سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران







اخیراً تعدادی از فعالان سیاسی که با روی کار آمدن دولت نهم از مردم تو دهنی محکمی خورده اند برخلاف رای مردم و نظر مقام معظم رهبری دولت اسلامی را تحت پوشش نقد آماج حملات مخرب خود قرار داده اند . آنها که تا دیروز حرف از اتحاد ملی می زدند و نقد دولتهای قبلی را خیانت به نظام می دانستند اینکه رنگ عوض کرده و بدترین تهمتها را به دولت می زنند .
احتمالا آقای احمدی نژاد از مسئولین نظام نیستند! و برای همین هست که تخریب ایشان جایز ولی نقد دیگران آسیب به نظام تلقی شده است . اینها همان راهی را می روند که دشمنان اسلام و کشور توصیه کرده اند . بزرگنمایی نواقص و چشم پوشی از اقدامات بی نظیر و یا کم نظیری که دولت نهم با استعانت خداوند و همت والای مدیران دلسوز آن بدان دست یازیده و نتایج خوبی که در اثر رفتار انقلابی دولتمردان بدست آمده .
این گروه زیاده خواه انگار فراموش کرده اند که این دولت منتخب مردم هست ! دولت را به مثابه یک گروه اقلیت در نظر گرفته و از موضع بالاتر با آن برخورد کرده و خیال می کنند که باز هم دوران حکمفرمایی آنان هست که می بایست برای دیگران تعیین تکلیف کنند .
ولی بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع مدیران اجرایی کشور فصل الخطابی برای همه مخربین دولت است البته اگر گوش کنند ! که با توجه به سابقه ای که از اینان در دست داریم فکر نکنم بغیر از خود به حرف احد الناسی فرمان نهند .
حمایت مقام معظم رهبری از دولت اسلامی در نوع خود بی نظیر هست و در مورد دولتهای دیگر تکرار نشده و ایشان آینده روشنی را با سر کار آمدن دولت عدالتخواه برای مردم و نظام پیش بینی می کنند . در سخنرانی قبلی معظم له ضمن حمایت از دولت از فعالان سیاسی خواستند تا دولت را کمک کنند و البته راه انتقاد از دولت را هم نبستند ولی بدخواهان فقط همان بخش بیانات ایشان در مورد نقد دولت را گرفته و با تخریب در هم آمیخته و معجونی ساخته و همگام با دشمنان دولت را مورد حمله قرار دادند .
برای مومنین متعهد به انقلاب و نظام اسلامی سخنان رهبرشان کفایت می کند و با این بیانات تکلیف خود را شناخته و به آن عمل خواهند کرد و انشا الله مردم هم سره را از ناسره تشخیص داده و فرق بین نقد و تخریب را تشخیص خواهند داد .
رهبر انقلاب اسلامی در بخشی از بیاناتشان فرمودند :
 

- امروز خوشبختانه یک وضع استثنایی در طول چندین سال گذشته وجود دارد؛ از این جهت استثنایی است که شعارهای اساسی انقلاب به عنوان محور برنامه ریزی ها و حرکت ها و سیاست ها اعلام می شود

- شاید بعضی ها، حتی بعضی مخلصین انقلاب، در طول بعضی از سال های گذشته تصورشان این بود که دیگر روزگار شعارهای اصلی انقلاب تمام شده است! اما امروز با انتخاب ملت ایران، دولتی سرکار آمده است که شعارهای اصلی انقلاب، شعارهای اساسی و اصولی او است. گفتمان مفاهیم انقلاب اسلامی، امروز گفتمان رایج و غالب است

- بحمدالله هم عطش کار و انگیزه کار در این دولت هست، هم عناصر و نیروی کارآمد و کاردان در این دولت هست

- یکی از چیزهایی که من در مورد این دولت خدا را شکر می گویم، همین است که شجاعت اقدام وجود دارد. با تردید، با تزلزل، با ترس و لرز نمی شود کارهای بزرگ را انجام داد

- در زمینه سیاست خارجی – همان طور که آقای رئیس جمهور توضیح دادند- موضع جمهوری اسلامی از اول موضع تهاجمی بود شجاعت در قبال مسائل جهانی، یک اصل است. بحمدالله آدم می بینید که این معنا وجود دارد

- سفرهای استانی کار بسیار خوب و برجسته و لازمی بود و من واقعا تعجب می کنم که بعضی ها چطور آن را انکار می کنند. رفتن به مناطقی که امید این را نداشتند که مسئولان بلندپایه حتی به یاد آن ها بیفتند کار خیلی بزرگی است.مبادا این کار را خراب کنید.

البته مقام معظم رهبری ، عدالت خواهی دولت نهم را نیز مورد تمجید قرار دادند.شعار اصلی دکتر احمدی نژاد در ایام تبلیغات ریاست جمهوری یعنی «عدالت محوری»در این مدت دو ساله به خوبی جامه عمل پوشیده شده است

امروز، مردم به خوبی طعم شیرین عدالت را حس می کنند. گام هایی هم که در این مورد توسط دولت نهم برداشته شده کاملاً محسوس است. چه آن جا که دولت آقای احمدی نژاد در قطع دست مافیای قدرت و ثروت تلاش قابل تحسینی انجام داده و چه آن که در افشای فشارهای اختاپوس هایی که سال ها بر شریان های اقتصادی دست یازیده بودند، مجاهدانه عمل کرده است. مردم هیچ گاه افشاگری های آقای رئیس جمهور را در مورد آنانی که میلیاردها تومان از بانک ها وام می گرفته اند و در عین حال از ملت ایران طلبکار هم هستند فراموش نخواهند کرد. البته پرداختن به وجهه های عدالت محوری دولت نهم خود یک مبحث مفصل می طلبد

در هر حال بایدگفت حمایت های خاص رهبر معظم انقلاب از دولت آقای احمدی نژاد براساس یک موضع گیری صرفاً حمایتی و اصل پشتیبانی ایشان از دولت، قابل ارزیابی نیست؛ چه آن که معظم له از همه دولت های منتخب مردم حمایت میکردند.

 حمایت ایشان از دولت کنونی، حمایتی ویژه است، چرا که دولت نهم در پی بازگشت به ادبیات اول انقلاب است، اصل عدالت محوری را سرلوحه خود قرارداده و به آن پایبند است، در پی احیای ارزش های اسلامی است، خدمت به مردم و آن هم خدمت بی منت را وظیفه خویش می داند و بالاخره آن که به روش و منش و نهادینه شدن اندیشه های امام خمینی (ره) کاملاً پایبند است. طبیعی است که رهبر معظم انقلاب نیز از چنین دولتی حمایت ویژه و خاص نمایند
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]

    دهم اردیبهشت ماه سال 1386 چهار نشریه دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر مطالبی را منتشر کردند که آبستن حوادث، تهمت ها و اظهار نظرهای زیادی شد.
    به گزارش سایت دانشجویان مستقل، حدودا پنج ماه قبل
    از رخداد این حادثه در دانشگاه امیرکبیر برخی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچون احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری در فشم با همدیگر جلسه می گذارند و راهکارهای خروج از فضای آرام دانشگاه را بررسی می کنند.
    بر اساس این گزارش، این زمان تقریبا مطابق زمانی است
    که نمایندگان تشکل های اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، بسیج دانشجویی، دفتر تحکیم وحدت، جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالتخواه دانشجویی، اتحادیه تشکل های دانشجویی دانشگاه ازاد، سازمان اسلامی دانشجویان ایران و مجمع تشکل های اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در فکر ایجاد یک فضای با نشاط با محوریت دانشجویان مسلمان با تاکید بر وحدت در منافع ملی بودند و جلسات مداومی را برای رسیدن به نتیجه برگزار می کردند.
    اما پسران نابغه ی دانشگاه امیر کبیر و همکلاسی های
    خائنی همچون افشاری، پس از بررسی موضوع ولایت فقیه به این نتیجه می رسند که دیگر این موضوع نمی تواند فضای دانشگاه را به سمتی ببرد که بتواند بازخوردی کشوری داشته باشد و  آنها راهکار خروج از وضعیت فعلی را در اهانت به مقدساتی همچون پیامبر اکرم می بینند که باید با زیر سؤال بردن احترام و تقدس ایشان دیگر محلی برای دیگر مقدسات، همچون ولایت فقیه نگذاریم و با همدیگر به این اعتقاد می رسند که دانشگاه نیاز به یک حرکت انفجاری دارد.
    البته نمایندگان تشکل های دانشجویی نیز درست در همین
    روزها در حال نگارش منشور جنبش دانشجویان ایران اسلامی هستند تا بتوانند با تعیین نقاط مشترک خود همچون منافع ملی و اعتقادات دینی در جهت ایجاد یک فضای سالم رقابتی و با در نظر گرفتن نقاط اشتراک خود گام بردارند تا اولین منشور تاریخ جنبش دانشجویی را به نام این نسل ثبت نمایند.
    پس از توافق بر سر کلیت این طرح آنها کار نگارش
    مقالات و آماده سازی نشریات را مابین خود تقسیم می کنند که بر این اساس احمد قصابان مسئول نگارش مقاله فاحشه ها در کجای شهر بیشترند؟ و مجید توکلی نیز مسئول نگارش هیچ کس مقدس نیست و کلاغ ها می گردد. همچنین احسان منصوری نیز در شب قبل از ماجرا صفحه بندی و آماده سازی نشریه را انجام می دهد، تا به خیال خود بتوانند در جهت خروج از فضای رخوت در دانشگاه گام مهمی بردارند.
    و البته دقیقا در همین زمان و به مناسبت
    ?? اردیبهشت ماه روز ملی خلیج فارس و همچنین پرده برداری از منشور جنبش دانشجویان ایران اسلامی، دانشجویان ایرانی به دعوت تشکل های دانشجویی لبیک گفتند و در بزرگترین همایش دانشجویی سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی شرکت نموده و در مسیر تهران تا کنار آب های نیلگون خلیج فارس شرکت کردند.
    ساعت
    ? صبح روز ?? اردیبهشت ماه احسان منصوری نشریات آماده شده را به علی صابری می دهد تا اقدامات لازم را در جهت چاپ نشریان انجام دهد. البته این روند پیش از این نیز توسط علی صابری برای چاپ نشریات انجام می شده است و احتمال اینکه وی از مطالب این نشریات اطلاعی نداشته است، وجود دارد.
    اما به هر ترتیب وی پس از آماده شدن نشریات آن را به
    دانشگاه می برد و عباس حکیم زاده به همراه احمد قصابان نشریات چاپ شده را در ? نقطه دانشگاه قرار می دهند.
    البته باید اشاره کرد که عباس حکیم زاده در عین عدم
    دخالت در امور اجرایی از ماجرای نشریات آگاهی داشته است و به همین دلیل مورد اعتماد برای پخش در دانشگاه قرار می گیرد.
    اما نکته جالب اینجاست که برخلاف انتظار پسران نابغه
    مطالب نشریات نه تنها مورد استقبال دانشجویان قرار نمی گیرد بلکه اکثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشریات معترض می شوند و  در این هنگام به نظر می رسد که علی صابری تازه متوجه می شود نشریاتی را که برای چاپ رفقایش به وی دادند چه مطالب توهین آمیز و بی پایه ای دارد و به پیش دوستانش می رود و محکم به سر خود می کوبد که دانشجویان نسبت به مطالب چاپ شده معترض هستند.
    اما مجید توکلی به دوستان خود آرامش می دهد و مدعی
    می شود که لحظه ای به او اجازه بدهند وی کارها را درست می کند و بعد در بین دانشجویان حاضر شده و مدعی می شود که این نشریات را بسیجی ها زده اند! تا ما را خراب کنند و این طرح برای اولین بار توسط مجید توکلی برای خروج از بن بست پیش آمده مطرح می گردد که البته در روزهای بعد توسط برخی رسانه ها همچون ایلنا و ایسنا پرورش پیدا می کند و طراحان این پروژه به صورت جانبدارانه ای از طرف سیاست گذاران این رسانه ها مورد حمایت واقع می شوند.
    و سناریوی اتهام به دانشجویان مذهبی دانشگاه کلید می
    خورد، که هر روز با دروغ پردازی از طرف جریان افراطی رقم می خورد.
    البته آنها به دنبال این بودند تا از فضای گل آلود
    موجود در دانشگاه بیشترین استفاده را ببرند و پروژه برگزاری انتخابات انجمن جعلی و غیر قانونی دانشگاه را نیز برگزار نمایند که دانشجویان عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور با حضور گسترده خود که البته به دلیل هماهنگی یک روزه این تحصن قطره ای از ظرفیت دانشجویی این اتحادیه بود. نسبت به انجام این انتخابات غیر قانونی معترض شدند و حمایت خودشان را از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که به حق در این ماجرا مظلوم واقع شده بود اعلام نمودند و برنامه براندازی نرم آنها را با مشکل روبرو کردند. تا جایی که آنها مجبور به تعویق این کار غیر قانونی خود در دانشگاه شدند.
    اما متحصنین در مقابل دانشگاه مطالبات دیگری را نیز
    پیگیری می کردند و آن پیگیری دقیق این حادثه از سوی مراجع ذی صلاح و اخراج آنها از صحن مقدس دانشگاه بود و این مطالبات به حق جریان دانشجویی مسلمان بالاخره نتیجه داد و در اولین گام پس از دستگیری احمد قصابان، علی صابری (دبیر انجمن منحل شده دانشگاه امیرکبیر) و عباس حکیم زاده (فردی که بیشترین مصاحبه ها را با رسانه های غربی داشته است) نیز بازداشت می شوند.
    اما با گذشت چند وقت از این ماجرا مجید توکلی به
    دوستان خود که برخی از آنها صاحبان نشریاتی بودند که توسط وی و دوستانش جعل شده بود معترف می شود که این کار وی بوده است و لوگوی نشریات را ایشان در اختیار داشته و مطالب را با نام نشریات مختلف به چاپ رسانده، که یکی از دانشجویان به نام خلیل پور نسبت به این کار وی معترض می شود و درگیری بین آنها رخ می دهد. که یکی از نتایج این درگیری افشای پشت پرده این ماجرا و دستگیری دیگر مجریان این پروژه است.
    در روز چهارشنبه
    ?? خردادماه در زندان اوین جلسه ای با حضور بازداشت شدگان و اساتید مختلف دانشگاه از طیف های مختلف فکری و سیاسی برگزار می گردد که  بازداشت شدگان در مقابل اساتید دانشگاهیشان به کارهای انجام گرفته خود اعتراف می کنند و هرگونه اعتراف خود را از روی شکنجه رد می نمایند.
    همچنین در روز دوشنبه
    ? تیرماه خانواده های بازداشت شدگان با آنها دیدار و گفتگو کردند که از حال مساعد فرزندان خود خبر دادند و هرگونه برخورد فیزیکی با فرزندان خود را رد کردند.
    اما پس از این جلسه فردی به نام ابوالحسنی مدعی شد
    که احمد قصابان در این جلسه به مادر خود می گوید که من هرچه را که اعتراف کردم دروغ بوده است!
    که این ادعا باعث می شود کمی فضای دانشگاه به سمت
    تشنج کشیده شود اما طبق صحبت های انجام شده با مادر قصابان وی چنین حرف هایی را تکذیب می کند و در خصوص برخورد با فشار و شکنجه می گوید: من مادر هستم، و هر روز دارم با فرزندم در زندان اوین صحبت می کنم و می دانم که او هیچگونه اضطرابی ندارد!
    و این پرونده همچنان مفتوح می باشد
    ….
    البته همچنان سوالاتی همچون انتشار این خبر پیش از
    رخداد آن توسط سایت روزنا متعلق به اعتماد ملی و ارتباط این حادثه با عوامل بیرون دانشگاه و حلقه متصل کننده این ارتبط وجود دارد که می توان آن را از ماجرای بدست آمده مهمتر دانست چرا که این افراد از نگاه طراحان اصلی خارج دانشگاه نقشی همچون دستمال کاغذی را دارند و به راحتی می توانند فردا و فردا بازهم از این گونه اقدامات را طراحی نمایند.
    منبع : خبرگزاری رجا نیوز



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]

    در هفتم تیر خلیل را می بردند                           72 فی سبیل را می بردند
    آنروز بروی شانه یک ملت                                   یک ملت بی بدیل را می بردند
                                                                                          شاعر : غنی زاده

    در طول تاریخ مردان بزرگ و اثرگذار همواره هدف حملات ناجوانمردانه تهمت های دشمنان و دوستان جاهل قرار گرفته اند. شهید آیت الله دکتر بهشتی یکی از استوانه های عظیم انقلاب اسلامی بود که قبل و بعد از انقلاب در پیروزی و تثبیت انقلاب اسلامی و ایجاد نظام جمهوری نقش کلیدی داشتند . نام بهشتی یادآور تلاش خستگی ناپذیرش در حراست از انقلاب اسلامی است . او همه چیز خود را فدای انقلاب کرد . سیل تهمتها و انگها هر روز بر او هجوم می آورد کار به جایی رسید که به همسرش گفت شما با تلویزیون مصاحبه ای کنید تا مردم بفهمند اصفهانی هستی نه آلمانی .
    عکس العمل بهشتی در برابر آماج فقط سکوت و بود سکوت سکوتی الهام بخش . شهید بهشتی تابع محض دستورات و رهنمودهای امام راحل بود و در این زمینه می
    گفت : "برادران و خواهران، این یک واقعیت و یک تجربه مکرر بوده است. تا امروز هر بار در برابر مسایل دشوار و پیچیده و نگران آور قرار گرفته ایم، حل مشکل را نزد پیرمغان برده ایم و با او درمیان گذاشته ایم، امام رهنمودی قاطع و روشن فرا راهمان نهاده که چه بسا در آن موقع دلیل اش چندان روشن نبوده است و فقط به دلیل تجربه های مکرر می دانستیم که رهنمود امام ناشی از یک دید وسیع در افقی بس گسترده تر است و بدلیل قبول رهبری امام آن رهنمود را همه پذیرفته ایم و عمل کرده ایم و پس از عمل کردن با فاصله یک هفته، یک ماه، دوباره فهمیده ایم امام درست مطلب راشناخته بود و ما از دید آن نکاتی که امام می دید غافل بودیم.
    حضرت امام در وصف این شهید بزرگوار چنین فرمودند:" آنچه که من راجع به ایشان (شهید بهشتی) متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل آن ناچیز است، مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب افرادی که بیشتر متعهدند، موثر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود، تهمت ها ناگوار به ایشان می زدند. از آقای بهشتی اینها می خواستند یک موجود ستمکار، دیکتاتور معرفی کنند در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و برخلاف آنچه این بی انصاف ها در سراسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند من او را یک فرد متعهد، مجتهد متعهد ، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم "
    شهید بهشتی در نهایت مظلومیت تا پای شهادت به راه و روش حضرت امام و انقلاب پایدار ماند.
    امروز هم خدمتگزاران انقلاب و اسلام آماج تهمتهای مخالفین انقلاب قرار گرفته و می گیرند . شاید این چنین انسانهایی در خانه می نشستند و یا در حوزه و دانشگاه مشغول تدریس می شدند کسی بهشان کاری نداشت ولی وقتی وارد عرصه مبارزه عملی با جهانخواران و زیاده خواهان می شوی منتظر چنین حملاتی هم باید باشی و به فرموده امام (ره) هر که دنبال بسط و گسترش عدالت است سیلی خواهد خورد .
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر / یا علی

    یادداشتهای مرتبط : داغ همیشه ماندگار (یک ملت) برای امت ما



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]

    چندین هفته قبل از انتخابات کاندیداهای شناخته شده بطور غیر رسمی تبلیغات انتخابی خود را شروع کرده بودند . سفر به شهرهای مختلف . سخنرانی های هیجانی . وعده و وعیدهای رویایی ولی دکتر احمدی نژاد در اون روزهای سرنوشت ساز برای هر کاندیدا ، تو کوچه پس کوچه های جنوب تهران مشکلات مردم را رفع می کرد

    گرچه اصولگراها سه نفر را کاندید کرده بودند ولی همه امیدشان به آقای قالیباف بود . در برابر کسانی که همه ابزار لازم را برای انتخاب شدن را در اختیار داشتند دکتر غیر از عنایت خدا واقعا چیزی نداشت . نه تبلیغات آنچنانی ، نه ستادهای انتخاباتی پر رونق ، نه کارناوالهای انتخاباتی ، نه متینگهای تبلیغاتی که بیشتر شبیه مجالس رقص و آواز بود و ...
    موج توهینها و تهمتها و شایعه پراکنی ، توزیع فیلم و سی دی های مخرب و ... را هم  ازش خبر داشتید .
    حجم گسترده عملیات روانی رسانه های غربی و ایادی داخلی شان . دلزدگی مردم از انتخابات به جهت عملکرد سوء دولتهای پیشین ، پارامترهایی بود که در دل هر دلسوز انقلاب دلهره و اضطراب ایجاد می کرد .
    ولی علی رغم همه این موانع مردم به صحنه آمدند و یک حماسه جاوید و بیادماندنی آفریدند . مردم نه تنها به تبلیغات دشمنان خارجی و داخلی نظام توجهی نکردند بلکه با انتخاب دکتر یک «نه» بزرگ به بدخواهان گفتند که هنوز پس از گذشت 2 سال عصبانیت ناشی از سرخوردگی شان فرو کش نکرده است .
    عجب روزهایی بود مثل دوران انقلاب . محرومین و تهیدستان مومن به انقلاب و اسلام هرچه داشتند برای پیروزی او بکار گرفتند . نذر و نیاز به درگاه الهی نمازهای حاجت . استفاده از خودروهای شخصی برای تبلیغات و ...
    نزدیکی های صبح بود که یکی از مسئولین ستاد انتخاباتی زنگ زد و گفت که میخواهند برای مردم منطقه ما متینگ انتخاباتی بزارند . من مخالفتم کردم و گفتم بر اساس نظر سنجی ها دکتر در این منطقه کمترین رای را خواهد آورد ولی دوستم اصرار کرد که مقدمات کار را فراهم کنم . با تردید رفتم با مدیر سالنی که برای این کار مناسب بود صحبت کنم ، باورم نمی شد تا منو دید گفت فلانی پس چرا برای دکتر کم تبلیغ می کنید؟ چرا اینقدر تنبلید . گفتم پول و جا و مکان نداریم . گفت پی این سالن به این بزرگی به چه درد می خورد ؟ من هم ذوق زده به دوستم زنگ زدم که آره بیائید که جاشو پیدا کردم ولی می ترسم مردم استقبال نکنند ولی خدایش سالن که هیچ ، تو خیابانهای اطراف هم جای سوزن انداختن نبود . بعد مراسم رفتم پیش مدیر سالن اون از من خوشحالتر بود خواستم کمی پول بابت هزینه سالن و پذیرایی بهش تعارف کنم . تا پول را دید اخمهایش تو هم رفت دیدم هوا پسه گفتم اینو برای کارگرای سالن میدم که تو مراسم زحمت زیادی کشیدند . بالاخره خطر از بیخ سرمان گذشت و چیزی بهم نگفت .
    خاطره از اون روزهای به یادماندنی زیاده ، هر لحظه اش خاطره است و مهمترین خاطره حماسه حضور مردم در صحنه و انتخاب دکتر بود که شگفتی دوست و دشمن را برانگیخت . بی تعارف سوم تیر حماسه بود ، حماسه ای بیادماندنی .
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر   یا علی

    از دوستان عزیزم دعوت می کنم آنها هم در باره این حماسه ماندگار بنویسند البته بعلت فصل امتحانات دانشگاه بعضی از دوستان را دعوت نکردم .
    مدیر پارسی بلگ آقا سید                     شیعه مذهب برتر (حاج آقا خانگل زاده) 
    ایران اسلام (محمد علی)                     گروه طمع شیرین دو دقیقه
    شب نوشت (حاج هادی)                      شلمچه (به جا مانده)
    بازتاب برنا                                          دیوانه دل
    لا لقاء الا فراق                                    چفیه (محسن) 
    آخرین بازمانده                                    عشق یعنی انتظار منتظر
    قلم رنجه (خواهر)                               پرستوی مهاجر
    عشقی (سید)                                  نقد مفید (آقا محمد)
    قافله شهدا                                       قصه بچه بسیجی
    بهترین آرزوهایم تقدیم تو باد                یک حزب اللهی مدرینیته
    خدا بود و دیگر هیچ نبود                      عصر انتظار (آقا مهدی فیض)



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]

    پرواز ملکوتی»
    86/3/26 10:54 ع

    انا لله و انا الیه راجعون

     

     

    عن ابی عبد الله علیه السلام : اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیی
    امام صادق (ع) فرمودند : هنگامی که مومن فقیه فوت کند در اسلام شکافی پدید می آید که چیزی آن را نمی بندد .
    حجرت عالم ربانی و خدایی خسارت بزرگی است که بر اهل زمین وارد می شود . چرا که خداوند متعال بواسطه این بزرگوران رحمت خود را بر بندگانش ارزانی می دارد . علما تکلیف هدایت امت را بر دوش دارند و هریک از آنها همچون ستارگان درخشانی هستند که در آسمان علم و معرفت نور افشانی می کنند ولی امروز ستاره ای پر نور رو به خاموشی گراید و بندگان خدا از نور پر فروغ او محروم شدند .
    ارتحال عالم ربانی و مجاهد فی سبیل الله حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی را بر امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری و طلاب و فضلای حوزه های علمیه و مردم مسلمان ایران اسلامی تسلیت عرض می نمائیم

    نویسندگان وبلاگ گروهی فصل انتظار



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :سادات علوی::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3      >
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی