407 هـ ق (شیعه ).
53ـ مسند امام احمد بن حنبل , امام احمد بن حنبل , چاپ دارصادر, بیروت (سنى ).
54ـ مصباح المتهجد, شیخ ‌الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى , متوفى به سال 460 هـ ق چاپ مؤسسه فقه الشیعه , بیروت , چاپ اول : 1411 هـ ق (شیعه ).
55ـ مـطـالـب الـسؤول فى مناقب آل الرسول , کمال الدین محمد بن طلحه شافعى , متوفى به سال 654 هـ ق نسخه خطى مؤسسه دارالحدیث , قم (سنى ).
56ـ مـعـجـم الـبـلـدان , ابـوعـبـداللّه یـاقوت بن عبداللّه حموى بغدادى , متوفى به سال 626 هـ ق چاپ داراحیا التراث العربى , بیروت : 1399 هـ ق 1979 م (سنى ).
57ـ الـمـعـجـم الـکـبـیـر, ابـوالـقـاسـم سـلـیـمـان بـن احمد طبرانى , متوفى به سال 360 هـ ق چاپ داراحیاالتراث العربى , بیروت : 1405 هـ ق 1984 م (سنى ).
58ـ مـقـتـل الـحـسـیـن (ع ), مـوفـق بـن احـمد بن محمد مکى خوارزمى , متوفى به سال 568 هـ چاپ انتشارات مفید, قم (سنى ).
59ـ الـمـکـاسـب , شـیـخ مـرتـضـى انـصـارى , متوفى به سال 1281 هـ ق چاپ سنگى از انتشارات اطلاعات تبریز: 1375 هـ ق (شیعه ).
60ـ الـمـنـاقـب , مـوفـق بـن احـمـد بـن مـحـمـد مکى خوارزمى , متوفى به سال 568 هـ ق چاپ جامعه مدرسین قم : 1411 هـ ق (سنى ).
61ـ مـنـاقـب عـلـى بـن ابـى طالب , معروف به مناقب ابن مغازلى , تالیف ابوالحسن على بن محمد بـن محمدالواسطى الجلابى الشافعى ـ مشهور به ابن مغازلى ـ متوفى به سال 483 هـ ق چاپ مکتبة الاسلامیه ,تهران : 1403 هـ ق (سنى ).
62ـ مـنـاقـب الامـام امـیرالمؤمنین , حافظ محمد بن سلیمان کوفى , از دانشمندان قرن سوم هـ ق چاپ مجمع احیا الثقافة الاسلامیه , قم : 1412 هـ ق (سنى ).
63ـ مـنـتـهـى الـمـال در احـوالات نـبـى و الـل , حـاج شـیخ عباسى قمى معاصر, چاپ سازمان انتشارات جاویدان (شیعه ).
64ـ میزان الاعتدال فى نقدالرجال , ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان ذهبى , متوفى به سال 748 هـ چاپ دارالمعرفه , بیروت (سنى ).
65ـ نـزل الابـرار بـمـاصـح مـن مناقب اهل البیت الاطهار, تالیف محمد بن معتمدخان بدخشانى حارثى ,متوفى به سال 1126 هـ چاپ شرکة الکتبى , بیروت , چاپ دوم : 1413 هـ ق 1993 م (سنى ).
66ـ نـظـم درراالـسـحـطـین فى فضائل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطین , جمال الدین مـحـمـدبـن یـوسـف بـن حـسن بن محمد زرندى حنفى , متوفى به سال 750 هـ ق چاپ انتشارات نینوى (سنى ).
67ـ نـهـج الـبـلاغـه , تـرجـمـه دکـتـر سـیـد جـعـفر شهیدى , معاصر, چاپ سازمان انتشارات و آموزشى انقلاب اسلامى , تهران : سال : 1368 هـ ش (شیعه ).
68ـ نوادر الاصول فى معرفه احادیث الرسول , ابوعبداللّه محمد حکیم ترمذى , متوفى به سال 319 هـ ق چاپ دارالکتب العلمیه , بیروت , چاپ اول : 1413 هـ ق (سنى ).
69ـ وسـائل الـشـیـعـه الـى تـحـصیل مسائل الشریعه , شیخ محمد بن حسن حر عاملى , متوفى به سال1104 هـ ق چاپ مؤسسه آل البیت , قم (شیعه ).
70ـ وفـیـات الاعـیـان و انبا ابنا الزمان , شمس الدین احمد بن محمد بن ابى بکر بن خلکان ـ معروف بـه ابـن خـلـکان ـ متوفى به سال 681 هـ ق چاپ داراحیا التراث العربى , بیروت : 1397 هـ ق 1977 م (سنى ).
71ـ وقعة الصفین , نصر بن مزاحم منقرى , متوفى به سال 212 هـ ق چاپ انتشارات مدنى , قاهره .
72ـ یـنـابـیـع الـمـودة , سـلـیـمـان بـن ابـراهـیـم قـنـدوزى حـنفى , متوفى به سال 1294 هـ ق چاپ مکتبة الحیدریه , نجف , 1384 هـ ق 1965 م (سنى ).

 



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی