سفارش تبلیغ
صبا







حکایت دولت نهم و دهم و خدمات برجسته دولت احمدی نژاد ، در یک صفحه و یک مقاله و یک تحلیل و یک سخنرانی نمی گنجد.

نه این نوشته قصد تحلیل خدمات برجسته این دولت را دارد و نه توان این کار را در خود می بینم.

ابتدا بگویم که من هم از مشائی خوشم نمی آید،نه بگذارید اصلاحش کنم من از مشائی بدم می آید،البته درستش این است که مشائی در حد این نظام نیست.

اما،بزرگترین خدمت دولت نهم ،تشکیل همان دولت بود، کیست که نداند اگردر رأس دولت نهم احمدی نژاد نبود،قطعا هاشمی رئیس جمهور شده بود و باز هم کیست که نداند اگر هاشمی در سال هشتاد و چهار رئیس جمهور شده بود همین امروز انقلاب به تاریخ پیوسته بود.

در ذهن خود هاشمی را دوباره مرور کنید،کردید؟

اینک یاران هاشمی را مرور کنید،به چه نامهائی رسیدید؟

محمد هاشمی،حسین مرعشی،حسن روحانی،حسین موسویان،غلامحسین کرباسچی،فائزه هاشمی،مهندس هاشمی طبا،محسن هاشمی،مهدی هاشمی،فاطمه هاشمی،بهزاد نبوی،صفائی فراهانی،علی فلاحیان،نوبخت و....

آری این نامها اصلی ترین افراد تیم هاشمی را تشکیل میدادند و دوباره مقدرات و سرنوشت این مملکت و این نظام در دست همین جماعت بود،البته به این اسامی میتوان دوباره اضافه کرد،اما تغییری در ماهیت آنها به وجود نمی آمد،حتی بهترین نامها را اگر در این لیست اگر بتوان جای داد و اگر حاضر به همکاری می شدند،میدانیم و میدانید که ابتدا باید تغییر ماهیت می دادند و به قول معروف در این منش حل می شدند.

تشکیل دولت نهم به خودی خود همه این جماعت را پس زد و به کناری انداخت و این به تنهائی بزرگترین خدمت دولت نهم بود،حتی اگر همه خدمات بزرگ دیگر دولت نهم را فراموش کنیم.

دولت نهم یک پالایش بزرگ در نظام اسلامی بود و توانست با تشکیل خود،یک روح تازه به انقلاب ببخشد و در یک کلام، دولت نهم مصداق "جاءالحق و زهق الباطل "بود.

یکی دیگر از بزرگترین خدمات دولت نهم که کمتر به آن پرداخته شده است،هم پیمانی همه مخالفان نظام و انقلاب بود که در انتخابات دهم و حوادث پس از آن خود را نشان داد و مشاهده کردیم.

حالا به دولت دهم رسیدیم و به دولت دوم دکتر احمدی نژاد.

تصور کنید که اگر احمدی نژاد رئیس جمهور نبود و موسوی رئیس جمهور شده بود،آیا فردای انتخابات دیگر اثری از نظام اسلامی مانده بود؟

صحیح تر این است که بگوئیم اصولا اثری از نظم باقی بود که نظامی باقی بماند.

حالا یاران میر حسین را در ذهن خود مرور کنید.

تمامی اسامی بالا را هم حساب کنید به اضافه محمد خاتمی،موسوی خوئینی،محتشمی پور،تاجزاده،محمدرضا خاتمی،زهرا رهنورد،معصومه ابتکار،سعید حجاریان،عبداله نوری،یوسف صانعی،مجید انصاری،موسوی بجنوردی،موسوی تبریزی و...

البته تیم خارجی این طیف هم چون مهاجرانی ،کدیور،گنجی،سروش،بازرگان و بسیاری دیگر که میشناسیم هم هستند،که تازه باید به این جماعت سلطنت طلبان و فدائیان خلق و منافقین و نهضت آزادی و جبهه ملی و کومله و دمکرات و بسیار گروههای چند نفره دیگر را هم اضافه کرد.

چه آشی می شد دولت موسوی،آیا چیزی از نظام و ولایت فقیه و ایران و ایرانی باقی می ماند؟

اگر امروز می بینیم که رهبر معظم انقلاب این همه تأکید بر نقاط مثبت دولت دارند و دیگران را نیز به دیدن نقاط قوت دولت و پرهیز از اختلافات فرمان می دهند نه به این خاطر است که دولت هیچگونه ضعفی ندارد،بلکه برای جهت گیری و فلسفه وجودی این دولت است که با روی کار آمدن خود،جبهه مخالفان و معاندان نظام را ناکارآمد کرد و در بسیاری از موارد نابودی معاندان نظام را رقم زد.

براستی در این همه خدمتی که این دولت به نظام و انقلاب انجام داد،رد پای همکاری آقایان لاریجانی و قالیباف و محسن رضائی و علی مطهری و احمد توکلی و...کجاست؟

آیا همکاری با دولت کردند و یا فقط نقاط ضعف را با زشت ترین ادبیات فریاد زدند؟

آن هم تازه نقاط ضعفی که فقط از دید این آقایان ضعف بود و در صحت گفتارشان بسیار شک باید کرد.

سیاست خارجی کشور و شأن نظام اسلامی امروز و تأثیر آن بر سیاست های بین الملل و احساس غرور ما ایرانیان در امروز رامیتوان نادیده گرفت؟

این همه خدمت رسانی در داخل کشور و پروژه های عمرانی و صنعتی و خودباوری ملی امروز آیا دروغ است؟

مشائی همچون زخم کوچکی در این دولت است قبول،آیا غیر از این است که مگس فقط بر روی زخم می نشیند؟

آیا بحث را فقط باید با نقاط ضعف دولت پر رنگ کرد؟

آیا سایتهائی که فقط برای جلب خواننده بر نقاط ضعف دولت تمرکز میکنند و تیترهای آنچنانی میزنند،دانسته یا نادانسته خیانت کار نیستند؟

آیا برگشت انقلاب به مسیر اصلی جز با روی کار آمدن دولتهای نهم و دهم امکان پذیر بود؟

خدا را شاکریم که رهبری بصیر داریم که هر زمان که احساس کنند که نیاز به تذکر و یا حتی اقدامی از جانب ایشان وجود دارد،قبل از همه پیشگام هستند و نیازی به این همه سیاه نمائی وجود ندارد.



  • کلمات کلیدی :
  • خرداد، ماه قیام است،ماه حوادث ماندگار در تاریخ است،خرداد،ماه قیام امام است،امامی که امتش برای راه او جان فدا میکردند،سر میدادند در راهش،امامی که امت داشت،امتی از پاکترین و صالحترین و وفادارترین امت تاریخ تا به امروز.

    خرداد،برخلاف ماههای دیگر از اول خرداد آغاز نشد،این بار خرداد از پانزدهم آغاز شد،روز قیام امام همراه با امتش برعلیه طاغوت،برعلیه اشرافیت،برعلیه ظلم،برعلیه اسلام آمریکائی،برعلیه وابستگی،برعلیه تزویر،برعلیه دربار و برعلیه هزار فامیل.

    خرداد اما با پانزدهم آغاز شد ولی پایانی ندارد،یادگارانی دارد این قیام که شاخص ترینش ولایت فقیه است.

    هر که با این شاخص در افتاد ریشه خود را سوزانده است و اگر آنروز فقط اعتراض کوچکی را از امت امام دیدی،بار دیگر اینگونه نیست و این یک هشدار بود.

    سیل خروشان عزاداران امام که به تو اجازه حرف زدن در مورد امام خویش را ندادند،فقط به این دلیل بود که حامل پیامی برای تو باشند که ما امام خویش را بهتر از تو می شناسیم و تو بهتر است که اصول اولیه با امام بودن را یاد بگیری و پس از آن تازه پای درس ما بنشینی،بلکه بیشتر امام را بشناسی.

     اینک با هم ببینیم که چه کسانی از تو حمایت کردند و البته با مردم مخالفت، و نسبت این جماعت را با یادگار گرانبهای امام که همان ولایت فقیه است را امیدوارم که بدانی.

    مهاجرانی را که میشناسی؟سرکرده سایت جرس،همان سایتی که برای حمایت از تو، مقاله ها نوشت و تو را مردی بزرگ خطاب کرد،برایش کامنت میگذاشتند که دم سید حسن گرم.

    نسبت مهاجرانی را با ولایت فقیه ببین،اگر خجالت کشیدی توبه کنادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :
  • قیام آقازاده ها»
    89/3/16 12:26 ص

    پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال گذشته،تمام امید جبهه مخالف خط امام و رهبری از بین رفت و کاخ آرزوهای این جماعت فرو ریخت.

    صدای سقوط این آوار، در حوادث پس از انتخابات به خوبی شنیده شد و هر روز که گذشت، فرکانس این صدا با نوساناتی همراه بود،گاهی چنان فریاد می زدند و گاهی نیز با لحنی ملایم تر،اما هر چه که بود این بود که این همه هیاهو فقط صدای ناله این جماعت بود از سیلی غیر منتظره ای که از مردم خورده بودند.

    به هر طنابی هم برای نجات خویش متوسل شدند،گاهی خط امام و زمانی یاران امام و امروز هم بیت امام بهانه این جماعت شده است.

    سؤالی که مطرح است این است که مشکل این جماعت چیست ؟

    برخی در پاسخ به این سؤال حب دنیا را اساسی ترین مشکل این جماعت ذکر کرده اند،اما آیا تمام مشکل این جماعت حب دنیا و مقام پرستی و پول پرستی و لذت طلبی است؟

    اینکه حب دنیا باعث بیراهه رفتن این جماعت شده است،صحیح است لیکن مشکل اصلی این جماعت همان عدم بصیرت است که مقام معظم رهبری بارها بر اهمیت آن تکرار و توصیه فرمودند.

    چرا؟

    پیش از پاسخ به این سؤال توجه شما را به برخی از اسامی آقا زاده ها جلب میکنم.

    مصطفی ناطق نوری

    مهدی هاشمی

    سوسن شریعتی

    زهرا اشراقی

    فخرالسادات محتشمی پور

    فائزه هاشمی

    علیرضا بهشتی

    حسن مصطفوی پرانتز باز خمینی پرانتز بسته

    علی مطهری

    به این لیست در همین امروز می توان اسامی دیگری را هم اضافه کرد و البته بر این باور هستیم که در چند ماه آینده اسامی این سیاهه قطعاً اضافه خواهد شد و البته صدای جیغ بنفش این جماعت و جماعتی دیگر از همین قماش را بیش از پیش خواهیم شنید.

    اما علت این فریادها چیست؟

    آیا فقط حب دنیاست؟ پاسخ منفی است.

    باز هم تکرار میکنم که حب دنیا، قطع و یقین در این بیراهه رفتن ها تاثیری به سزا دارد،اما عدم بصیرت این جماعت نقطه اصلی سقوط اینهاست.

    این جماعت به ثروت و مکنت رسیده اند و از این بابت مشکلی ندارند و اگر همین امروز هم از کجراهه ای که به آن مبتلا شده اند بازگردند،شاید در امان باشند،لیکن مشکل اینجاست که اینها هنوز متوجه نشده اند که مردم از اینان متنفرند و چشم دیدن اینها را ندارند و البته اینها همه، از عدم بصیرت است.

    به عنوان مثال،زمانی که مهدی هاشمی در راس برنامه ریزی کودتا گران قرار گرفت،باور نداشت که به یک ماه نمی کشد که مجبور به فرار از کشور خواهد شد.

    علی مطهری هم هیچگاه باور نمی کرد که اگر در حمایت از این جماعت بگوید و بنویسد از چشم مردم خواهد افتاد و راهی را خواهد رفت که به دره سقوط ،نزدیک و نزدیکتر خواهد شد.

    علیرضا بهشتی هم که همه توان خود را در هدایت کودتای سبز آن هم در داخل دانشگاه و میان دانشجویان، به کار گرفته بود هرگز گمان نمی کرد که زمانی فرا برسد که او حتی جرات حضور در دانشگاه را هم نداشته باشد.

    احترام به شخصیت دکتر شریعتی باعث می شود که سوسن شریعتی جوگیر شده و در همه مسائل سیاسی و غیر سیاسی کشور اظهار فضل کرده و همه اینها را هم به دکتر نسبت دهد و دست آخر هم توقع داشته باشد که مردم نظرات او را جدی بگیرند.

    زهرا شراقی مثالی دیگر از این جماعت نادان است که توقع دارد که همه مردم باید اسلام و دین خدا را آنجور تفسیر کنند که ایشان می پسندد،چرا که ایشان دختر مرحوم اشراقی و نوه حضرت امام است.

    مصاحبه دیرهنگام مصطفی ناطق نوری هم حکایت از برنامه ریزی این جریان برای طغیانی دیگر است،اینان دریافته بودند که مردم حرکات فرزند مرحوم حاج احمد آقا را بی پاسخ نخواهند گذاشت و مصاحبه مصطفی ناطق، استارتی برای این طغیان بود و در ادامه مصاحبه علی مطهری را دیدیم و این حرکت تازه شروع شده است.

    این جماعت اندک امروز قصد قیام بر علیه مردم را دارند و در این راه نیز از هیچ مستمسکی نخواهند گذشت.

    آیا این اوج بی بصیرتی نیست؟

    زمانی که سید حسن مصطفوی در حرم امام برای سخنرانی آمد چهره او را دیدید؟ چنان پیروزمندانه و با غرور وارد شد و برای مردم دست تکان داد، گوئی همه این مردم از راههای دور و نزدیک برای زیارت ایشان آمده اند!!!

    آیا نفهمیدن اینکه مردم برای ایشان تره هم خرد نخواهند کرد نشان عدم بصیرت و عدم درک شرایط روشن و مبرهن نیست؟

    متاسفانه این جماعت آقازاده چون چیزی از خود برای بروز دادن ندارند و آویزان سوابق وابستگان خود هستند و از طرفی هم تا پیش از انتخابات،نه تنها از مردم سیلی نخورده بودند بلکه به موفقیتهائی هم رسیده بودند و باز هم متاسفانه هنوز شرایط را درک نمی کنند،همه با هم شده اند تا به جنگ مردم بیایند.

    امروز آغاز جدی قیام آقازاده ها برعلیه مردم است،و البته این تقابل برای ما بسیار شیرین است زیرا که دیگر از این جماعت حالمان به هم میخورد و سالهاست که منتظر امروز هستیم.

    من مانند حسین قدیانی به این جماعت نمیگویم که ما شما را اصلا عددی نمی دانیم بلکه به این جماعت تاکید میکنم که ما برای مبارزه و مقابله با دشمنان این مرز و بوم،نیاز به آمادگی داریم و این آمادگی جز با برپائی مانورهای گوناگون امکان پذیر نخواهد بود و برای انجام مانور نیاز به دشمن فرضی است،لذا ما روی شما به عنوان دشمن فرضی در این مانور حساب باز کرده ایم و امیدواریم که با همه توان خود ظاهر شوید. 



  • کلمات کلیدی :
  • سال گذشته در چنین ایامی بود که هیجان انتخابات به اوج خود رسیده بود و اکثر مردم تصمیم خود را گرفته بودند،آن عده هم که هنوز مردد بودند با دقت، مناظره کاندیداها را رصد می کردند.

    لازم به گفتن نیست که چهار کاندیدا به یک گروه سه نفره برعلیه یک گروه یک نفره! تقسیم بندی شده بودند و آن گروه سه نفره، مدام سوابق خود را به رخ کشیده و از امام مایه میگذاشتند و البته عملکرد دولت را به نقد میکشیدند و از خود و سوابق خود تعریف می کردند.

    یکی از نقدهائی که به دولت وارد می کردند،حمایت دولت از مردم بی دفاع فلسطین و البته غزه بود و دیگر ایراد دولت را در حمایت از حزب اله لبنان می دانستند.

    این انتقاد و اشکال تراشیها که البته دیگر جنبه تخریب هم پیدا کرده بود ،باعث ریزش بسیاری از کسانی شد که تا آن لحظه، هنوز متوجه برنامه های این جریان نشده بودند.

    این جریان (سبزها) غافل از این مهم بود و البته هنوز هم غافل است که دیگر مسئله فلسطین تبدیل به آرمان مردم آزاده جهان شده است و افکار عمومی ملل دنیا، با تبلیغات و ژست حقوق بشری دروغین، فریب دولتمردان وابسته به صهیونیست ها را نمی خورند.

    اما رسوائی بزرگ سبزها زمانی بیشتر خود را عیان کرد که در روز قدس که همه ملتهای آزاده جهان با هر دین و مذهبی که داشتند یکصدا برعلیه رژیم صهیونیستی فریاد برآوردند و خواستار نابودی آن رژیم جعلی شدند،لیکن جماعتی جیره خور و احمق با ظواهر آنچنانی و البته با نماد سبز، شعار نه غزه نه لبنان سر دادند و لیدرهای این جریان، یعنی همان سران فتنه هرگز حاضر به محکوم کردن این عمل نشدند.

    یکی از افتخارات این جماعت خودباخته از ابتدا تا امروز این است که می خواهند با این ادا و اطوارها خود را روشنفکر معرفی کنند و رگه ای از غربزدگی یا مدرن بودن خود را به رخ دیگران بکشانند،که البته جز خودباختگی نام دیگری نمی توان بر این حرکات گذاشت.

    روز گذشته و همزمان با ورود کاروان آزادی به سواحل غزه و حرکت ضدانسانی صهیونیستها در کشتار وحشیانه این کاروان،خشم و نفرت عمومی، دامان صهیونیستها را گرفت و البته شدت این نفرت عمومی را می توان در تظاهرات و راهپیمائی های خود جوش مردمی در تمام جهان مشاهده کرد.

    امروز آمریکا ،انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا،آرژانتین،یونان،ترکیه و .....بسیاری از ملل آزاده جهان در حرکتهای خودجوش فریاد مرگ بر اسرائیل و درود برغزه سر دادند و هر روز موجی جدید ایجاد خواهد شد.

    امروز اما جلبکهای سبز و خود فروخته به همراه سران فتنه شرمنده شدند و از شدت شرمساری سرخ شدند و لبو شدند و هر روز به رنگی در خواهند آمد.

    دیروز سبز لجنی و امروز قرمز لبوئی و فردا به رنگی دیگر درخواهند آمد.

    انقلاب رنگی همین است دیگر،آقای ملون هم پیش این جماعت کم خواهد آورد،رنگ به رنگ شدن خاصیت این جماعت است.

    برای این جماعت رنگها معنائی متفاوت دارد،

    نقاشند ناسلامتی از گونه موسوی!!!

    البته همه فن حریفند این جماعت،

    آیت اله دارند این جماعت از گونه صانعی!!!

    آیت اله زاده دارند این جماعت از گونه خاتمی!!!

    چریک پیر دارند این جماعت از گونه بهزاد نبوی!!!

    حق امام بگیر دارند این جماعت از گونه کروبی!!!

    مهدی جونیورز دارند این جماعت از گونه هاشمی!!!

    واقف اموال مردمند این جماعت از گونه جاسپی!!!

    گریه کن بر مستضعفان دارند این جماعت از گونه کرباسچی!!!

    مغز متغکر لیبرال دمکرات مسلمان دارند این جماعت از گونه مرعشی!!!

    زنانی متفکر و غیبگو دارند این جماعت از گونه های مختلف،

    متفکر بزرگ قرن دارند از گونه رهنورد!!!

    توی شلوغی ساندویچ میخورند از گونه فائزه!!!

    حافظ حقوق بشر دارند این جماعت از گونه شیرین!!!

    خاتمی را حسین زمان میخوانند از گونه فخرالسادات!!!

    اگر موسوی رئیس جمهور نشد بریزید در خیابان از گونه عفت!!!

    هنرمند و بازیگر و خواننده دارند این جماعت ،

    از گونه گوگوش و داریوش!!!

    از گونه شجریان!!!

    از گونه بهاره رهنما!!!

    از گونه باران کوثری!!!

    از گونه فاطمه معتمد آریا!!!

    بیراهه میرویم انگار،بازیگرند همه این جماعت،هر کدام هنری دارند،یکی فتوا می دهد،دیگری آن کار دیگر می کند.

    ولی امروز شرمسارند، جلبکند اما نه سبز،امروز لبو شده اند،رنگش مهم نیست چونکه نقاشند این جماعت.



  • کلمات کلیدی :
  • تفاوتی وجود دارد در بین بیعت کنندگان با مولای متقیان امام علی(ع) در آن زمان و بیعت کنندگان با سلاله پاکش حضرت آیت اله خامنه ای در عصر حاضر.

    بیعت کنندگان آن روز،آزموده شدند و نتایج آن آزمون اینک در اختیار ما قرار گرفته است،اما در آن دوران شاید بتوان گفت که این تجربیات،در اختیار مردم آن روز نبود.

    از تاریخ آن دوران آموخته ایم که کسانی که به هر دلیلی از ولایت فاصله گرفتند و دنیا طلبی و آسایش پیشه کردند،دیری نپائید که به بلایائی سخت مبتلا شدند و دچار گرفتاری شدند که هرگز از آن به سلامت عبور نکردند و البته در تاریخ نیز نامی ننگ برای خود به یادگار گذاشتند.

    مولا علی(ع) در سال چهلم هجری خطبه ای را ایراد فرمودند که گزارش های پیاپی از شکست یاران امام به کوفه می رسید و عبیدالله بن عباس و سعیدبن نمران،فرمانداران امام(ع) در یمن از بسربن ابی ارطا?،شکست خورده و به کوفه بازگشتند.

    امام برای سرزنش یاران جهت کندی و رکود در جهاد و مخالفت از دستورهای رهبری فرمودند:

    «به من خبر رسیده که بسربن ارطا? بر یمن تسلط یافته،سوگند به خدا می دانستم که مردم شام به زودی بر شما غلبه خواهند کرد،زیرا آنها در یاری کردن باطل خود وحدت دارند و شما در دفاع از حق متفرقید،شما امام خود را در حق نافرمانی کرده و آنها امام خود را در باطل فرمان بردارند. آنها نسبت به رهبر خود امانت دار و شما خیانت کارید.»

    امروز تفاوتهای بیعت کنندگان آشکار شده است و هر بار که این دفتر پرشکوه انقلاب اسلامی ورق می خورد آشکارتر می شود.

    ناوهای جنگی و سلاحهای اتمی و رسانه های رنگارنگ دشمن و فتنه ها و دسیسه های مختلف نتوانسته است کوچکترین فاصله ای میان امت و امام ایجاد کند که هیچ،بلکه باعث نزدیکی بیش از پیش آنها شده است.

    این قرابت تا آنجا پیش رفته است که دیگر "از او به یک اشاره از ما به سر دویدن شده" است.

    تفاوت امم گذشته با ما در این است که ما برای فرمانده و مولای خود جان فدا میکنیم و هیچگاه به دنبال لذت طلبی نیستیم و در عین حال بهترین لذائذ دنیا نصیبمان شده است و این در حالی است که پیشینیان به دنبال لذائذ می دویدند و عایدیشان هیچ بود.

    امت امام خامنه ای اطاعت از فرماندهی را آموخته اند و به بهترین شکل ممکن در پی فرامینش حرکت می کنند.

    ما با دل با امیر خود بیعت کرده ایم ولی پیشینیان با دست، ما جاودانه خواهیم شد و نیک نام خواهیم ماند ولی پیشینیان، بدنام شدند.

    اگر امروز تمام دنیای پوشالی غرب و استکبار،در مقابل این عظمت در مانده و ناتوان شده اند،فقط به خاطر اطاعت محض این امت از فرماندهی لایق است.

    البته در این میان هستند خواص بی خاصیتی که از رهبری اطاعت نکردند و به دنبال هوسها و دنیای خود رفتند و البته چیزی بیش از سقوط عایدشان نشد.

    امروز دیگر هوسرانی و آسایش طلبی و به دنبال دنیا رفتن طلحه ها و زبیرها این امت را از راه حق منحرف نمی کند و بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب باعث سقوط خود آن جماعت خواهدشد.

    خدا را شاکریم که در عصر امام خامنه ای و امت امام خامنه ای زندگی می کنیم و با غرور تمام بر این امت و امام افتخار می کنیم.



  • کلمات کلیدی :
  •    1   2   3      >
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی