سفارش تبلیغ
صبا ویژن







..دلسوزان نظام(!) از چه چیز می هراسند؟!

از همان آغاز برنامه «دیروز، امروز، فردا» دو جبهه ی در دو سوی
برنامه شکل گرفتند. در سویی تحسین ها و تشویق های غرور انگیزی بود که روح طراوت و
سرزندگی را در ما می دمید و افق های آینده را برایمان شعف انگیزتر از پیش می نمود
و در سوی دیگر انبوهی از یادداشت ها و اظهارنظر های تند و آمیخته با عصبانیت عده
ای که نشان از یک هراس و دلهره ی عمیق داشت. در سویی عموم مردم و علی الخصوص
جوانان و دانشجویان پرشور انقلابی و در جبهه ی مقابل بسیاری از به اصطلاح «خواص» و
«نخبگان» علی الخصوص از نوع مردود و مشروط شده شان!

 «دیروز، امروز، فردا»
برای تیم تهیه، برنامه ای متفاوت و خارق العاده نبود. همه ی ما مثل همیشه کار می
کردیم با یک تفاوت آنهم اینکه میدانستیم اینبار نمی خواهم انقلاب و امام را از
زبان کسانی روایت کنم که سال هاست هیچ نشانی از آرمان های روحیه بخش انقلابی
ندارند. با خود و رفقا قرار گذاشتیم که اینبار تا آنجا که بتوانیم فرزندان حقیقی
روح الله (ره) را به صحنه بیاوریم. همان ها که هنوز چرب و شیرین عافیت بی رمقشان
نکرده و کلامشان تیری است که از صدر انقلاب بر سینه ی فتنه زده ی دوران امروزمان
می نشیند.

 سال ها بود که می دیدم
خاطرات تکراری و کلام بی روح عده ای از به اصطلاح «خواص» و«نخبگان» هیچ اتفاق
مبارکی را در قلب پراز هیجان و روح آرمان طلب جوانان مان رقم نمی زند. چرا باید
قسم می خوردیم که تا ابد خمینی کبیر در انحصار سیاسی عده ای بماند؛ بسیاری از
اینان سال ها بود در اغلب بزنگاه های انقلاب مردود شده بودند و تنها و تنها به
عالیجنابان چشم پُرکُن(نومانکلاتورا) و دور از مردم بدل شده بودند؛ یا دیگرانی که
از تمام خروش انقلابی شان فقط چمدان های دیپلمات پر از ملاحظه ی سیاسی باقی مانده
بود. چرا باید در بهمنی که می توانست به مراسم تدفین فتنه گران بدل شود، انقلاب را
از زبان اینان روایت می کردیم. کدام نشان از حضرت روح الله(ره) بر شانه ی اینان
باقی بود که اگر بود تا به این اندازه مخاطب نهیب های پیاپی خورشید امروز انقلاب
قرار نمی گرفتند که بصیرت ندارید و منحرف شده اید.

هراس و دلهره ی جبهه ی دوم به
آنجا کشید که زبان به شماتت و توهین گشودند که این «جوانان بی مایه» و «تازه به
دوران رسیده» که هیچ سابقه ی انقلابی ندارند را چرا آورده اید؟! چرا از چهره های
«باسابقه» و «وزین» و «شناخته شده» استفاده نمی کنید؟! و البته پشت این سوال این
دلهره نهفته بود که «چرا انحصار تولید و توزیع خاطرات امام و انقلاب را از دست ما
درآوردید؟!».

خانمی از شمال تهران با
برنامه تماس گرفته بود و گفته بود من از هرچه «آخوند» و «ریشو» بود متنفر بودم تا
اینکه دیشب بطور اتفاقی حرف های بی سابقه ی آن سردار بسیجی (سعید قاسمی) را شنیدم.
گفته بود من نمی دانستم که انقلاب چنین انسان هایی هم تولید کرده است! نمی دانستم
وقتی می گویند بسیجی مخلص یعنی چه؟! و با هیجان سخنان مفصلش را با این اعتراف به
پایان برده بود که نگاهم به امام و حقیقت انقلاب از دیشب به اینسو مطابق آنچیزی
است که از چهره و بیان آن سردار شنیدم.

یک هفته است که برنامه به
اتمام رسیده است. حضور بی سابقه ی دست کم 50 میلیون ایرانی چشم بدخواهان را از
حدقه در آورد؛ طعم شیرین اش بهترین هدیه برای مان بود... و خِتامُه مِسک

اما سایت ها و روزنامه های
جبهه ی دوم هنوز از شماتت و توهین به این برنامه و مهمانان اش نایستاده اند! گویا
این اتفاق اثری عمیق تر از حدّ تصورمان داشته است. از رهبرم آموختم که بگویم «این
اتفاق هیچ ربطی به محاسبات و خواست ما ندارد؛ همه اش اراده ی خداست». 

 

 

ضمیمه 1:

پیشنهاد می کنم متن کامل این مقاله را با عنوان «نومانکلاتورای ایرانی» نوشته ی دکتر مظفر نامدار بیابید و مطالعه کنید:

«  ...«چشم
پرکنان» کسانی هستند که وقتی مردم با آنان روبرو می شوند به لکنت می
افتند. هرگاه به عللی در جمع مردم حضور پیدا می کنند، مردم برای اینکه خوب
آنان را بنگرند
حتی کمتر پلک های چشم خود را باز وبسته می کنند تا چشمانشان آنان را سیر ببیند و پر شود و این بدان علت است که یا در میان مردم نیستند یا مردم گمان می کنند اینان غیر مردم هم طراز خود می باشند. واژه های: بزرگان نظام، سران نظام، بزرگان تاثیرگذار، دلسوزان نظام و امثال اینها در ادبیات انقلاب اسلامی شاید واژه های مناسبی برای تبیین موقعیت کنونی آنها باشد.

محدوده نومانکلاتورا قدرت است زیرا خود را یک طبقه رهبری می‌داند. آنها تلاش می‌کنند در هر دوره‌ای در قدرت خود را با سیاستمداران حرفه‌ای شریک سازند. از آن طرف آنها از سهیم کردن دیگران در کوچک‌ترین قسمت از قدرت سیاسی خویش به شدت دوری می‌جویند. فرمان دادن همان چیزی است که طبقه نومانکلاتورا را خوشحال و مسرور می‌کند. در قدرت عصبیت دارد، اعضای این طبقه جز به اصول الزام‌آور آمرانه شغلی خود به چیزی اهمیت نمی‌دهند.

اکنون ما وارد دهه چهارم انقلاب اسلامی شدیم و جمهوری اسلامی برای بقا و پیشرفت خود نیاز به یک بازنگری جدی در این زمینه دارد. وقایع انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که اخلاق طبقاتی و مفت خوری نومانکلاتورا علی الخصوص در حیطه قدرت و ثروت سیری ناپذیر است. این مسئله از انتخابات ریاست جمهوری استنباط میشود که تکوین طبقه خواص، تسلطش بر دیوانسالاری دولتی، عمل استکباری و استثماریش، ویژه خواریها، رانت خواری ها، افزون طلبی ها، امتیازاتش، سیاست های داخلی و روابط خارجیش همه و همه واقعیتی محسوس و بررسی آن ضرورتی انکار ناپذیر است. "نومانکلاتورا" یک طبقه انگل است و این طبقه نباید و نمی تواند در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته باشد.

این طبقه برای ملت ایران بیش از آنچه که فراهم می آورد، تلف می کند. یعنی امتیازاتی که این طبقه از آن خود می داند بدلیل گرایش های انگلی، سهمی که از فرآورده های ملی در حوز? سیاست، اقتصاد وفرهنگ به خود اختصاص می دهد پیوسته رو به افزایش است ولی در همان حال سطح مشارکتش در تهیه این فرآورده های ملی روز به روز کمتر می شود.. در انتخابات دهم ریاست جمهوری این طبقه نشان داده است که بازدهی فرهنگی و اجتماعی آنها نه تنها به صفر رسیده بلکه سیر نزولی طی می نماید. ...   »

ضمیمه 2:

   این هم بخشی از نگرانی و ناراحتی همدلانه با طبقه ی فوق الذکر است:

.... صدرنشینان
ساختمان شیشه یی صدا و سیما را بر عزم خود برای برخورد گزینشی با سخنان
امام(ره) همچنان راسخ تر کرده است؛ نمونه آن مصاحبه شنبه شب صدا و سیما در
تاریخ 17/11/88 با آقای فلاحیان بود. مجری برنامه که جوان کم سنی است
شناخت درستی از امام و انقلاب ندارد. تو گویی ماموریت داشت از نقش مجری
بودن خارج شود تا بتواند زمینه تحریف شخصیت امام خمینی(ره) و آیت الله
منتظری را فراهم کند و امام را اهل تخاصم نشان دهد و ذهن و زبان گوینده را
به سمت و سویی که می خواهد هدایت کند. خوشبختانه مهمان محترم چندان در دام
سخنان کم مایه مجری نیفتاد و جلسه را بر اساس بینش خود به پیش برد، هر چند
نقدهایی نیز بر سخنان ایشان وارد بود که در اینجا مجال طرح آن نیست....
                  
متن کامل را اینجا ببینید.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    قسمت نبود عباسی بیاید

    دو ماه است که در کامنت ها، تماس های تلفنی و نظرسنجی ها از من خواسته شده که آقای "حسن عباسی" را به برنامه دعوت کنم. البته من هم با آشنایی که از بیان دانشگاهی و
    مستدل ایشان داشتم، از همان آغاز کار "رو به فردا" آقای عباسی را در لیست
    قرار دادم و در این مورد با مدیران ارشد سازمان صحبت کردم و البته آنها هم
    استقبال کردند.

    برای برنامه "دیروز امروز فردا" فهرست بلندی از چهره های سیاسی و فرهنگی آماده کرده بودیم که از آنها دعوت
    کنیم. چه می شد کرد که تعداد کل برنامه های ما از ?? بیشتر نشد. شب آخر
    قرار بود آقای سید حمید روحانی مهمان برنامه باشد که به دلایلی از پرواز
    یزد-تهران باز ماندند و به برنامه نرسیدند. عصر روز پنجشنبه ?? بهمن با
    آقای دکتر میرباقری معاون محترم سیما تماس گرفتم و از ایشان در خصوص حضور
    آقای دکتر عباسی به عنوان آخرین میهمان و حسن ختام برنامه استمزاج کردم.
    بعد از دقایقی پاسخ مثبت آقای مهندس ضرغامی را از زبان آقای دکتر میرباقری
    دریافت کردم. بلافاصله پیگیر دعوت از آقای عباسی شدم. دکتر عباسی ابتدائاً
    از پذیرفتن دعوت به شدت امتناع کردند و البته دلایلی داشتند که شاید ایشان
    راضی به بیان آنها نباشند.

     نهایتاً با استدلال و اصرار از نظر خود برگشتند ولی
    قرار شد نتیجه با یک استخاره از مصحف شریف قطعی شود... باقی ماجرا راحدس
    می زنید حتماً ... به تعبیر ایشان قسمت نبوده است و چه بسا مقرر است ایشان
    در موضع حساستری در رسانه ی ملی حاضر شوند... ولا حول و لا قوه الّا بالله العلی العظیم!

     

    بنا نداشتم پشت صحنه های برنامه را بیان کنم ولی
    دیدم کم کم دارد راجع به برنامه یا برخی زحمت کشان سازمان حرف و حدیث هایی
    سر زبان بیافتد که شایسته نباشد... پس گفتم.



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

     

     

    امروز روز هدایت نسل های آینده است

                    کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است

                    امروز روزیست که خدا اینگونه خواسته است...

    و دیروز خدا آنگونه خواسته بود

    و فردا انشاءالله روز پیروزی جنود حق خواهد بود!

     

    حضرت روح الله(ره) ??/?/????



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    خدای پس فردا!»
    88/11/12 1:24 ع

    فرجام تاریخ ظلمت زده ی تمدن امروزین ما چیست؟ دوران عسرت و
    حیوانیت بشر  کی تمام می شود؟ در کجای تاریخ ایستاده ایم؟

    حکیم گرانقدر معاصر مرحوم سید احمد فردید می گفت:

    «امام خمینی فقید از
    نوادر تاریخ بود که با انقلاب اسلامی،‌نخستین تزلزل را در بنیان غربزدگی ایجاد کرد،
    اما این بحران همچنان ادامه دارد. از این رو مبارزه بی سابقه با غربزدگی باید تا
    ظهور مهدی موعود که پایان بحران غربزدگی است ادامه یابد.»

     خمینی(ره) نقطه ی آغاز مسیری است که فرجام آن ظهور تفکر
    معنوی تام و محو خودبنیادی شیطانی بشر امروز است... ظهور دوباره ی وجه خلیفه اللهی
    بشر و در محاق رفتن بشر فاوستی. ما منتظر پس فردایی هستیم که شیطان بساطش را برچیند
    و چنگال های فرورفته در ذات تاریخ اش را بیرون کشد. بهمن ?? "آغازی بر یک پایان"
    است...  ومن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی... برای رسیدن
    به زلال یقین و آرامش و چنگ زدن به ریسمان محکم الهی چاره ای جز عبور از دالان های
    تاریک کفر نیست، اول کفر به طاغوت سپس ایمان به خدا!

    تفکر آماده گر خمینی به ما می آموزد که در آخرالزمان خود
    را برای دریایی طوفانی تر آماده کند.

    دریای طوفانی آخرالزمان  آخرین رمق لیبرال سرمایه داری
    است که در چهره ای خشن و شیطانی متجلی می شود. ظلمت پنجه می کشد و نعره می زند.
    گاهی به رنگ سیاه اشغال خرابه های خاورمیانه، گاهی به رنگ بمب های فسفری آسمان غزه،
    گاهی به رنگ قاچاق اعضای آواره های هاییتی و گاهی به رنگ های مقدس نفاق!!!

     



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]

    متن کامل  گفت‌وگو با هفته‌نامه پنجره به همراه اشاره‌نویسی عبدالمطهر محمدخانی مصاحبه‌کننده:

    قرار مصاحبه پنج‌شنبه شب، قبل از مناظره
    دکتر زاکانی و دکتر اطاعت گذاشته شد. بعد از هزار دردسر و بدبختی برای رد
    شدن از حصار حراست سازمان صداوسیما در همان دکور برنامه «رو به فردا» با
    یامین‌پور مجری جوان این برنامه به گفت‎وگو نشستم. یامین‌پور در حالی که
    نگران شرایط برنامه بود و دغدغه پشت صحنه برنامه به‎وضوح در چهره‌اش
    نمایان بود، خود به سوالات پاسخ می‌داد. او را علی‌رغم اخباری که پیرامون
    نگاه تند جناحی وی در رسانه‌ها مطرح بود، فرد روشن و خوشفکری یافتم. جوان
    29 ساله‌ای که در اواخر دهه سوم عمر خود مسئولیت‌های مهمی چون معاونت
    پژوهشی دانشکده خبر و مشاور مدیریت شبکه سوم سیما را در کارنامه خود ثبت
    کرده است.

    چهره شما چند ماهی است که برای بسیاری از هموطنان ما شناخته شده است اما می خواهیم با شما بیشتر آشنا شویم؟

    وحید یامین‌پور هستم، متولد سال 1359 و
    اهل دزفول(البته در مصاحبه آمده تهران که نمی دانم چرا!). مدرک کارشناسی
    ارشد پیوسته حقوق جزا و جرم‌شناسی را از دانشگاه امام صادق(ع) اخذ کردم و
    هم‌اکنون هم مشغول تدوین رساله دکتری در همین رشته در دانشگاه آزاد، واحد
    علوم و تحقیقات هستم.

    بنابراین فارغ از مسائل سیاسی،
    به‌عنوان یک کارشناس جرم‌شناسی به‌خوبی می‌توانید در مورد جرم بزرگ بعد از
    انتخابات نظر بدهید. سوابق و فعالیت‌های رسانه‌ای شما در عرصه رسانه ملی
    از چه سالی و چگونه آغاز شد؟

    از سال 1381 با سردبیری برنامه‌های
    رادیویی وارد سازمان صدا و سیما شدم. تا سال 1385 چند صد برنامه رادیویی
    را نویسندگی و تهیه کردم. البته در بسیاری از این برنامه‌ها کارشناس -
    مجری بودم. در سال 1384 به‌عنوان کارشناس - مجری برتر شبکه جوان هم انتخاب
    شدم. از سال 1383 کار اجرای برنامه‌های گروه اجتماعی شبکه یک را هم شروع
    کردم. در همان سال‌ها با شبکه دو و پنج هم همکاری‌هایی داشتم. اما به
    یک‌باره در سال 1384 کار تلویزیونی را رها کردم.

    برای بررسی برنامه رو ‌فردا
    به‎نظر می‌رسد باید ابتدا «ایران 88» را بررسی کنیم. برنامه‌ای که قبل و
    پس از انتخابات و با محوریت آن پخش شد. ایده این برنامه چگونه شکل گرفت و
    با چه هدفی ساخته شد؟

    ایران 88، ویژه‌نامه مختص به انتخابات
    بود. تفاوت‌هایی هم با ایران‌فردا داشت. موضوع انتخابات بود و برنامه هم
    مناظره‌گونه نبود، بلکه محور برنامه گفت‌وگوی مجری با میهمان برنامه بود.
    این برنامه از ابتدای سال و به‌صورت هفتگی روی آنتن می‌رفت. چهره‌های
    شاخصی هم به برنامه دعوت شدند و استقبال مناسبی هم از برنامه شد.


    یعنی برنامه «رو به فردا» در ادامه ایران 88 نبود؟ طرح جدید و مجزایی داشت؟

    بعد از اتفاقات ناگوار روز عاشورا،
    مدیران سازمان از بنده خواستند که در برنامه‌ای ابعاد این اتفاق را با
    حضور کارشناسان و صاحب‌نظران موشکافی کنم. این کار خیلی فوری بود و فرصت
    تهیه دکور و مسائل مستقل مرتبط با یک برنامه نبود. بنابراین تصمیم گرفته
    شد تا در قالب همان برنامه ایران 88 و با همان دکور، برنامه اجرا شود. دو
    روز بعد از عاشورا برنامه به روی آنتن رفت. اتفاق بعدی حماسه ملی 9 دی بود
    که قاعدتا باید در مورد این اتفاق بزرگ هم با مردم صحبت می‌کردیم،
    بنابراین برنامه دیگری با موضوع تحلیل و بررسی این حماسه از همین مجموعه
    به روی آنتن رفت. مدیران سازمان با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر
    اهمیت حماسه 9 دی، اصرار داشتند تا بیشتر به این مورد بپردازیم و
    برنامه‌های بعدی تهیه شد. همین مسائل در عرض چهار قسمت رو به فردا را به
    برنامه دیگری تبدیل کرد، به‌خصوص بعد از برنامه‌ای که پروفسور مولانا
    آمدند و برنامه شب بعد یعنی برنامه‌ای که آقای مقدم‌فر و آقای جهانگیرزاده
    حضور داشتند، برنامه به یک‌باره مورد توجه مردم و مسئولین سازمان قرار
    گرفت. مدیران سازمان بعد از برنامه‌ها متوجه شدند که جامعه و فضای سیاسی
    ظرفیت چنین برنامه‌هایی را دارد. ما هم همین فضا را پی گرفتیم و تاکنون
    بیش از 10 برنامه به روی آنتن برده‌ایم.


    منظور شما این است که این
    برنامه کاملا اتفاقی و بدون برنامه قبلی رخ داده؟ خواست و برنامه قبلی
    برای تولید چنین برنامه‌هایی وجود نداشته است؟

    علاقه به ساخت یک برنامه چالشی سیاسی،
    مدت‌هاست که در بین مدیران سازمان و به‌خصوص ریاست سازمان و مدیریت شبکه
    سه وجود داشته است. اما هیچ‌گاه موقعیت طرح و اجرای این آرزوی دیرینه پیش
    نیامده بود. چون در این ایام ما دائما با اتفاقات پیش‌بینی نشده مواجه
    بودیم. لذا وقتی این برنامه خود به خود این ظرفیت را ایجاد کرد، مدیران
    سازمان فرصت را غنیمت شمردند و حمایت‌های خود را جدی‌تر کردند.


    از چه کسانی دعوت کردید؟ لطفا به صورت صریح نام ببرید؟

    من اسم نمی‌برم، بازگشت به گذشته به این شکل چندان مناسب نیست.


    در این برنامه کسانی هستند که از حضور در صدا و سیما خودداری می‌کنند.

    من به‎صراحت می‌گویم که علی‌رغم این‌که
    ما از سوی مدیران سازمان هیچ محدودیتی برای دعوت از چهره‌های سیاسی از هر
    دو جناح سیاسی نداریم، اما مهمترین مشکل بنده در این برنامه، دعوت از
    میهمانان برنامه و علی‌الخصوص چهره‌های اصلاح‌طلب است. ما برای برنامه‌ای
    که آقای شریعتمداری یکی از میهمانان بودند، از شش یا هفت نفر از چهره‌های
    سیاسی شاخص اصلاح‌طلب مثل آقایان تابش، دکتر خباز، مسجدجامعی، مجید انصاری
    و چند تن دیگر دعوت کردیم و این دوستان دعوت ما را رد کردند. بنده شخصا با
    این عزیزان صحبت کردم و هرکدام بنا به دلایلی از حضور در برنامه سر باز
    زدند. حتی برخی از چهره‌های دیگر اصلاح‌طلب قبول کردند که در برنامه حاضر
    بشوند، ولی برای حضورشان شروطی قائل می‌شوند. به‌عنوان مثال می‌خواهند تا
    طرف مقابل را خود انتخاب کنند یا حداقل وقتی متوجه می‌شدند شخصیتی مثل
    آقای شریعتمداری میهمان دیگر برنامه است، دعوت ما را رد می‌کردند. با این
    حال به اصرار مدیران سازمان ما دعوت از این آقایان را همچنان پابرجا
    می‌دانیم و خدمت این دوستان اعلام کرده‌ایم که هر وقت مایل باشند،
    می‌توانند در برنامه حاضر شوند. حتی برخی از اصلاح‌طلبان صریحا می‌گفتند
    که اگر در برنامه حاضر شویم، ممکن است مجبور به بیان مسائلی شویم و حقایقی
    را بازگو کنیم که منجر به دلخوری هم‌حزبی‌ها و نیروهای جریان اصلاحات شود؛
    دقیقاً همین اتفاقی که برای دکتر کواکبیان افتاد.

    برخی گروه‎ها چندین ماه است که
    تبلیغات وسیع و گسترده‎ای می‎کنند در مورد این‎که توسط مدیران رسانه ملی
    که به‎زعم آ‎ن‎ها نزدیک به مدیران دولت است، از آنتن سیما حذف شده‎اند. با
    این حال شما مدعی هستید که علی‎رغم دعوت‎ از آن‎ها در برنامه حاضر
    نمی‎شوند. چرا این مسئله را به‎صورت علنی در برنامه مطرح نمی‎کنید؟

    آقای مطهری قبل از برنامه‎ای که در آن
    حضور داشتند از من پرسیدند چرا به اصلاح‎طلبان و این جریان تریبون
    نمی‎دهید؟ من تعدادی از اصلاح‎طلبان را نام بردم و از ایشان پرسیدم منظور
    شما این افراد است؟ آقای مطهری گفتند بله همین افراد. من به ایشان گفتم با
    تک‎تک این افراد که نام بردم خود شما تماس بگیرید و از آن‎ها بپرسید که
    آیا یامین‎پور به شما زنگ نزد و برای برنامه دعوت نکرد؟


    واکنش دکتر مطهری چه بود؟

    آقای مطهری خیلی ناراحت شد و گفت، پس چرا
    این دوستان ادعا می‎کنند که به آن‎ها تریبون نمی‎دهید؟ من از طریق نشریه
    شما هم اعلام می‎کنم هرکدام از این آقایان و دوستان علاقه داشتند، اعلام
    آمادگی کنند تا ما از وجودشان در این برنامه استفاده کنیم.


    آقای یامین‎پور بسیاری
    معتقدند خیلی زود باید به این مسائل پرداخته می‎شد. رسانه ملی از همان
    روزهای ابتدایی پس از انتخابات باید چنین برنامه‎هایی تولید می‎کرد و در
    رسانه‎ ملی فضای نقد و گفت‎وگو را فراهم می‎کرد؟

    همان‎طور که قبلا اشاره کردم، ایده چنین
    برنامه‎هایی از مدت‎ها قبل در ذهن مدیران سازمان صداوسیما بوده است. حتی
    خیلی قبل‎تر از انتخابات این مسئله علاقه شخص مهندس ضرغامی نیز هست. اما
    همیشه پشت سر هم اتفاقاتی می‎افتاد که شبکه و سازمان را متمایل به یک سری
    کارهای اولویت‎دار می‎کرد؛ تا این‎که به این نتیجه رسیدیم که فضا از حالت
    هیجانی و احساسی بیرون آمده، تهیه این برنامه را آغاز کردیم.


    نگران تبعات مباحث مطرح شده از سوی مهمان‎های برنامه نبودید؟

    من خودم مقداری نگران و مردد بودم که فضا
    تا چه اندازه کشش مباحث مطرح شده را دارد و تا چه اندازه فضای پاسخگویی به
    شبهات ایجاد خواهد شد. اما همان اواسط کار حمایت‎های بسیار جدی از سوی
    مدیران ارشد سازمان از برنامه صورت گرفت و نگرانی ما بر طرف شد.


    بخشی از جریان‎های سیاسی،
    معتقدند در به‎وجود آمدن فضای ملتهب پس از انتخابات صداوسیما به‎دلیل
    آن‎چه که آن را رویکرد جانبدارانه می‌خوانند، یکی از مقصران اصلی است. اگر
    بخواهم شفاف و صریح مطرح کنم بر پایه این نظریه تعلل عمدی سازمان در ایجاد
    فضای گفت‎وگو بین دو جریان درگیر پس از انتخابات، موجب شد تا هواداران این
    دو جریان، اختلافات خود را در کف خیابان‎ها حل و فصل کنند. نظرتان در این
    مورد چیست؟

    این‎که این برنامه‎ها از چه موقع و به چه
    صورت باید آغاز می‎شد، بحثی تخصصی است که صاحب‎نظران عرصه رسانه و علوم
    ارتباطات باید نظر بدهند. اما نظر شخصی بنده این است که شاید اگر این
    برنامه چند ماه قبل و در اوج حوادث پخش می‎شد، می‎توانست موجب
    سوءاستفاده‎هایی بشود.

    همان‎طور که خیلی از حوادث و اتفاقات
    بعضا ناگوار بعد از انتخابات خواسته هیچ‎یک از چهره‎ها و جریان‎های سیاسی
    نبود. بلکه صرفا نتیجه بسترسازی چهره‎ها و جریان‎های سیاسی و موج‎سواری
    عوامل بیگانه و رسانه‎های غربی بود.

    بسیاری از مطالبی که در برنامه ما مطرح
    می‎شود یا احتمالا در آن مقطع زمانی مطرح خواهد شد در فضای ثبات سیاسی بعد
    از 9 دی معنا و مفهوم خواهد داشت و مخاطب با آن ارتباط برقرار خواهد کرد.
    در آن شرایط هیجانی و احساسی هرکدام از اظهارنظرات و سخنان تحریک‎آمیز از
    هر دو طرف ممکن بود موجب بلوا و آشوب دیگری بشود. در واقع می‎شود گفت
    حماسه 9 دی با این حجم عظیم و چشمگیرش اجازه سوءاستفاده و موج‎سواری را از
    همه جریان‌های سیاسی داخل و خارج از نظام گرفته است.

    این‎که شما می‎گویید حوادث
    به‎سرعت اتفاق می‎افتاد و فضا برای مدیران سازمان روشن نبود و مرتبا
    اولویت‎های جدیدی پیش می‎آمد، به‎نظرم تأیید ضمنی نوعی برخورد انفعال‌گونه
    مدیران ارشد رسانه ملی نسبت به حوادث بعد از انتخابات است. فکر می‌کنید
    این مسئله برای مدیران صدا و سیما پسندیده است؟

    من نمی‎توانم مدعی بشوم که رسانه نقش خود
    را کامل و بی‎عیب و نقص بازی کرده است. رسانه ملی هم مثل سایر حوزه‎های
    حاکمیتی ما که در ماجرای انتخابات از خود رفتار عجولانه نشان دادند و
    رفتارهای آن‎ها نشان‎دهنده عدم آمادگی برای برخورد با این حوادث بود، نقش
    خود را به صورت کامل و جامع ایفا نکرد، البته کسی هم تصور نمی‎کرد که
    شبکه‎های خارجی بتوانند تا این حد نقش‎آفرینی کنند و سایت‎های اینترنتی و
    شبکه‎های ماهواره‎ای تا این اندازه تأثیرگذار باشند. و یا نیروهای خارجی
    تا این اندازه بتوانند معترضین داخلی را منسجم بکنند. به‎نظرم اگر
    واقع‎بینانه نگاه کنیم، می‎بینیم که ظرفیت فعالیت‎های فوق‎العاده در کشور
    فراهم نبود.


    شما ظاهرا از همکاران سایت
    رجانیوز هستید. حداقل می‎توان گفت به‎دلیل نزدیکی و قرابت فکری
    یادداشت‎های خود را برای انتشار به این سایت می‎سپارید. جایگاه رجانیوز هم
    در طیف‎بندی رسانه‎های کشور مشخص است. سایتی که حامی جدی دولت و شخص
    رییس‎جمهور و منتقد تمام منتقدان رییس‌جمهور است. حتی از دید برخی
    اصول‎گرایان یک رسانه تندرو محسوب می‎شود؟

    در مورد واژه‎هایی چون تندرو چندان با شما هم‎عقیده نیستم و فکر می‌کنم برای روشن شدن این موضوع باید ساعت‎ها با هم صحبت کنیم . اما در مورد این‎که می‎گویید رجانیوز حامی دولت و رییس‎جمهور است، باید
    بگویم خود من مقالاتی در نقد جدی دولت نگاشته‌ام و اتفاقا در همین سایت
    رجانیوز منتشر شده است. اما در این‎که می‎گویید من همکار سایت رجانیوز
    هستم، با شما مخالفم.

    بنده با بسیاری از سایت‎ها و روزنامه‎ها
    ارتباط دارم. برای بسیاری از این رسانه‎ها یادداشت می‎دهم. به همکاری با
    رجانیوز افتخار می‌کنم. زیرا سایت رجانیوز را یک سایت موفق، آرمان‎گرا و
    منطبق با انگاره‌های امام و انقلاب می‎دانم. مثل برخی از سایت‎های خبری-
    تحلیلی دیگر. من به سایت «الف» هم خیلی علاقه‎مندم. به سایت خبری
    جهان‌نیوز و خبرگزاری فارس هم علاقه‎مندم و البته در وبلاگم سایت‎های
    تابناک، عصر ایران و فردا را هم لینک داده‌ام و همه این سایت‎ها را
    اصول‎گرا می‎دانم. بالاخره هرکسی نظرات و خط‎مشی سیاسی خاص به‎خود را
    دارد. اما شما باید ببینید که هر فردی در چه جایگاهی مشغول انجام وظیفه
    است. و آیا نظرات شخصی خود را در برنامه دخیل می‌کند یا خیر. برای روشن
    شدن مسئله فقط این را بگویم که آقای جواد اطاعت پس از برنامه به نشانه
    تشکر با من دست داد و روی مرا بوسید و از اجرای بی‎طرفانه من تقدیر کرد.




  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :وحید یامین پور::نظرات دیگران [ نظر]
    <   <<   36   37   38   39   40      
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی